چند واحد روضه‌خوانی دانشجویی/ درباره سه مداح معروف تحصیلکرده

گروه فرهنگی جهان نيوز، محسن تاجیک‌نژاد:دهه اول محرم در حالی به پایان رسید که برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها مبنی‌بر کاهش استقبال از مراسم‌های دانشجویی داخل دانشگاه‌ها به دلیل همزمانی آغاز سال تحصیلی و سردرگم بودن تکلیف بخشی از دانشجویان، این موضوع به چشم نیامد و صحن دانشگاه‌ها یکی از پایگاه‌های مهم و «پراستقبال» دانشجویی بود.

اما یکی از اقدامات «دانشجوپسندی»که طی سال‌ها در داخل هیات‌های دانشگاهی یا حتی بیرون از فضای دانشگاه صورت می‌گیرد استفاده از مداحان تحصیلکرده است؛ موضوعی که باعث شد کیفیت محتوای ارائه شده مشهود و بارز شود. همین مساله بهانه خوبی شد سراغ سه مداح شاخص و تحصیلکرده برویم و به معرفی سابقه تحصیلی آنها بپردازیم.
 
  میثم مطیعی
میثم مطیعی مداح برجسته کشور که نامش با هیات میثاق با شهدا دانشگاه امام صادق (ع) گره خورده است، کار خود را از جلسات حاج آقا مجتبی تهرانی، استاد اخلاق شروع کرد و سال‌ها در محضر ایشان تلمذ می‌کرد. او خودش را شاگرد حاج آقا نمی‌دانست اما مانند یکی از هزاران جوان دیگر از جلسات اخلاق ایشان استفاده می‌کرد و مداح جلسات هفتگی این مرجع بزرگ شیعه بود و به گفته خودش مقتل‌خوانی را از این عالم ربانی فرا گرفته است. مطیعی، موسسه حفظ و نشر حاج آقا مجتبی تهرانی را تاسیس و سال‌ها آن را اداره می‌کرد.

او با قبولی در مقطع دکتری در دانشگاه امام صادق(ع) کار خود را به‌عنوان مداح در هیات میثاق با شهدا بسیج دانشجویی این دانشگاه آغاز کرد. تسلط کامل به زبان عربی و چند زبانه بودن اشعار وی باعث شده که مداحی‌هایش بازتاب‌های گسترده‌ای در جهان اسلام خصوصا در کشور‌های عربی داشته باشد؛ به‌عنوان مثال مداحی «یا تکفیری صبرک صبرک» که به دو زبان فارسی و عربی و علیه جنایات داعش خوانده شده، در میان عرب‌زبان‌ها محبوبیت یافته و بارها توسط مداحان عرب در عراق و سوریه و لبنان بازخوانی شده است. او حضور مستمری در جلسات و برنامه‌های حسینیه امام خمینی‌(ره) که رهبر معظم انقلاب هم در آن حضور پیدا می‌کنند، دارد.

ایشان در یکی از این جلسات درباره این مداح دانشجوی کشور فرمودند: «این از معجزات انقلاب است که یک دانشجوی دکتری مداح اهل بیت است.» دفاع از تز دکتری باعث شده که حالا دیگر او را عضو هیات‌علمی دانشگاه امام صادق (ع) بدانیم و این مسیری است که یک دانشجوی نخبه و تراز اول انقلابی طی کرده و در حال حاضر از محبوب‌ترین مداح‌های جهان اسلام شناخته می‌شود.

  مهدی رسولی
خودش می‌گوید که ما هیات‌های روییده از دل فتنه 88 هستیم. فرزند شهیدی که هنوز سه دهه از زندگی‌اش نمی‌گذرد اما مداحی در حسینیه اعظم زنجان، هیات میثاق با شهدای دانشگاه امام صادق(ع)، حسینیه امام خمینی(ره) و در محضر رهبر انقلاب باعث شده که شهرت فروانی پیدا کند.

مهدی رسولی که متولد زنجان است،  به‌رغم میل باطنی و آنچه خواسته خودش بود نتوانست در حوزه و دانشگاه‌هایی مثل دانشگاه امام صادق (ع) تحصیل کند و شرایط خانوادگی او را وادار کرد در دانشگاه سراسری زنجان و در رشته مهندسی عمران درس بخواند اما بعد از مهندس شدن به این نتیجه رسید که باید مسیر را عوض کند و برای همین در رشته مدیریت فرهنگی کارشناسی خود را گذراند و کارشناسی‌ارشد را هم در رشته علوم قرآن و حدیث اخذ کرد.

تسلط بر سه زبان آذری، فارسی، عربی و خواندن اشعار با چند زبان مختلف در عاشورای88 و در حسینیه اعظم زنجان که یک مانور و تجمع بزرگ برای تشیع محسوب می‌شد، فضایی را ایجاد کرد که از ظرفیت این زبان‌ها که عمق نگاه بیشتری نسبت به مضامین و شعار‌های اهل بیت (ع) دارد، استفاده شود.

این مداح جوان معتقد است زبان‌ها آفریننده فرهنگ هستند و یکی از زیبایی‌های زبان آذری قوام حماسی آن است و بالا بودن درون‌مایه و دوز حماسی زبان آذری باعث شده که خیلی‌ها بخواهند نوحه‌های حماسی را فقط به زبان آذری بشنوند ضمن آنکه المان‌های زبان آذری دلیلی است برای آنکه روضه‌های آذری سوز و گداز بیشتری داشته باشند. سیاسی بودن هیات‌های عزاداری آن هم بر پایه آن که «سیدالشهدا تبلور سیاست انقلابی است» از دیگر عقیده‌های حاج مهدی رسولی است که باید با ظرافت خاصی بیان شود.

تشکیل هیات «ثارالله، رهروان امام و شهدا» در گلزار شهدای شهر زنجان توسط رسولی و رفقای هیاتی‌اش که اساس آن تشکیلاتی است و در حوزه دانش‌آموزی، دانشجویی، طلاب و… فعالیت می‌کند، توانسته جریان‌سازی بسیار خوبی را در فضای شهر زنجان و حتی کشور به وجود آورد.

 امین پویان راد
حضور و فعالیت در عالی‌ترین سطح تشکیلاتی جنبش دانشجویی برای کسی که مداح است، شاید به ظاهر عجیب به نظر بیاید اما امین پویان راد 21 ساله یکی از همان‌هایی است که هر دو مساله را با جدیت دنبال می‌کند.

پویان راد در رشته مهندسی معدن دانشگاه صنعتی امیرکبیر درس می‌خواند و یکی از آن کسانی است که در عین حال که در هیات‌های دانشجویی مداحی می‌کند، در کنار آن حضور پررنگی در تشکل‌های دانشجویی دارد.

او که ورودی سال 93 دانشگاه امیرکبیر است، سابقه عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه را دارد و دبیر عقیدتی فرهنگی این تشکل بوده و حال عضو علی‌البدل و مسئول فرهنگی تشکیلات دفتر تحکیم وحدت  می‌باشد.

این مداح جوان دانشجو به واسطه شغل پدرش که در تولید محصولات فرهنگی فعالیت می‌کرد از کودکی در هیات‌ها و جمع‌های مذهبی حضور داشته و از 6 سالگی مداحی را نزد استاد حاج ماشاءا… عابدی (از شاگردان آیت‌ا… حق‌شناس) و حاج‌مهدی سماواتی آغاز کرده است. اعتقاد به ایجاد شعور حسینی در فضای کار تشکیلاتی و جنبش دانشجویی از مهم‌ترین اصول مداح دهه هفتادی کشورمان است.

اعلام مواضع به‌موقع فرهنگی و سیاسی در زمان‌های مختلف و کار تشکیلاتی و در کنار آن مداحی در هیات رهروان شهدای دانشگاه صنعتی امیرکبیر که از تمامی طیف‌ها و سلیقه‌ها در آن حضور دارند و فعالیت می‌کنند و جمعیت بالایی را به‌عنوان مخاطب خود جذب کرده، بی‌تردید تاثیر‌گذاری این مداح و فعال دانشجویی را در بدنه دانشجویی بیشتر می‌کند.

860 اثر به نخستین دوره جشنواره ملی داستان کوتاه پرراس ارسال شد

فریبا مصدق روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: با پایان مهلت ارسال آثار در31 شهریور ماه آثار دریافتی در دبیرخانه جشنواره برای ورود به مرحله داوری مرتب سازی و کدگذاری شد.
وی بیان کرد: پس از بررسی داستان ها، تعداد آثار انتخاب شده از مرحله اول داوری به منظور ارسال به مرحله نهایی به همراه جزئیات بیشتر اطلاع رسانی می شود.
مصدق ادامه داد: در مرحله نهایی با داوری علی خدایی، احمد آرام، حسن محمودی، سعید بردستانی و شیوا مقانلو 10 اثر برگزیده و در مراسم پایانی که در آذرماه 96 برگزار می شود، معرفی خواهند شد.
مصدق یادآور شد: به سه اثر برگزیده اول به ترتیب مبلغ 15 ، 10 و 5 میلیون ریال به همراه تندیس جشنواره تعلق می گیرد.
وی اضافه کرد: همچنین با اهدای لوح تقدیر به نفرات چهارم تا دهم، 10 اثر برگزیده نیز در قالب کتابی به چاپ می رسد.
دبیر نخستین دوره جشنواره ملی داستان کوتاه پرراس اظهار داشت: این جشنواره ملی به منظور ظرفیت سازی حوزه داستان کوتاه، ایجاد انگیزه در نویسندگان و معرفی چهره های ادبی در سراسر کشور و استان بوشهر توسط کانون همیاران جوان دشتستان راه اندازی شده است.
پرراس یکی از قله های مرتفع کوه گیسکان در شهرستان دشتستان است.
7212/6043**
خبرنگار: عبدالصمد شهریاری** انتشار دهنده: خدانظر خواجه

رئیس ستاد مشترک ارتش ترکیه با شمخانی دیدار می کند

به گزارش اخبار دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی به نقل از گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، ژنرال خلوصی آکار رئیس ستاد مشترک ارتش ترکیه که برای دیدار و گفتگو با مقامات نظامی و امنیتی کشورمان به تهران سفر کرده است بعداز ظهر امروز(دوشنبه) با دریابان علی شمخانی نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان دیدار و گفتگو خواهد کرد.                                                                                                                          

در جریان این دیدار روند تحولات امنیتی و دفاعی منطقه و اجرایی سازی توافقات صورت گرفته بین ایران، روسیه و ترکیه در خصوص بحران سوریه، مقابله با تروریسم، امنیت مرزهای مشترک و همچنین رخدادهای اخیر در کردستان عراق مورد بررسی و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.

حکایت اینترنت ما و دیگران

به گزارش اخبار دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی به نقل از ایرنا، شاید هنوز یادمان نرفته روزهایی را که برای یک اتصال ساده به اینترنت و دریافت جزئی ترین نیاز دانشگاهی ساعت ها منتظر اتصال می نشستیم و درآخر هم عطای اتصال را به لقای آن بخشیده و دنبال کار به صورت فیزیکی می رفتیم.بسیاری، این سرعت لاک پشتی اینترنت را بر نمی تافتند و دنبال مسدود کردن آن برای همیشه تاریخ بودند و عده ای هم اعتقاد داشتند آمدن اینترنت جوانان را از راه به در می کند و… آن روزها را به یاد دارید؟این روند و سرعت های کشنده اینترنت در ایران تا روی کار آمدن دولت یازدهم همچنان ادامه داشت و بسیاری تصور نمی کردند روزی بتوانند از اینترنتی استفاده کنند که نه به پای کشورهای پیشرو برسند بلکه حتی چند دقیقه زودتر به منابع علمی جهانی دسترسی داشته باشند.دولت یازدهم که روی کار آمد نگاه به مسائل تغییر کرد و این تغییر نگاه تاثیری گذاشت بر بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران که می رفت تا تبدیل به موجودی بی خاصیت شود.بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال 1393 بود که «حسن روحانی» رییس جمهوری دولت یازدهم، در مراسم اختتامیه چهارمین جشنواره ملی ارتباطات و فناوری اطلاعات (فاوا) شرکت کرد و گفت: من به عنوان رییس‌جمهوری از شرایط پهنای باند اینترنت در کشور راضی نیستم. قرار ما با وزارت ارتباطات این است که هرچه زودتر به نسل سوم و چهارم برسیم و پهنای باند نه تنها برای منازل و تجارتخانه‌ها‌ بلکه حتی برای موبایل‌هایی که در دست مردم است، افزایش پیدا کند و این کار باید با مشارکت شرکت‌های خصوصی انجام شود. در بحث محتوا نیز باید همه بخش‌های مختلف وارد شوند.

انتشار این نظرهای عالی ترین مقام اجرایی کشور روزنه امیدی برای بهره مندی از اینترنتی با سرعت حداقل کمی بیشتر از سرعت لاک پشت را برای جوانان و متخصصان کشور ایجاد کرد.اما از آن طرف محمود واعظی که سکانداری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت تدبیر و امید را برعهده گرفت از همان روزهای نخست کمر همت را محکم بست و به توسعه زیرساخت ها پرداخت.تلاش و همت وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت یازدهم چنان بود که اکنون و بر اساس تازه ترین گزارشی که دفتر بررسی های اقتصادی معاونت برنامه ریزی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات منتشر کرده تا پایان خرداد ماه 1396 شمار 156 میلیون و 11هزار و283 سیمکارت واگذار شده تلفن همراه در کشور وجود داشته است.طبق اعلام مرکز آمار، ایران 80 میلیون و 728 هزار و 130 نفر جمعیت دارد.این تعداد سیمکارت واگذارشده تا پایان خرداد ماه درحالی است که طبق گزارش همین دفتر از ابتدای فعالیت دولت یازدهم تا پایان اسفندماه پارسال 154 میلیون و 398 هزار و 788سیمکارت تلفن همراه از سوی اپراتورها در اختیار مردم ایران قرار گرفت.

این گزارش نشان می دهد در بازه زمانی پایان اسفندماه پارسال تا پایان خردادماه امسال یک میلیون و 612 هزار و 495 سیم کارت توسط اپراتورهای تلفن همراه کشور در اختیار مردم قرار گرفته است.این درحالی است که براساس گزارش دفتر مذکور این روند تا پایان شهرویورماه پارسال 78 میلیون و 668 هزار و 33 سیمکارت از مجموع سیمکارت های واگذارشده در این بازه زمانی فعال بود.براساس گزارش دفتربررسی های اقتصادی معاونت برنامه ریزی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ضریب نفوذ مشترکان فعال تلفن همراه کشور به 104.13 درصد تاپایان خرداد ماه امسال رسیده است در حالی که این ضریب تا پایان اسفندماه همان سال 104.14درصد اعلام شد.
براساس گزارش تازه دفتر مذکور مشترکان پهن باند سیارتاپایان خردادماه امسال به 41 میلیون و 57 هزار و 41 مشترک رسید.

** اهمیت ایجاد زیرساخت های اینترنت
رشد فزاینده شاخص های فناوری اطلاعات و ارتباطات در بازه زمانی آغاز به کار دولت یازدهم تا پایان اسفندماه پارسال نشان از پایبندی جدی این دولت به پیشران توسعه دانستن بخش آی.سی.تی است.چندی پیش یک استاد آی.تی دانشگاه علوم و فنون جدید دانشگاه تهران در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با اشاره به وضعیت روبه رشد اینترنت در دولت یازدهم گفت: وضعیت خوبی که در زیرساخت های اینترنت ایجاد شده است علاوه بر آنکه سرعت دسترسی به اطلاعات را افزایش داده امکان ایجاد اشتغال های نوین رافراهم کرده است.حسین بوبرشاد اذعان داشت: اکنون و با این زیرساخت ها جوانان علاقه مند و متخصص به سمت ایجاد اشتغال هایی متمایل شده اند که تا پیش از آن و به دلیل فراهم نبودن زیرساخت ها امکان آن میسر نبود.این استاد دانشگاه اضافه کرد: اما اکنون شاهدیم که هر روز تعدادی از جوانان مستعد و تحصیلکرده با ایجاد شغلی جدید در فضای مجازی ضمن فراهم کردن آسایش و راحتی برای مردم توسعه اشتغال پایدار را در کشور رقم می زنند.بوبرشاد، ایجاد زیرساخت ها را از عوامل موثر در رونق این نوع اشتغال ذکر کرد و افزود: علاوه برزیرساخت ها حمایت های خوبی که چه از بعد تسهیلات و چه از بعد اختصاص مکان های علمی انجام شد این رونق و توسعه را برای کشور رقم زد.

** جایگاه اینترنت کشورهای جهان
اکنون نگاهی هم به گزارش اخبار دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی به نقل از منتشر شده از سوی موسسه آکامای تکنولوژی آمریکا داشته باشیم تا بدانیم ما کجا قرار داریم و آنها کجا؟به نقل از وب سایت fastmetrics، موسسه آکامای تکنولوژی مستقر در ماساچوست ایالات متحده آمریکا، هر سه ماه مجموعه گزارش هایی از میانگین سرعت اینترنت کشورهای مختلف جهان ارائه می دهد که بر اساس آن، کشورهای پیشگام در سرعت اینترنت برای جهانیان شناخته می‌شوند.براین اساس کره جنوبی در صدر کشورهای با سرعت بالای اینترنت قرارگرفته و رتبه های بعدی متعلق است به نروژ، سوئد و در مقام چهارم نیز هنگ کنگ.اما سوئیس، فنلاند، سنگاپور، ژاپن، دانمارک و امریکا در رده های پنجم تا دهم این گزارش قرار گرفته اند.نگاهی اجمالی به این گزارش بیانگر آن است که کشورهای منطقه اسکاندیناوی مانند نروز، سوئد، فنلاند و دانمارک و همچنین کشورهای آسیای شرقی نظیر کره جنوبی، هنگ کنگ، سنگاپور و ژاپن از کشورهای پرسرعت جهان به شمار می روند.

*کلام آخر
تفاوت سرعت اینترنت در ایران ما و جهان خود گویای حرف های زیادی است که گرچه دولت یازدهم تلاش خود را برای بهبود شاخص ها بکار گرفته و این امر به عنوان یکی از اهداف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت دوازدهم مطرح است اما جای دارد متولیان امر با تلاشی بیشتر و ارتقای بیش از پیش زیرساخت ها اشتغالزایی و ثروت آفرینی از این بخش رو به توسعه را سرعت دهند.

فراخوان هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار منتشر شد

به گزارش اخبار دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی به نقل از گروه فرهنگی خبرگزاری میزان به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، فراخوان هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار با موضوعات «تاریخ معاصر ایران»، «فتنه سال ۸۸»، «بیداری اسلامی و جهانی»، «نقد درون گفتمانی»، «جنگ نرم»، «اقتصاد مقاومتی» و «ملت قهرمان» منتشر شد.

بنا بر این گزارش، متقاضیان شرکت در جشنواره، تا ۲۰ آبان، فرصت دارند آثار خود را در بخش‌های «فیلم»، «نقد، مقاله و پژوهش‌های سینمایی»، «تولیدات رادیویی»، «فیلم ما» و «آگهی بازرگانی و اقلام تبلیغاتی» با مراجعه به تارنمای AmmarFilm.ir ثبت و حداکثر تا پنج روز پس از آن به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.

بر اساس این فراخوان، بخش «هدایای مردمی» که در دوره گذشته این جشنواره مطرح شده بود، در این دوره به عنوان یکی از بخش‌های مستقل در فراخوان گنجانده شده است و مردم می‌توانند هدایای خود را برای اهدا به فیلم‌سازان به دبیرخانه این جشنواره ارسال کنند.

شایان ذکر است که همانند ادوار گذشته، دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم عمار در فراخوان خود از علاقه‌مندان برای اکران مردمی آثار جشنواره دعوت کرده است تا با مراجعه به تارنمای جشنواره، نسبت به ثبت نام براب نمایش فیلم‌ها اقدام کنند.

بر اساس فراخوان هشتمین جشنواره عمار، آثاری که تا تاریخ ۲۵مهر ماه به دبیرخانه برسند در صورت رضایت فیلم‌ساز و با نظر هیئت انتخاب، در اولین مرحله، وارد چرخه اکران مردمی می‌شوند.

هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار، ۸ تا ۱۷ دی ماه ۹۶ در سینما فلسطین تهران برگزار می‌شود و از آبان ماه سال جاری تا ۳۰ مهر سال آتی اکران‌های مردمی این جشنواره هم در شهرها و هم روستاهای کشور برگزار می‌شود.

متن کامل فراخوان هشتمین جشنواره عمار به شرح ذیل است:

 

باسمه تعالی

فراخوان هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار

 

زمان‌بندی

ثبت‌نام اثر: حداکثر تا ۲۰ آبان ۹۶

تحویل اثر به دبیرخانه: حداکثر تا ۲۵ آبان ۹۶

اکران مرکزی (سینما فلسطین تهران): ۸ تا ۱۷ دی‌‌ماه ۹۶

اکران‌های مردمی (همه شهرها و روستاهای کشور): از آبان ۹۶ تا ۳۰ مهر ۹۷

 

قوانین عمومی

برای شرکت در جشنواره، ثبت نام در ir و ارسال اصل اثر به دبیرخانه الزامی است.

آثار ثبت‌نامی، نباید در دوره­ های پیشین جشنواره شرکت کرده باشند.

فیلم‌های ارسالی به دبیرخانه باید دارای فرمت ( ۲۶۴، حداقل ابعاد ۱۹۲۰*۱۰۸۰) باشند. (نحوه تهیه خروجی مذکور در اینجا)

اخذ تأییدیه از تهیه­ کننده جهت شرکت اثر در جشنواره بر عهده ثبت­ نام کننده است.

آثاری که تا ۲۵ مهر ۹۶ به دبیرخانه جشنواره برسند در صورت کسب آرای هیئت انتخاب، در اولین مرحله، وارد چرخه اکران مردمی می‌شوند.

دبیرخانه جشنواره با حساسیت نسبت به حفظ آثار، در اکران عمومی آن‌ها در دی‌ماه و بهمن‌ماه ۹۶ در سراسر کشور مختار است، همچنین در صورت اعلام رضایت فیلم ساز در فرم ثبت‌نام، امکان اکران مردمی آثار را در طول سال داراست.

بخش‌های رقابتی

الف) بخش فیلم

 

قالب‌ها

داستانی (کوتاه، نیمه‌بلند، ویدئویی و سینمایی)

مستند

پویانمایی و موشن‌گرافیک

کلیپ و نماهنگ

برنامه تلویزیونی (ترکیبی، گزارش، طنزِ ایستاده (استندآپ‌کمدی) و…)

فیلم‌نامه داستانی و مستند (طرح، سیناپس، فیلم‌نامه کامل)

 

موضوعات

همه آثاری که دارای رویکردِ همسو با مبانی انقلاب اسلامی باشند با هر موضوعی می‌توانند در بخش رقابتی جشنواره شرکت کنند، ولی در هرکدام از بخش‌های فراخوان، موضوعاتی به‌عنوان اولویت‌های مدنظر جشنواره، پیشنهاد می‌شوند.

تاریخ معاصر ایران و جهان

تاریخچه معاهدات، مذاکرات و رویارویی‌های ایران و غرب

جریان­ ها و حوادث مهم اجتماعی سیاسی از مشروطه تا انقلاب اسلامی

تاریخ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از جمله «واقعه انفجار دفتر ریاست جمهوری» و «واقعه هفتم تیر»

شخصیت‌های شاخص تاریخ سیاسی اجتماعی ایران

علم و هنر انقلاب اسلامی (آثار، چهره‌ها، مراکز، وقایع و جریان‌ها)

جنایات آمریکا در ایران، آمریکا و جهان

 

فتنه سال ۸۸

وقایع، ریزش‌ها و رویش‌ها در فتنه ۸۸

فتنه ۸۸ و فضای سیاسی- رسانه‌ای بین‌المللی

فتنه ۸۸ و همبستگی ضدانقلاب از سلطنت‌طلبان تا روشنفکری شبه دینی و…

شهدای مدافع حرم و نقش آن‌ها در مقابله با فتنه ۸۸

 

بیداری اسلامی و جهانی

بیداری اسلامی در تاریخ معاصر

آرمان قدس و مبارزه با صهیونیسم جهانی

پیوندهای متقابل ایران و امت اسلامی

جنبش‌های مقاومت در سوریه، نیجریه، کشمیر، پاراچنار، نارداران، بحرین، عراق، یمن و…

بحران­ های اجتماعی، فرهنگی و نخبگانی در غرب

نقد درون‌گفتمانی

نقد منصفانه ناکارآمدی‌های دستگاه­ ها

چالش‌های عدالت اجتماعی در حوزه­ های گوناگون

جریان‌شناسی تکاثر و اشرافی‌گری

نقد فرهنگ عمومی در عرصه ­های اقتصادی، اجتماعی و…

نقد فرهنگ مدیریتی و پاسخ‌گویی مسئولان

جنگ نرم

داشته­ ها و ظرفیت­ های فرهنگی، اجتماعی، علمی، سیاسی، اقتصادیِ جامعه دینی و انقلابی ایران

دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران

ظرفیت‌شناسی و بررسی تجربه‌های موفق مساجد انقلابی در تاریخ معاصر ایران

توطئه ­های داخلی و خارجی علیه انقلاب اسلامی (تحریم اقتصادی، تهاجم تبلیغاتی، حیازدایی و حجاب‌ستیزی، جنگ روانی، فضای مجازی و…)

مواجهه جریانات متحجر و مقدس‌نما با انقلاب اسلامی از شروع نهضت امام خمینی (ره) تاکنون

جنبش نرم‌افزاری در حوزه و دانشگاه، تحول در علوم انسانی و مبارزه با غرب‌زدگی در حوزه های آکادمیک و فرهنگی

چالش تحمیل و تزریق مسائل حاشیه‌ای به جامعه در بستر رسانه‌ها

اقتصاد مقاومتی

الگوهای سبک زندگی دینی در اقتصاد (قرض‌الحسنه، وقف، تعاون و…)

تجربه‌های اقتصاد مقاومتی در ایران و جهان

صنعت فرهنگ و آینده‌ اقتصاد

شرکت‌های دانش‌بنیان و اقتصاد مقاومتی

مصرف کالای داخلی (مباحث تاریخی، راهبردی و کاربردی)

آثار، عناصر و مراکز پیشرو در پیشرفت پس از انقلاب، از جهاد سازندگی تا فناوری هسته‌ای

 

ملت قهرمان

حرکت­ های آتش‌به‌اختیار و خودجوش مردمی و (فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و…)

قهرمانان زندگی خانوادگی، اجتماعی و سیاسی در جامعه امروز ایران

 

ب) بخش نقد، مقاله و پژوهش‌های سینمایی

قالب‌ها

نقدها و مقالات سینمایی

پژوهش‌ها و پایان‌نامه‌های سینمایی

 

موضوعات

تبیین ادبیات سینمایی انقلاب اسلامی در نقد و بررسی آثار

نقد و بررسی آثار ادوار جشنواره مردمی فیلم عمار

بررسی و آسیب‌شناسی جشنواره مردمی فیلم عمار

نقد و بررسی سینمای ایران از منظر بازنمایی موضوعات

نقد و بررسی سازمان تولید و تماشا در سینمای ایران

تجربه‌های جهانی در حوزه تولید و اکران آثار سینمایی و هنری

مباحث نظری پیرامون فرم، قالب و محتوا در سینما

 

پ) بخش رادیویی

قالب‌ها

نمایش‌های رادیویی

روایت‌های داستانی صوتی

کلیپ‌های صوتی

 

موضوعات:

موضوعات این بخش، مشابه موضوعات بخش فیلم است.

 

ت) بخش «فیلمِ ما» (نهضت تولید محتوای مردمی)

در این بخش، عموم مردم می‌توانند با هر نوع دوربین تصویربرداری یا تلفن همراه از سوژه‌های محیط زندگی خود فیلم بسازند و در رقابت شرکت کنند. جهت تولید یک اثر بهتر، می‌توانید از جزوه آموزشی فیلم‌سازی آسان کمک بگیرید.

 

قالب‌ها

کلیپ، نماهنگ و تیزر

مستند

داستانی کوتاه

پویانمایی

 

موضوعات

شهید ما

مسجد ما

مدرسه ما

محله ما

نمازجمعه ما

۱۳ آبان ما

اکران مردمی ما

گوهرشاد ما (خاطرات کشف حجاب رضاخانی)

بازار ما

گلزار شهدای ما

اولین درآمد پدرم

بازی ما (تصویر بازی‌های گروهی کودکان یا بزرگسالان)

سرود ما (فیلم اجرای سرودهای گروهی در محله)

خاطره‌گویی

موضوع آزاد

ث) بخش آگهی بازرگانی و اقلام تبلیغی

 

قالب‌ها

آگهی بازرگانی

تیزر تبلیغاتی

پوستر تبلیغاتی

 

موضوعات

آثار ادوار جشنواره مردمی فیلم عمار

تولیدات و کالاهای فرهنگ عمومی

مراکز تولید و توزیع کالاهای فرهنگی

کالاهای تجاری

اکران‌ مردمی

تاکنون فیلم ­های جشنواره عمار در محل­ های مختلفی مثل سینما، مسجد، مدرسه، دانشگاه، فرهنگ سرا، خانه شهید، پارک، هیئت، پایگاه بسیج و… اکران شده است. دبیرخانه عمار برای هفتمین دوره از کسانی که علاقه ­مند به اکران فیلم­ های جشنواره در محیط خود هستند دعوت می‌کند تا از طریق تارنمای Ekran.AmmarFilm.ir در بخش اکران مردمی ثبت نام کنند.

هدایای مردمی

جشنواره عمار، به‌منظور تعمیق پیوند تولید کننده و مخاطب، همچون سال گذشته، امکان تخصیص هدایای مردمی برای فیلم سازان برگزیده را فراهم می‌کند. عموم مردم می‌توانند هدایای مادی، معنوی یا نقدی خود را از طریق پست، به دبیرخانه ارسال کنند.

انتظار اصلاح‌طلبان از کابینه دوازدهم بیشتر بود/ 3 میلیون فارغ‌التحصیل بیکار در کشور داریم/اعتدال گفتمان نیست/ شکی در دروغ‌گویی و بهانه‌جویی آمریکایی‌ها نیست

حوزه احزاب خبرگزاری فارس-امین صبحی و قاسم عزیزی: از حق که نگذریم! ویژگی‌های رفتاری وی علی‌رغم سوابقی که بر می‌شمرد به یک سیاستمدار بیشتر شبیه است تا یک روحانی یا امام جماعت! هرچند که تاکید دارد زمانی که در خارج از کشور حضور داشته امام جماعت بوده است.

امروز شخصیت کدمانکی (برنامه نویسی) سبب جایگاه ممتاز وی در جبهه اصلاح‌طلبان شده است و اکنون نیز که توانسته به شورای شورای شهر تهران راه یابد بر ضرورت ساماندهی شهر از حیث برنامه تاکید دارد.

سید محمود میرلوحی که در شورای سیاست گذاری اصلاح‌طلبان حضور دارد مداخله شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در خصوص شهرداری محسن هاشمی را رد می‌کند و می‌گوید که به فرض که ایشان منشور را امضا نکرده باشند، موافقت 20 عضو دیگر شورای شهر با استعفای ایشان برای خروج از شورا نیز ملاک است.

وی ضمن رد تشکیل هرگونه ساز و کار جدید از سوی اصلاح‌طلبان در کنار یا به جای شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان تصریح دارد که به دنبال اصلاح و تکمیل شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان هستیم.

با آقای میرلوحی به گذشته‌های دور رفتیم به زمانی که سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام (ره) تسخیر شد و این روزها برخی از آنان از این اقدام خود اظهار پشیمانی می‌کنند اما وی تاکید می‌کند که تسخیر سفارت آمریکا اشتباه نبود ما به اقتضای زمان آن کارها را انجام دادیم اما حالا زمان این کارها نیست.

وی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عضو ستاد حسن روحانی بود و از حال و هوای انتخابات سخن گفت و بیان کرد: رای آقای روحانی پله پله به اوج رسید یعنی تا 15 اردیبهشت حرکت‌های جامعه و نظرسنجی‌ها خیلی سینوسی بود و ما تقریبا در اسفند ماه فکر می‌کردیم که آقای روحانی بی‌رقیب است.

«برخی از دوستان ما معتقد بودند که از روحانی مشروط حمایت کنیم و قبل از این حمایت توافق‌نامه‌ای را به صورت کاغذ امضا کنیم اما این کار بنا بر توصیه بزرگان صورت نگرفت و دلیل آن این بود که اصولگرایان بعد از انتخابات سال 94 و پس از امضای برجام به جای همکاری با دولت رفتار عکس از خود نشان دادند و اصلاح‌طلبان احساسشان این بود که بیشتر از آقای روحانی حمایت کنند.»

میرلوحی با تاکید بر اینکه انتظار اصلاح‌طلبان از کابینه دوازدهم بیشتر بود، گفت: اصلاح‌طلبان برای کابینه هیچ لیستی به دولت ندادند در حالی ما می‌توانستیم برای کابینه لیست بدهیم و محکم نیز پای آن بایستیم.

مشروح گفت‌وگوی تفصیلی خبرنگاران حوزه احزاب خبرگزاری فارس، با سید محمود میرلوحی به شرح زیر است:

*شهر تهران باید از حیث برنامه و هزینه کرد سامان یابد/توسعه باید متوازن و هماهنگ باشد

فارس: آقای میرلوحی برای شروع مصاحبه فکر میکنم اگر به برنامه‌ و ایده‌هایی که برای تهران دارید بگویید خوب باشد.

میرلوحی: وسعت کار در تهران از نظر کمیت و کیفیت خیلی زیاد است. همه افرادی که از لیست امید وارد شورای شهر تهران شده‌اند دارای یک برنامه واحد هستند البته  چون سابقه کاری من بیشتر در حوزه برنامه‌ریزی است، معتقدم که تهران باید از حیث برنامه، تعیین اولویت‌ها، ایجاد درآمدها و هزینه‌کرد مناسب سامان یابد و اگر این معادله کارآمد شود بر بسیاری از حوزه‌ها اثر خواهد گذاشت. خواهش من از دوستان رسانه این است که چهره فعلی شهر تهران را ثبت کنند و بعد ببینیم در چهار سال یا دو سال آینده چهره شهر چه تغییری می‌کند. برخی شاخص‌ها مثل مترو،اتوبوس، فضای سبز و آلودگی قابل ارزیابی است اما بعضی از موارد براحتی قابل شاخص شدن نیستند بنابراین باید ما بتوانیم شاخص‌ها را هم به صورت کیفی هم کمی در تهران ثبت و ضبط کنیم و بعد از 2 سال یا 4 سالبه ارزیابی بنشینیم. کارآمدی امروز مسأله اصلی کشور ما است؛ ما وارد 40 سالگی انقلاب می‌شویم بنابراین نظام ما در معرض این سؤال است که اگر  جمهوری اسلامی نبود در این 40 سال چه اتفاقی می‌افتاد؟ آیا شرایط بهتر یا بدتر از حال حاضر می‌شد؟ با این حال کارشناسان و اهل نظر این حق را دارند که مقایسه کنند و بگویند 40 سال پیش در این منطقه و دنیا از حیث اقتصادی، سیاسی، دانشگاه و حوزه‌های توسعه‌ای چه وضعی داشتیم و اکنون کجا قرار داریم. ما در شهر تهران 4 سال وقت خواهیم داشت بنابراین اگر بتوانیم در شورای پنجم  برشی از وضعیت فعلی را  ضبط و ثبت کنیم می‌توانیم بعد از 4 سال گزارش دهیم که چه کرده‌ایم.

فارس: اولویت‌هایی که فکر می‌کنیدباید به جریان بی‌افتد

میرلوحی: معتقدم که اولویت‌های ما نخست باید نگاه برنامه‌محور برای شهری مثل تهران باشد. چشم‌انداز 20 ساله، سندهای بالادستی و برنامه دوم از برنامه‌های موجود برای شهر تهران است و اگر ما بتوانیم این برنامه‌ها را به صورت یک مجموعه نگاه و برخورد سیستمی کنیم، موفق خواهیم شد. هر چه ارتباط، هم‌افزایی و عدم تزاحم برنامه‌ها با هم بیشتر باشد آن برنامه‌ها قابل اجرا تر خواهد بود. البته امروز در کشور شاهد تراکم و تورم قوانین هستیم که باید ما باید تنقیح و پالایش کنیم به عبارتی قوانین ما باید نظام یافته شود یعنی همه برنامه‌های شهر تهران همدیگر را پشتیبانی کنند؛ وقتی از توسعه همه‌جانبه صحبت می کنیم یعنی فرهنگ، اجتماع، سیاست، امنیت، اقتصاد، ترافیک، ساخت‌وساز و  محیط زیست همه دارای اولویت هستند. در تهران اشغال جزو اولویت‌ها خواهد بود چرا که نخستین دلیل کوچ روستائیان و شهرستانی‌ها به تهران اشتغال بوده و طبق همین نمودار خدمات، دانشگاه و غیره در مراتب پایین‌تر قرار دارند. شهرداری تهران مسئول ایجاد شغل نیست اما برنامه‌های شهرداری نمی‌تواند نسبت به اشغال بی‌تفاوت باشد به عبارتی شهرداری تهران نسبت به فرهنگ، امنیت و اقتصاد نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد چراکه 15 درصد از جمعیت کل کشور در این شهر سکونت دارند. امنیت تهران مسأله کوچکی نیست که ارگانی بخواهد از نقش خود در تامین آن شانه خالی کند به عبارتی یک اقدام درست یا اشتباه بر امنیت تاثیرگذار است و البته تعریف امروز از امنیت یک تعریف فیزیکی و مکانیکی نیست بلکه بسیار عمیق، جامعه و فراگیر است. معتقدم توسعه باید متوازن و هماهنگ باشد که این خود مستلزم نگاه عمیق به حوزه برنامه‌ریزی است.

*شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان بنا ندارد جای احزاب را تنگ کند/ما در سیاست خودکفا شده‌ایم

فارس: برگریدم به موضوعات سیاسی، برخی اصلاح‌طلبان معتقدند باید اصلاحاتی در شورای سیاست‌گذاری صورت بگیرد. نظر شما در این باره چیست؟

میرلوحی: ایجاد شورای سیاست‌گذاری به دلیل شرایط زمان و ویژگی‌های چهره‌های اصلاح‌طلب بود به عبارتی اصلاح‌طلبان به نوعی در حاکمیت خودکفا شدند. در زمان حضرت امام (ره) ما بیش از اصول‌گرایان متکی به امام (ره) بودیم اما رحلت حضرت امام (ره) سبب شد که ما زودتر از دیگران در سیاست خودکفا و به توانمندی‌های درونی جریان اصلاحات متکی شویم. ما زودتر از اصول‌گرایان به سمت تحزب حرکت کردیم و در دولت اصلاحات به این کار بها دادیم و خود این مسیر به جایی رسید که برای تجدید سازمان اصلاحات، همکاری و همدلی همه‌جانبه برای تشکیل شورای سیاست‌گذاری را شاهد بودیم. بعد از اینکه در سال 92 جریان اصلاحات به موفقیت رسید این سؤال مطرح شد که تکلیف شورای عالی بعد از این پیروزی چیست؟ در این زمینه 2 نگاه وجود داشت برخی‌ها معتقد بودند که مأموریت پایان یافته و همه به دنبال کارهای خود برویم اما نگاه دیگر تاکید داشت که لیست امید از سوی این شورا عرضه شده است و علیرغم تشکیل فراکسیون امید باید به این نکته توجه داشت که فراکسیون امید مبعوث شورای عالی است بنابراین نمی‌توان شورای عالی را رها کرد و شورای عالی باید پاسخگوی مردم باشد. پس از انجام کارهای کارشناسی نتیجه این شد که شورای عالی تکمیل و اصلاح شود بنابراین تغییرات مختصری صورت گرفت که نتیجه ان شورای شهر تهران و انتخابات ریاست جمهوری سال 96 شد و پس از نتایج آن انتخابات نیز تردیدها در مورد ادامه فعالیت شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان کاهش یافت.

فارس: پس علت انتقاد‌های امروز چیست؟

دوستانی هستند که شاید در مورد شورای عالی نگاهی تعجیل‌آمیز دارند و یا فکر می‌کنند شورای عالی بخواهد در آینده دائم بماند و جای احزاب را تنگ کند که این گونه نیست. شورای عالی در این دوره پایه را بر احزاب گذاشت ما دو دسته افراد در شورای عالی داریم یکی 24 دبیر کل احزاب هستند و نصف دیگر را هم اشخاص حقیقی تشکیل می دهند که مبعوث از احزاب نیستند اما پیوند و مکانیزمی که ایجاد شده این است که اکنون در استان‌ها شخصیت‌های حقوقی، حقیقی‌ها را پیشنهاد می‌دهند به عبارتی حقوقی‌ها هسته اولیه محسوب می‌شوند به عنوان مثال اگر در شورای عالی استان‌ها 10 حزب حضور دارند، 5 نفر از افراد حقیقی به پیشنهاد آنان عضو شورا می‌شوند بنابراین می‌توان گفت که قاعده کار احزاب هستند و ما نیز عملاً به سمت قوی‌تر و عمیق‌تر شدن احزاب می‌رویم.

فارس: حق وتوی نهایی با چه کسی است؟

میرلوحی: ما تفویض اختیار داده‌ایم و اساساً نگاه شورای عالی از اول این بود و در شرایط فعلی از این فراتر نیز می‌توان رفت. شورای عالی اصلاح‌طلبان اصلاً قابل مقایسه با جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی)  نیست. ظاهر جمنا این بود که 3 هزار نفر را از استان‌ها به مرکز بیاورد اما اگر آنالیز کنید متوجه چگونه انتخاب شدن آن 3 هزار نفر خواهید شد. شورای عالی از بالا هدایت می‌کند و این طبیعی است؛ وقتی ما تاکید بر شورای عالی سیاست‌گذاری داریم طبیعی است که سیاست‌گذاری کردن با این شورا باشد. اینکه ما می‌گوییم نصف اعضای شورای عالی متشکل از حقیقی‌ها و حقوقی‌ها باشند خود یک سیاست است در حالی که می‌توانیم بگوییم برابر و یا یک سوم باشند.

*نگاه ما به تحزب باید مورد مطالعه قرار بگیرد/تشریح سازوکار انتخاب افراد حقیقی در شورای عالی

فارس: احزاب می‌گویند نباید حق رأی حقیقی‌ها برابر با تشکیلات حزبی باشد.

میرلوحی: نمی‌شود به کسی که پشت میز نشست بگویید چون شما حقوقی هستید یک رأی دارید و آنهایی که حقیقی هستند نصف رأی را دارند. احزاب ما شاید به دلیل گرفتاری‌های تاریخی و اجتماعی در وضعیتی قرار دارند که هنوز برخی‌ها حاضر نیستند که زیر چتر احزاب بروند و این بحث مرغ و تخم مرغ است یعنی افراد ادعا دارند که احزاب قوی نیستند و از آن سو احزاب می‌گویند که این افراد روحیه کار تشکیلاتی و حزبی ندارند به عنوان مثال آقای ناطق نوری تمایلی به پیوستن به احزاب ندارد حال عیب از کدامین طرف است قابل بحث خواهد بود. مثلاً من و شما شاید از آقای ناطق بپرسیم که چرا خود شما یک حزب تشکیل نمی‌دهید چون اگر حزب تشکیل دهید افراد زیر چتر حزب شما قرار می‌گیرند به هر حال اتفاقاتی است که وجود دارد. معتقدم نگاه ما به تحزب باید مورد مطالعه قرار بگیرد ما در شرایط کنونی در شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان هم به احزاب جایگاه دادیم هم به افراد حقیقی و در استان‌ها و مرکز (تهران) این اتفاق صورت گرفته است که احزاب در هسته قرار می‌گیرند و این هسته افراد حقیقی را معرفی می‌کنند البته تأکید شده است که حقیقی‌ها یا باید ملی و یا در استان‌ها یک چهره شناخته شده باشند بنابراین احزاب نمی‌توانند با هم توافق کنند و افراد معمولی را وارد شورای عالی کنند. استان‌ها بهتر است به دنبال چهره‌های توانمند، فراگیر و دارای نفوذ بروند و به عبارتی افراد اعتبار استانی در شورای عالی باشند و این موارد در مرکز که تهران باشد نیز کنترل می‌شود. در بعضی از استان‌ها یکسری مسائل محلی داریم و ممکن است برخی دسته‌بندی‌های قومی وجود داشته باشد که باید این مسائل رعایت شود.

فارس:  برخی معتقد هستند شورای سیاست‌گذاری احازه نداد تا آقای هاشمی شهردار شوند؟

میرلوحی: شورای عالی در این مسأله اصلاً مداخلاتی نداشته است.

فارس: یعنی این مسئله به منشوری که در زمان انتخابات نامزدها امضا کردند برنمی‌گردد؟

میرلوحی: ما قبل از انتخابات با کسانی که قرار بود در لیست اصلاح‌طلبان باشند میثاق‌نامه‌ای را امضا کردیم.

*هاشمی برای شهرداری اگر از شورا استعفا می‌داد با استعفای وی موافقت نمی‌شد

فارس: اما گفته شد که آقای هاشمی این میثاق‌نامه را امضا نکرده است.

میرلوحی: اصلاً آقای هاشمی امضا نکرده باشد. 21 نفر باید با امضای یک عضو شورا موافقت کنند؛ امضا یا امضا نکردن میثاق‌نامه اصلاً مشکلی به وجود نمی‌آورد چون اول باید استعفا یک عضو شورا پذیرفته شود تا وی بتواند به عنوان شهردار معرفی شود، وقتی اعضا استعفای وی را نپذیرند بنابراین قضیه تمام است. اینکه هر 21 نفر عضو لیست امید توانستند وارد شورای شهر پنجم تهران شوند لطف خداوند بود و ما خودمان نیز چنین فکر و انتظاری را نداشتیم و هر لحظه هم خدا را شکر می‌کنیم و نسبت به کرامت مردم هم خود را بدهکار می‌دانیم. ما قبل از پیروزی لیست امید در پنجمین دوره شورای شهر مراحل مختلف را مدنظر داشتیم نخست اینکه کل لیست ما برنده شود بنابراین برنامه‌ای برای این شرایط اختصاص دادیم و ما باید به این برنامه پایبند باشیم چرا که مردم به آن لیست و برنامه رأی دادند. دومین حالتی که برای شورای پنجم پیش‌بینی می کردیم این بود که اکثریت بشویم و رقبای ما هم حضور داشته باشند و یا اینکه اقلیت بشویم در هر صورت ما برای همه حالت‌ها برنامه داشتیم در عین حال مردم در انتخابات به لیست ما طوری رأی داده‌اند که فاصله عمیقی بین ما و رقبا ایجاد کردند و این به معنی این است که مردم می‌خواهند همه اعضای لیست امید با هم باشند و اتفاقی شکل بگیرد دهند.

فارس: حرفتان این است که اگر آقای هاشمی استعفا می‌داد مجموعه با استعفای ایشان موافقت نمی‌کرد؟

میرلوحی: برخی‌ها به دنبال این هستند که آیا  آقای هاشمی منشور را امضا کرده یا نکرده است، به فرض که ایشان منشور را امضا نکرده باشند، موافقت 20 عضو دیگر شورای شهر با استعفای ایشان برای خروج از شورا نیز ملاک است.

*به دنبال اصلاح و تکمیل شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان هستیم

فارس: جناب آقای میرلوحی بنده در بحث شورای سیاست‌گذاری به جواب مشخصی نرسیدیم آیا قرار است تشکیلات جدیدی شکل بگیرد یا خیر؟

میرلوحی: خیر، در بحث شورای عالی به دنبال اصلاح و تکمیل این شورا هستیم.

*تشکیلات یا ساز و کار جدیدی در جبهه اصلاح طلبان راه‌اندازی نمی‌شود

فارس: پس قرار نیست یک شورای و سازوکار جدید شکل بگیرد. 

میرلوحی: نه، زمین جدید زمانی مطرح می‌شود که شما بخواهید تمام نیروها، ساختار و سیاست‌ها را عوض کنید. شورای عالی اصلاح‌طلبان نسبت به فراکسیون امید و شورای شهر تهران مرتباً باید پاسخگو باشد. نمی‌توان نسبت به تعهدی که به مردم داده شده جا خالی داد؛ کاسب کاری سیاسی که صورت نگرفته است. زمانی برخی‌ها رأی می‌آورند و بعد می‌گفتند ما به هیچ گروهی متعهد نیستیم؛ مگر می‌شود متعهد نباشید؟ ما به مردم عزیز تعهد داده‌ایم که نسبت به رفتار و اعمال خود پاسخگو باشیم به گونه‌ای که اگر منتخب مردم هم پاسخگو نبود و عذرخواهی نکرد ما از طرف وی از مردم پوزش خواهیم طلبید به عبارتی اگر فراکسیون امید با شورای شهر تهران اشتباه کند ما (شورای عالی اصلاح طلبان) به جای آنها از مردم عذرخواهی خواهیم کرد بنابراین حیثیت حقوقی شورای عالی باید حفظ شود. شورای عالی انتخابات 92، 94، 96 را برگزار کرده و انشاءالله همین شورای عالی دوره چهارم یعنی انتخابات سال 98 را برگزار خواهد کرد و بنابراین ما در سال 98 پاسخگو عملکرد خود در 92، 94 و 96 خواهیم بود و سعی می‌کنیم گام چهارم خود را مسئولانه برداریم.

فارس: آقایان منتجب‌نیا، رهامی، هادی خامنه‌ای، کواکبیان و غیره معتقدند که اصلاح‌طلبان در قالب همان شورای گذشته یعنی شورای هماهنگی به فعالیت خود بپردازند. 

میرلوحی: می‌توانند پیشنهادشان را بدهند چون شورای هماهنگی همچنان موجود است.

فارس: معتقدند که شورای عالی با مجوز شورای هماهنگی شکل گرفت.

میرلوحی: مجوز خیر چرا که تأسیس این شورا دارای یک فرآیند بود و بخش مهمی از این فرآیند را هم شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر عهده داشت یعنی پیشنهاد‌ دهنده شورای عالی اصلاح‌طلبان را شورای هماهنگی داد. 

فارس: زمان ریاست علی محمد غریبانی بود؟

میرلوحی: بله، اکنون دوستان شورای هماهنگی اگر پیشنهادی دارند می‌توانند ارائه کنند چرا که شورای هماهنگی عضو هماهنگ با شورای عالی اصلاح‌طلبان است.

فارس: برای رفع این اختلافات باید …

میرلوحی: به نظرم اختلافی وجود ندارد بالاخره در فضای سیاسی کشور تفاوت دیدگاه وجود دارد و الان مشخصاً از دو مسیر سخن گفته می‌شود یک مسیر فعالیت جبهه‌ای است و معنی جبهه‌ای نیز حضور اشخاص، احزاب و تشکل‌ها است و هیچ یک انحصار در دیگری نیست بلکه همه به موازات هم برای رسیدن به هدفی مشخص حرکت می‌کنند تا به یک حزب فراگیر در انتها دست یابیم و البته معنی جبهه ای این است که هنوز شرایط برای یک حزب فراگیر به وجود نیامده است. مسیر دوم هم یک فعالیت بدون ساختار و هیئتی است. البته امروز گفت‌وگوهایی که در جریان اصول‌گرایی مطرح است نیز همین سمت و سو را دارد، رقبای ما ناچاراً به این سو بروند چون اگر تأخیر کنند متضرر می‌شوند. شما اگر بحث‌های اخیر آقای باهنر و برخی شخصیت های جریان اصولگرایی را مشاهده کنید، در خواهید یافت که آنها نیز به همین نقطه رسیده‌اند. اصولگرایان در طول این 20 سال اخیر امکاناتی داشتند چرا که این جریان رابطه قوی‌ای با بسیج و مساجد داشت. خداوند آیت‌الله مهدوی کنی را رحمت کند از یک سو هم دبیرکل جامعه روحانیت بود و این باعث می‌شد که اختیار مساجد را در دست بگیرند. تقریباً عموم اصلاح‌طلبان از مساجد کنار گذاشته شده‌اند و امام جماعت‌های اصلاح‌طلب در تهران به عدد انگشت‌‌های دست نمی‌رسید و هر کدام را به هر دلیلی کنار گذاشتند. از سوی دیگر رابطه بسیج با اصولگرایان خیلی خوب بود و اصولگرایان احساس زیادی به کارهای تشکیلاتی نداشتند اما ما اصلاح‌طلبان چون احساس نیاز کردیم، زودتر وارد شدیم. در شرایط کنونی هم تأخیر اصولگرایان برای کار تشکیلاتی گسترده‌تر، موجب زیان و ضرر بیشتر خواهد شد. دیگر نمی‌شود از حیثیت رهبری استفاده کرد. چون رهبری، رهبر همه جامعه است و اصلاح‌طلب و اصولگرا ندارد بنابراین چون اصولگرایان از این بخش‌ها و پایگاه‌ها استفاده می‌کردند، احساس نیاز به حزب و تشکیلات را در خود نمی‌دیدند به گونه‌ای که در مقاطعی با تحزب نیز روبه‌رو شدند و در محافل خود حزب را مخالف ولایت فقیه و نگاه دینی می‌دانستند اما در شرایط کنونی این وضعیت‌ها کنار رفته است. آقای لاریجانی اخیراً مفصل در این زمینه صحبت کردند به خصوص بعد از دولت احمدی‌نژاد حرکات موجی تقبیح شد.

فارس: آقای میرلوحی! اما با ورق زدن درست تاریخ می‌بینیم  این‌گونه نبوده که جریانی بخواهد اصلاح‌طلبان را از مساجد کنار بگذارد یا اینکه بخواهد از رهبری هزینه کند بلکه درون جریان اصلاحات تفکراتی موج می‌زد که این تفکرات باعث دوری آنها از مساجد شد چراکه این جریان صحبت ‌هایی نظیر راهپیمایی و تظاهرات علیه خدا و …

میرلوحی: آقای صبحی من قرار است با شما به عنوان یک خبرنگار مصاحبه کنم؛ قرار نیست شما مدافع جریان خاص باشید.

فارس:  جناب میرلوحی من از جریان خاصی دفاع نکردم فقط باهم تورقی در بخشی از تاریخ این جریان داشتیم.

میرلوحی: شما که می‌دانید همه اینها تهمت بود.

فارس: یعنی راهپیمایی و تظاهرات علیه خدا تهمت بود؟ آقای میرلوحی … 

میرلوحی: اصلاح‌طلبان از نظر دین‌داری دست کمی از دیگران ندارند اما در هر صورت ما دارای نگاه‌هایی هستیم. حضرت امام (ره) می‌فرمود در فقه ما هم اجتهاد زمان و مکان شرط است اینها را ما داشته‌ایم حال ممکن است یکی بگوید بله امام این صحبت‌ها را فرموده‌اند، اما شما زیاد آن را پررنگ می‌کنید.

فارس: قطعاً مخاطبی که این مصاحبه را می‌خواند سؤالات متعددی خواهد داشت که پس نویسنده آن نشریات موهن چه کسانی بودند این اظهارات موهن را چه کسانی بیان می‌کردند، چرا در دولت های هفتم و هشتم، اقداماتی از سوی جریانی که دولت را به دست داشت در جهت به حاشیه بردن مقدسات مطرح می‌شد. شما به عنوان وکیل مدافع جریان اصلاحات …

میرلوحی: ما با مشکلی در جامعه روبه‌رو هستیم که باید این مسأله حل شود شما رسانه‌ای هستید که باید نکته‌نظر افراد با هر گرایشی که دارند را به جامعه برسانید و جامعه خود قدرت داوری دارد.

فارس: دقیقاً ما براساس  میثاق‌نامه حرفه‌ای که برآن پایبندیم نکته نظرات شما را قطعا منعکس می‌کنیم، اما تفاوت مصاحبه و سخنرانی در این است که خبرنگار می‌تواند سوال خود را هم بپرسد؟

میرلوحی: بله حتماً خبرنگار می‌تواند سؤالات مردم را بپرسد و ما هم خدمت شما آمادگی داریم اما وظایف در بسیاری از موارد جا به جا شده است یعنی رسانه‌ها کار حزبی می‌کند و حزب کار رسانه‌ای می‌کند.

فارس: آقای میرلوحی سؤالات من از خدمت شما به عنوان یک شهروندی که دولت اصلاحات را درک کرده است.

میرلوحی: بله عرض می‌کردم خدمتتان که به خاطر این جابه‌جایی نقش‌ها مسائل دگرگونه طرح می‌شود به عنوان مثال در مبارزه با فساد قضایا سیاسی می‌شود تا حرف از حقوق نجومی می‌شود رسانه‌های فارس، تسنیم و کیهان قلم‌ فرسایی‌هایی صورت می‌دهند که انگار تمام مملکت باید به این قضیه بپردازد که البته این کارها از جهت حساسیت مطبوعات به مسأله فساد خوب است اما اگر فردا روزی املاک نجومی نیز مطرح شد، لااقل سکوت نکنند. از اصل مصاحبه دور نشویم و آن اینکه در مسائل دینی نیز همین گونه است اصلاح‌طلبان خود را نزدیک‌ترین به امام (ره) می‌دانیم.

فارس: خبرگزاری فارس در حال حاضر هم معتقد است باید حقیقت برای مردم بازگو شود، چه موضوع حقوق‌های نجموی باشد چه مسئله ای که شما از آن به عنوان املاک نجومی یاد می‌کنید، بله برگردیم به اصل مصاحبه، جریان چپ روزی نگاه تند و تیزی داشت و بر مسائل عقیدتی تاکید داشت…

میرلوحی: بله، ما پاسدار و دانشجو بودیم و بنده تا 20 سال در نهادهایی همچون انجمن اسلامی، بنیاد شهید و  پاسدار بودم و این همان نهادهایی است که امروز شما مدافع آنها هستید؛ ما در مساجد و انجمن اسلامی بزرگ شدیم. بنده یک جوان 20 ساله بودم که به خارج رفتم و در آنجا امام جماعت بودم و دعای کمیل برگزار می‌کردیم. ‌آقای احمد جنتی آن زمان‌ها مهمان بنده بود و سفرهای طولانی‌ همراه ایشان بودم، مقام معظم رهبری و آیت‌الله کاشانی نیز همین‌طور؛ بنابراین این بزرگواران جوانی ما را دیده‌اند که در زمان انقلاب بنده و دوستان من که 20 ساله بودند در خارج چه کار کرده‌ایم بنابراین معلوم است که ما مذهبی و اعتقاد مذهبی داریم اما نگاهمان با دوستان ممکن است متفاوت باشد ما نماز اول وقت را مثل دوستان می‌خوانیم اما نگاهمان در مسائلی مثل جوانان با دوستان متفاوت است و نگاه برخی‌ها را نیز نسبت به زمان نمی‌پسندیم و معتقدیم در دنیای جدید نمی‌توان زنان را خانه‌نشین کرد این به معنی این نیست که ما به دین توهین کرده‌ایم.

فارس: آقای میرلوحی یعنی لازم می‌دونید اظهارات و اقدامات موهون آن زمان مثل بحث محدودیت دین، اظهاراتی که درباره قیام امام حسین (ع) و فرهنگ عاشورا…

میرلوحی: در فلان دانشگاه، دانشجویی را با ذره‌بین پیدا کرده‌اند و اظهارات وی را بزرگ می‌کنند آیا شما به عنوان یک رسانه معتقدید که موضع اصلاح‌طلبان این موارد است؟ شما اگر به دنبال مواضع اصلاح‌طلبان هستید آقای خاتمی را ملاک قرار دهید. شما صحبتی از آقای خاتمی پیدا نمی‌کنید که بر ضرورت دین و آزادی تأکید نکرده باشند چرا که ایشان معتقدند اگر دین‌ و آزادی از هم جدا شوند چه آسیب‌هایی می‌تواند متوجه جامعه شود. چون بدون توجه به اعتقادات دینی و مبانی مذهبی نمی‌توان حکومت را اداره کرد. 

*وقتی اصلاح‌طلبان سفارت آمریکا را تسخیر کردند به آن‌ها تبریک گفتم

فارس: اگر می‌خواهیم به این مباحث وارد شویم اتفاقاتی که در دولت آقای خاتمی و مجلس ششم صورت گرفت در تناقض با صحبت شما خواهد بود. اصلاح‌طلبان در سال‌های نخست پیروزی انقلاب نگاه‌های تندی داشتند و اصولگرا تر از اصولگرایان بودند اما امثال این تندروها اکبر گنجی می‌شود؛ در تغییر نگرش به نظر بنده اتفاقات سال 88 سند خوبی است. شما مسائلی در کارنامه دارید که هیچ گاه پاسخ روشنی به آن نداده‌اید به اعتقاد بنده اگر پاسخی مشخص به مسائل بدهید دیگر هیچ‌گاه  فردی مثل بنده این سؤالات را نمی‌پرسد.

میرلوحی: واقعیت این است که 40 سال گذشته و گاهی اوقات دوستان توجهی به مکان و زمان نمی‌کنند. دوستان ما سفارت آمریکا را تسخیر کردند که این اتفاق توسط دوستان اصلاح‌طلب ما صورت گرفت و ما قبول داریم بنده خودم در خارج به ایران بازگشتم و به دوستانم تبریک گفتم و از آنها تشکر کردم و ما به همراه سرکار خانم اعظم طالقانی در دهلی نو به حمایت از حرکت دوستانمان در ایران در تسخیر سفارت آمریکا تا صبح در سفارت آمریکا در دهلی نو بیتوته کردیم.

*تسخیر سفارت آمریکا اشتباه نبود

فارس: پس چرا دوستان شما می‌گویند اشتباه کردیم و ببخشید؟

میرلوحی: ما الان هم نمی‌گوییم اشتباه کردیم، بلکه می‌گوییم به اقتضای زمان آن کار را صورت دادیم اما امروز دیگر وقت چنین کارهایی نیست که یک عده به سفارت عربستان حمله می‌کنند چراکه دوره آن گذشته است و می‌خواهند کارهای عقب‌مانده …

فارس: شما با افتخار می‌گویید که من پاسدار و امام جماعت بودم که واقعاً قابل ستودن است اما ما امروز در جریان اصلاحات شاهد عقب‌نشینی از مواضع گذشته هستیم.

میرلوحی: همان زمان که بنده پاسدار بودم هیچ یک از کارهایی که این افراد مدعی هستند را ما انجام نداده‌ایم. بنده معاون اطلاعات و عملیات کمیته بودم. آقای شیخ راستگو را مدیر کل مبارزه با منکرات منصوب کردیم و ایشان فردی فرهیخته بود چراکه ما آن زمان هم نگاه مکانیکی و برخوردی با قضایا نداشتیم.

*هر دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب بر سر منافع نظام و ملت توافق داشته باشند

فارس: اگر باز خاطرات را مرور کنیم برخوردهای چکشی آن زمان همین جریان یادآور می‌شود.

میرلوحی: ما آمدیم که اینها را حل کنیم. نکته جالب اینجاست که برخی‌ها این تخلفات را به چپ‌های آن زمان نسبت می‌دهند که البته ما نکات ناگفته زیادی داریم و اگر روزی قرار باشد که بگوییم چه کسانی آن کارها را می‌کردند و امام چه توصیه‌ای فرمودند و چرا آقای سراج‌الدین موسوی به کمیته آمدند، همه چیز معلوم می‌شود. دو نکته در این زمینه وجود دارد نخست اینکه تاریخ را دگرگونه نشان دهیم و تخلفات را تندروی جریان چپ بدانند در حالی که این تخلفات در آن زمان هم توسط ما صورت نمی‌گرفت بلکه سلف‌های همین دوستانی بودند که امروز هم دست از تندروی نکشیده‌اند. آن‌ها آن زمان نیز تخلفاتی را صورت دادند که ما مانع آن‌ها می‌شدیم. شما اگر از آقای ناطق‌ نوری بپرسید و بعضی رسانه‌ها و روزنامه‌ها را ورق بزنید حقیقت را خواهید یافت.

فارس: به عنوان مثال اکبر پونز، یا ماجرهای سطل سوسک، پنبه‌های تیغ دارد مربوط به جریان چپ نیست؟

میرلوحی: ما در گذشته چپ بودیم و نگاهمان در مسائل اقتصادی سوسیالیستی بود چون شرایط زمان به گونه دیگری بود. آن زمان شوروی در دنیا وجود داشت و ناتو و غرب همه کاره بودند و شما امروز را که خود آقای ترامپ هم زیر پای ناتو می‌زند، ملاک قرار ندهید. 40 سال قبل، نصف دنیا را ناتو و نصف دیگر را هم‌پیمانان ورشو اداره می‌کردند و البته در آن شرایط اغلب مدیران کشور دارای نگاه سوسیالیستی بودند. خداوند آقای هاشمی رفسنجانی را رحمت کند چراکه ایشان همواره محکوم می‌شد و اصولگرایان می‌گفتند که زیر عمامه هاشمی داس و چکش است. من نمی‌خواهم دفاع کنم چراکه همه ما نواقصی داشتیم و باید از مردم به دلیل اشکالاتمان عذرخواهی کنیم اما به هر حال لطف خدا، نفس گرم، صداقت و امامت امام (ره)، مقام معظم رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی که زحمت‌های زیادی کشیدند شرایط طوری شده که نظام حفظ شده است و مردم هم بزرگواری کردند و نواقص ما را بخشیده‌اند اما اگر قرار است گذشته را مرور کنیم به نظرم دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب مسئولیت‌های خود را بپذیرند و گردن هم نیندازند و ثانیاً اگر ما یک هدف مشترک که حفظ نظام و منافع، کرامت و جایگاه ملت ایران باشد را داشته باشیم آن وقت این اختلاف‌ها، اختلافات دیدگاهی می‌شود و مسئله‌ای را به وجود نخواهد آورد و اینکه اختلاف دیدگاه در مورد جوانان و زنان هم می‌تواند در جهت پیشرفت جامع نرمش داشته باشد چرا که شما می‌بینید در جریانی که نگاه تندی به این دو مقوله دارد یک زن وزیر می‌شود که البته این توفیقی بود که اجازه دادند؛ چرا که اگر می‌گذاشتند آقای روحانی نیز 2 الی 3 وزیر زن انتخاب می‌کرد و ما هم می‌توانستیم بگوییم از این گردنه هم عبور کردیم. ما زمانی فکر می‌کردیم که به اصلاح‌طلبان خیلی طرفدار رسانه هستند اما آیا امروز کسی می‌تواند به نام غیر اصلاح‌طلب رسانه‌ها را محدود کند؟ نمی‌تواند چون از این مقطع عبور کرده‌ایم چراکه فضای مجازی مسئله را حل کرد. ما اصلاح‌طلبان طرفدار NGOها بودیم و آن را گسترش دادیم.

*ایران جزیره‌ای امن در یک گوی آتش است/اصولگرایان و اصلاح‌طلبان باید نواقص را با گفت‌وگو حل کنند

فارس: و البته در این زمینه هم انتقادات به دولت اصلاحات است.

میرلوحی: بله. می‌توانند داشته باشند اما نمی‌شد NGOها را تعطیل کرد. شما بررسی کنید همه آن‌هایی که منتقد NGO بودند همه‌شان امروز یک NGO دارند. دوستان فکر می‌کردند NGO فقط می‌تواند مسائل زیست محیطی و فانتزی باشد در حالی که هیأت مذهبی نیز یک NGO است. NGO می‌تواند مخالفت در از بین بردن درختان و کمپین‌های مخالفت از ساخت و ساز و مراقبت از تخلف‌های ساختمانی باشد؛ علی‌ ای حال می‌خواهم این را بگویم که به جای متهم کردن یکدیگر باید بپذیریم که 40 سال از انقلاب گذشته و همه ما نواقصی داشته‌ایم و بی‌عیب تنها خداوند است اما مردم به کرامت خود همه ما را بخشیده‌اند و دلیل آن هم حضور و مشارکت‌ آن‌ها در انتخابات است .دلیل آن هم این است که کسانی در این کشور و در بین اقوام و قومیت‌ها زمانی اسلحه چریکی برمی‌داشتند اما امروز اسلحه‌ را زمین گذاشته‌اند و گفت‌وگو می‌کنند و این چیز کمی نیست یعنی ما در میان یک گوی آتش تبدیل به جزیره‌ای امن شده‌ایم. باید همه نواقص را رفع و به دلیل اشتباهات از مردم عذرخواهی کنیم. در همه مسئولیت‌هایی که داشتم اگر کسی ادعا کند که میرلوحی یک سیلی به من زده و یا کسی شاهد سیلی زدن من بوده و یا دستور سیلی زدن صادر کرده باشم آن شخص یا اشخاص می‌توانند در میدان آزادی صد تا سیلی به من بزنند. زمان آقای خاتمی وقتی ایشان به سفر رفتند عده‌ای مطالب آقای خلخالی را پخش کردند که این‌ها با هم بودند. آقای خلخالی یک مدت محدود حضور داشت و شرایط هم شرایط اول انقلاب بود و ما هم بی‌تجربه بودیم و حال بخواهیم همه مسائل را به اصلاح‌طلبان نسبت بدهیم، درست نیست. همانگونه که ما هم حق نداریم اصولرگایان را محکوم کنیم که سابقه شما فلان است. به هر حال کم یا زیاد همه با هم بودیم. و امروز هم در مجلس، دولت و قوه قضائیه با هم هستیم بنابراین باید با گفت‌وگو نواقص را رفع کنیم تا کارآمدی نظام بالا برود تا به سطح و جایگاهی که در منطقه و دنیا مدنظر داریم برسیم.

*در جامعه امروزی جهانی شدن یک الزام است/باید هویت خود را درست تعریف کنیم

فارس: آقای میرلوحی! شما می‌فرمایید که برخی تندهای جریان راست می‌گفتند زیر عمامه مرحوم هاشمی داس و چکش بود در حالی که کتاب عالیجناب سرخ‌پوش در زمان دولت اصلاحات منتشر شد، ایشان در همان دوران آقاسی تهران شدند، شما می‌گویید باید کارها را با وحدت و انسجام پیش ببریم این خیلی خوب است که این جریان امروز از چنین تفکری صحبت‌میکند اما چرا  سال 88 دم از وحدت و انسجام زده نشد و در مورد NGOها هم که شما فرمودید مأموریت آن‌ها مشخص بود که برای چه….

میرلوحی: 2 هزار و 300، NGO داشتیم حال یک درصد آن را افراد بد تشکیل بدهند به هر حال شما وقتی حرکت می کنید خارهای در مسیر حرکت وجود دارد. شما اگر بخواهید برگردید و بگویید در بین 2 هزار و سیصد NGO، برخی‌ از عوامل بد 30 NGO را در اختیار داشتند، ما با حرف شما مخالفت نمی‌کنیم، چرا که غیر ممکن نیست. رهبری در دیدار با هیأت دولت در خصوص سیاست‌های اصل 44 فرمودند که دست به دست کردن بنگاه‌ها در دست دولت باید فیصله پیدا کند، یعنی از سال 79 در دنیا نهضت خصوصی‌سازی شروع شد اما ما به دلیل جنگ و تحریم‌ها و ابلاغ اصل 44 نتوانستیم درست عمل کنیم به عبارتی 40 سال از گردونه عقب هستیم. دولت نمی‌تواند بنگاه‌دار باشد و اگر باشد یعنی فساد اداری، رانت و عدم توسعه اقتصادی؛  امروز ما باید نهضت خصوصی سازی را شروع کنیم، چون چاره دیگری نداریم. در حوزه مطبوعات دوستان اصولگرا عقب‌ ماندند به عبارتی با فضای مجازی درگیر شدند و الان پشیمان و از ما نیز عقب‌تر هستند با اینکه ما بررسی کردیم که اصولگرایان در انتخابات اخیر 12 هزار کانال داشتند و ما 9 هزار کانال داشتیم اما بازدهی و تأثیرگذاری کار ما بالاتر بود. چون با میل وارد این عرصه نشدند بلکه از روی اضطرار به این موضوعات روی آوردند. با پول نمی‌شود گروه و مطلب تولید کرد؛ بنابراین NGO، احزاب، بخش خصوصی و رسانه‌ها ابزار کار برای حضور و فعالیت امروز دنیا هستند و نمی‌توان به آن‌ها درگیر شد. جهانی شدن اجتناب‌ناپذیر است ولی جهانی‌سازی را رد می‌کنیم امروز هم در مورد خصوصی‌ شدن می‌گوییم که خصوصی شدن اقتصاد ایران اجتناب ناپذیر است. اما خصوصی‌سازی بی‌معنا است چه کسی می‌خواهد خصوصی‌سازی کند؟ دولت؟ دولت که فقط دولت‌سازی بلد است و نمی‌تواند خصوصی‌سازی کند اما اقتصاد ایران ناگزیر است که به سمت خصوصی شدن حرکت کند و این با دستور صادر کردن امکان‌پذیر است. در جامعه امروزی جهانی شدن یک الزام است و ما باید هویت خود را درست تعریف کنیم و باید بدانیم وقتی بر سر میز جهانی می‌نشینیم نخست بگوییم که من چه کسی هستم اگر معلوم نباشد که شما ایرانی و مسلمان هستید پس چرا پشت این میز نشسته‌اید.

*آرای روحانی پله پله به اوج رسید/حرکت‌های جامعه تا 15 اردیبهشت سینوسی بود

فارس: ارزیابی شما از کابینه دوازدهم چیست؟ آیا انتظاراتی که برآن تاکید داشتید محقق شد؟

میرلوحی: اگر اجازه دهید با این مقدمه که در زمان انتخابات عضو ستاد آقای روحانی بودم عرض کنم. رای آقای روحانی پله پله به اوج رسید یعنی تا 15 اردیبهشت حرکت‌های جامعه و نظرسنجی‌ها خیلی سینوسی بود و ما تقریبا در اسفند ماه فکر می‌کردیم که آقای روحانی بی‌رقیب است؛ و من معتقد بودم که رقیب آقای روحانی خانه نشینی مردم است اما به زمان انتخابات که نزدیک می‌شدیم دو استراتژی از جریان رقیب استشمام کردیم نخست اینکه مشارکت مردم کمتر باشد و دوم اینکه حسن روحانی را به مرحله دوم بکشانند که هر دوی این استراتژی صورت گرفت و خود دوستان هم نظرشان را اظهار کردند.

*روحانی در ایام انتخابات با حساسیت خاصی سربازها را جابجا می‌کردند

جریان اصولگرایی جمنا را مطرح می‌کرد اما اگر نگاهی به شورای  مرکزی جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) بیندازید می‌بینید هیچ یک از اعضای شورای مرکزی اینگونه که باید و شاید کار حزبی نکردند و چهره‌های سیاسی و غیرحزبی و به عبارتی چهره‌های حقیقی هستند. فعالیت حزبی و تشکیلاتی کار بسیار سنگینی است و دارای هزینه است اما وقتی جمعیت را دیدند جدی وارد صحنه شدند و از فروردین فضای رقابتی جدی و نفسگیر شد و آقای روحانی در آن مقطع به طور جدی و با حساسیت خاصی سربازها را جابجا می‌کردند چراکه آثار آن سریع‌تر خود را نشان می‌داد؛ جامعه انتظاراتی داشتند به عبارتی انتظارات اقوام به طور جدی از هر دو جناح مطرح شد. همه فکر می‌کردند گزینه نهایی اصولگرایان آقای قالیباف است اما تشخیص ما درست بود. آقای رئیسی به عنوان گزینه نهایی تا آخر در صحنه انتخابات ماند. بنابراین اقوام، بانوان و جوانان به صورت جدی مذاکره می‌کردند. زنان به این دلیل که احساس می‌کردند خواسته‌هایشان مورد غفلت قرار گرفته جدی‌تر مذاکره می‌کردند. امروز جامعه زنان هر دو جریان دارای تشکل‌های مشترک هستند چون اهداف مشترک دارند. طبیعی بود در این شرایط هر جریان بهتر می‌توانست با این اقشار گفت‌وگو و لابی کند، موفق‌تر شود. در اقوام آقای مولوی عبدالحمید جلسات زیادی جهت تحقق مطالبات صورت داد که در نهایت به کمپین حمایت از آقای روحانی پیوست. زنان نیز اقبال بیشتری به آقای روحانی داشتند؛‌ اهل فرهنگ و هنر علی‌رغم همه گلایه‌هایی که دارند اما می‌دانند ارادت اصلاح‌طلبان به آنها عمیق‌تر است.

*آنطور که انتظار داشتیم، نشد

در هر صورت این برداشت صورت گرفت آقای روحانی نسبت به زنان، جوانان و اقوام توجه بیشتری دارد بنابراین طبیعی است که ما انتظار داشته باشیم که این توجه‌ها در کابینه نمود پیدا کند. اما آنطور که ما انتظار داشتیم، نشد. امیدواریم با معاونان و زیرمجموعه‌ها این اتفاق صورت بگیرد چراکه هر چقدر این مهم به تاخیر بیفتد نظام ضرر می‌کند. امروز 67 درصد قبولی کنکور به دختران تعلق دارد و این قبولی در کیفیت رشته‌ها نیز نمود دارد یعنی رشته‌های برتر متعلق به دختران ما است این همه سرمایه‌گذاری برای دختران به چه منظور است؟ برای این است که آنها خانه‌دار بشوند؟!

فارس: آیا دولت اصلاح‌طلب‌تر شد یا خیر؟

میرلوحی: انشاالله که می‌شود عجله نمی‌کنیم.

*انتظار اصلاح‌طلبان از کابینه دوازدهم بیشتر بود

فارس: کابینه دوازدهم تشکیل شده است عجله یا صبر کردن شما …

میرلوحی: ارزیابی دولت ارزیابی یک جمله‌ای نیست. اینگونه می‌توانیم بگویم که انتظارات ما از آنچه اتفاق افتاد بیشتر بود.

*اصلاح‌طلبان و دولت متحد همدیگر هستند

فارس: به نظر شما در شرایط فعلی دولت وابسته به اصلاح‌طلبان است یا اصلاح‌طلبان وابسته به دولت؟

میرلوحی: ما و دولت متحد همدیگر هستیم.

فارس: در نهایت اصلاح‌طلبان دولت را ساپورت می‌کنند یا دولت اصلاح‌طلبان را؟

میرلوحی: اصلاح‌طلبان اعلام کردند که طبق راهبردهایی، منافع ملی را بر هر چیزی ترجیح می‌دهند بر همین اساس باتوجه به شرایط زمان و مکان اقدام کردند چراکه در اردوگاه اصلاح‌طلبان رد صلاحیت‌های گسترده‌ای صورت گرفته بود و این دو مسیر را برای اصلاح‌طلبان باز می‌گذاشت؛ نخست عزلت و حاشیه‌نشینی و دوم همین مسیری است که امروز انتخاب کردیم و این به نفع کشور بود. ما تأکید کردیم اکنون که برخی‌ها نمی‌گذارند چهره‌های اصلی اصلاح‌طلب به میدان انتخابات وارد شوند، به دلیل ترجیح منافع ملی، اصلاحات و عدم قرار گرفتن در خارج از نظام، فداکارانه در کنار نظام قرار گرفته‌ایم و اصل را مشارکت مردم قرار دادیم و به این کار خود افتخار می‌کنیم. آیا امروز گروهی پیدا می‌شود که بگوید اصلاح‌طلبان در مشارکت مردم بی‌نقش است و در همین زمینه رقیب ما بی‌دقتی کرده و خود را بی‌علاقه‌مند در مورد مشارکت مردم معرفی کرده است چرا که احساس می کند مشارکت مردم به نفع‌شان نیست. آیا شما به عنوان یک شهروند تهرانی نمایندگانتان یک میلیون و 700 هزار رأی داشته باشند بهتر است یا 94 هزار رأی؟ 

فارس: جناب آقای میرلوحی سوال بنده چیز دیگیری بود اگر اجازه می‌دهید برگردیم به سؤال و آن اینکه در این مطلبی که شما درباره تعامل دولت و اصلاح‌طلبان مطرح کردید، بلاخره لیدری با چه گروهی است…

میرلوحی: این وابستگی متقابل است. سال 92 یک اتفاق بود اما آثار و ثمرات آن برای جامعه خیلی مفید …

فارس: این به خاطر تلاش‌های آقای روحانی است یا اصلاح‌طلبان؟

میرلوحی: ما می‌گوییم که تدبیر مسئولانه، دلسوزانه و صادقانه اصلاح‌طلبان بود و این به دلیل تدبیر بود چراکه بی‌تدبیر نمی‌توانستیم این کار را صورت بدهیم. اگر ما در سال 92 این کار را صورت دادیم به دلیل این بود که در یک میدان محدود به سرعت این تصمیم را گرفتیم. بنابراین اگر یک اتاق فکر قوی و مسئول وجود نداشت می‌توانست اشتباهات بزرگی شکل بگیرد. در سال 94 بیشتر اصلاح‌طلبان رد صلاحیت شدند بنابراین یا باید قهر می‌کردیم یا می‌ماندیم. ما ماندیم، تدبیر کردیم و لیست امید را بستیم و مجلس دهم تشکیل شد. به نظر شما کدام یک از دو راه به نفع کشور بود. وقتی ما می‌گوییم تدبیرمان منافع ملی است یعنی قطعاً با تدبیر، دلسوزانه و مسئولانه عمل خواهیم کرد.

* تدبیر دلسوزانه اصلاح‌طلبان باعث پیروزی مجدد روحانی شد/ روحانی از تراز انتظار اصلاح‌طلبان نیز عبور کرد

فارس: یعنی تدبیر اصلاح‌طلبان سبب شد آقای روحانی مجدداً رأی بیاورد؟

میرلوحی: بله؛ قطعاً همین‌طور است. امروز هم به همین شکل است من با همه ارادتی که به آقای روحانی دارم اما هیچ‌گاه برای اینکه روحانی پل‌های خود با اصول‌گرایان را خراب کند کف نزدم. من چندین بار از آقای ناطق نوری خواهش کردم که بیایند و جریان اصولگرایی را جمع کنند. چرا که یک پهلوان تنها در وسط میدان به چه دردی می‌خورد. پهلوان زمانی پهلوان است که رقیب وی هم قوی باشد و پهلوانانه با هم رقابت کنند. شما ببینید وقتی در بازی‌های فوتبال نتیجه صفر – صفر می‌شود همه از نتیجه ایراد می‌گیرند علی‌ ای حال معتقدیم تدبیری آقای خاتمی، فداکاری آقای عارف و مجموع شرایط سبب پیروزی آقای روحانی در سال 92 شد؛ با اینکه سابقه همکاری اصلاح‌طلبان با آقای روحانی خیلی محدود بود اما ایشان از تراز انتظار اصلاح‌طلبان نیز عبور کرد اما از سال 92 تا 94 همه مقاصد اصلا‌ح‌طلبان را پیگیری می‌کند که حقوق جوانان، زنان و شهروندی و تعامل با دنیا از جمله این انتظارات بود و آقای روحانی در حالی این انتظارات ما را برآورده کرد که پیشینه اصولگرایانه دارد بنابراین ما وقتی میوه و ثمره ائتلاف با آقای روحانی را دیدیم هم ایشان به ما نزدیک شدند و هم ما به ایشان نزدیک‌تر شدیم و در سال 94 ائتلاف جامعه‌ای صورت دادیم و نتیجه آن را در مجلس دیدیم. در سال 96 نیز با تمام توان در کنار آقای روحانی قرار گرفتیم بنابراین در این انتخابات دیگر پرچم، پرچم اصلاح‌طلبانه بود چراکه شعارهای آقای روحانی نیز به سمت شعارهای اصلاح‌طلبانه تغییر جهت داد و تمام میتینگ‌هایی که در استان‌ها شکل می‌گرفت اردوگاه اصلاح‌طلبان بود بنابراین رنگ و جلای کار همه اصلاح‌طلبانه بود. 

فارس: سهم اصلاح‌طلبان در کابینه بیشتر است یا کارگزاران؟

میرلوحی: کارگزاران عضو جبهه اصلاحات است و ما تفاوتی با آنها نداریم.

فارس: اگر بخواهیم حزبی بررسی کنیم سهم حزب کارگزاران در دولت بیشتر است یا حزب اعتدال و توسعه و دیگر احزاب اصلاح‌طلب. 

میرلوحی: از این جهت همه با هم هستیم.

فارس: ارزیابی خود شما چیست؟

میرلوحی: انتظار ما بیشتر از این بود اما همچنان منتظر می‌مانیم تا فرصت …

فارس: آقای میرلوحی کابینه بسته شده است دیگر منتظر چه می‌خواهید بمانید، شما می‌فرمایید شعارهای آقای روحانی در سال 96 کاملاً رنگ و جلای اصلاح‌طلبانه داشت اما آنچه که روی زمین پیاده می‌شود به نفع اصلاح‌طلبان نیست.

میرلوحی: بله انتخاب دولت یک گام مهمی است اما انتخاب وزرا نیز در مورد انتصابات معاونان نیز مهم است.

*اصلاح‌طلبان برای کابینه هیچ لیستی به دولت ندادند/بزرگان اصلاحات با حمایت مشروط از روحانی مخالفت کردند/از شروطمان برای حمایت از روحانی عبور کردیم/عملکرد دولت بیشتر از اشخاص مهم است/می‌توانستیم برای کابینه لیست بدهیم و محکم نیز پای آن بایستیم

فارس: بنابراین به سمت‌های درجه 3 به پایین رضایت داده‌اید.

میرلوحی: برای اینکه به آنها نشان و درجه دهید، عجله نکنید. اصلاح‌طلبان برای کابینه هیچ لیستی به دولت ندادند در حالی که برخی از دوستان ما معتقد بودند که از روحانی مشروط حمایت کنیم و قبل از این حمایت توافق‌نامه‌ای را به صورت کاغذ امضا کنیم اما این کار بنا بر توصیه بزرگان صورت نگرفت؛ اصلاح‌طلبان احساسشان این بود که از آقای روحانی بیشتر حمایت کنند بنابراین به همین دلیل شروطی هم که قرار بود با آقای روحانی داشته باشیم دیگر مطرح نشد و از شروطمان عبور کردیم. امروز هم می‌گوییم که افکار عمومی انتظارات دارند امروز در برخی ملاقات‌هایی که داریم عده‌ای از ما گلایه‌هایی می‌کنند اما ما خود را مدیون مردم می‌دانیم بنابراین امیدواریم اوضاع بهتر شود. به همین دلیل برای ما عملکرد دولت بیشتر از اشخاص مهم است و اهمیت دارد. ما می‌توانستیم برای کابینه لیست بدهیم و محکم نیز پای آن بایستیم. 

* اقتصاد، اشتغال و بیکاری حل شود/اگر این دو مقوله حل نشود، عملاً کار مهمی صورت نداده‌ایم/مسأله اقتصاد و اشتغال پاشنه آشیل کشور شده است

فارس: عملکرد دولت برای انتخابات 1400 برایتان اهمیت دارد؟

میرلوحی: هم برای سال 98 و هم انتخابات 1400. عملکرد دولت برای مردم مهم است بنابراین امروز فیلتر دیگر در کشور جوابگو نیست چرا که باید حقوق شهروندی رعایت شود، زنان، هنرمندان و دانشگاهیان احترام داشته باشند و اقتصاد، اشتغال و بیکاری حل شود و این بحث جدی ما است. امروز مسأله اقتصاد و اشتغال به وضعی رسیده است که پاشنه آشیل کشور ما محسوب می‌شود. ما اگر اشتغال و اقتصاد را حل نکنیم عملاً کار مهمی صورت نداده‌ایم.

* 3 میلیون فارغ‌التحصیل بیکار در کشور داریم/امروز دکترها و فوق‌لیسانس‌های ما بیکار هستند

فارس: بله، حقوق شهروندی زمانی معنا دارد که جوان ما با کار کرامت خود را به دست بیاورد. چراکه اگر جامعه با بیکاری و گرانی روبه‌رو باشد آنگاه حقوق شهروندی معنا ندارد.

میرلوحی: امروز بیشتر قشر بیکار را فارغ‌التحصیلان تشکیل می‌دهند. به عبارتی 3 میلیون بیکار در کشور ما فقط فارغ‌التحصیلان هستند. ممکن است در برخی از مناطق کشور ما امروز اصلاً مشکل کارگری نداشته باشیم و شاید در فصولی این مشکل وجود داشته باشد. مثلاً در غرب کشور پیدا کردن کارگر کار سخت و هزینه‌بری نیز است. در یزد اگر دقت کرده باشید کارگر بیکار وجود ندارد اما امروز مسأله، مسأله افراد باسواد است. امروز دکترها و فوق‌لیسانس‌های ما بیکار هستند بنابراین ما اینها را ملاک قرار خواهیم داد یعنی اگر دیدیم که شاخص‌ها، سرمایه‌گذاری پیشرفت داشت و فساد کاهش یافت قطعاً از دولت راضی خواهیم بود و برایمان چندان اهمیت ندارد که وزیر دولت تابلوی اصلاح‌طلبی نداشته باشد. اگر وزیری در کابینه با تابلوی اصلاح‌طلبی حضور داشته باشد اما کارایی لازم را از خود بروز ندهد ما قطعاً از وی انتقاد خواهیم کرد. 

فارس: آقای میرلوحی! شما گفتید قرار نیست در کنار شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان شورای جدیدی تشکیل شود و یا اینکه نام شورای سیاست‌گذاری تغییر کند تا از بار مسئولیت‌ها شانه خالی کند. امروز در مورد لیست امید انتقاداتی وارد است و حاشیه‌هایی همچون موضع عدم موفقیت عارف در کسب کرسی ریاست مجلس و یا ناکامی اصلاح‌طلبان در گرفتن ریاست کمیسیون‌های تخصصی مجلس، یا عدم موفقیت حبیب‌الله بیطرف در گرفتن رأی اعتماد از مجلس است؛ موضوع حقوق‌‌های نجومی …

میرلوحی: در مورد داستان حقوق نجومی ما نیز تا آن لحظه بی‌خبرتر از بقیه بودیم.

فارس: اما خانم حسینی …

میرلوحی: وقتی تمام برندهای شما را رد صلاحیت کرده‌اند و شما فراخوانی زده‌اید و 300 نفر اعلام آمادگی کرده‌اند بنابراین دست ما خالی بود و از بین این 30 نفر در لیست نهایی فقط 5 نفر چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلب همچون عارف، کواکبیان و غیره بودند. من خودم در جریان دهمین دوره انتخابات مجلس رد صلاحیت شده بودم، آقای صوفی رئیس ستاد اصلاح‌طلبان در تهران نیز رد صلاحیت شده بود بنابراین همه آنهایی که دور میز نشسته بودیم و قرار بود با فکر  برنامه‌ریزی کنیم رد صلاحیت شده بودیم.

فارس: شما چرا رد صلاحیت شده بودید؟

میرلوحی: چرای رد صلاحیت بنده را باید از آیت‌الله جنتی بپرسید. (با خنده)

فارس: موضوع عمومی نیست که بپرسیم. (با خنده)

میرلوحی: من معمولاً کم از این کارها می‌کنم اما یادداشتی به آقای جنتی نوشتم و گفتم شما دیگر چرا این حرف‌ها را به ما می‌زنید، شما که دوران جوانی ما را دیدید بنابراین این حرف‌ها به ما نمی‌چسبد. به هر حال 300 نفر در یک فرصت خیلی محدود برای حضور در لیست امید اصلاح‌طلبان اعلام آمادگی کردند. کام ما در روزی امضا توافق‌نامه برجام با خبر رد صلاحیت‌ها تلخ شد اما علی‌رغم آن باز هم ما خوش‌بین بودیم. قرار بود 26 دی ماه اظهار نظرنهایی صورت بگیرد باز هم دوستان ما خوش‌بین بودند بنابراین تا شب انتخابات همچنان ما امید داشتیم و همین اتفاق هم افتاد یعنی آقای سید افضل موسوی و آقای نوبخت دقیقه آخر تأیید صلاحیت شدند و این درحالی بود که ما لیستمان را هم چاپ کرده بودیم؛ ما تدبیر کردیم و گفتیم که ما باید بمانیم وظیفه و راهبردمان را دنبال کنیم. راهبرد جریان اصلاحات در همین زمان به کار ما آمد و ما را نجات داد چرا که ما گفته بودیم ملاک برای ما منافع ملی است و مهم نیست که برندهای ما رد صلاحیت بشوند یا تأیید صلاحیت. از 338 نفری که برای قرار گرفتن در لیست 30 نفره اصلاح‌طلبان اعلام آمادگی کرده بودند 120 نفر از آنها تأیید صلاحیت شدند.

فارس: چرا از برخی اصلاح‌طلبان سرشناسی که تائید صلاحیت شده بودند استفاده نکردید؟

میرلوحی: ما دو سیاست پیش‌رو داشتیم نخست اینکه 30 درصد از لیست باید به زنان و جوانان اختصاص پیدا می‌کرد یا …

فارس: اتفاقاً اعتراضات نیز در بین زنان صورت گرفت و آنها می‌گفتند که به خاطر پول و لابی اسم آنها در لیست قرار نگرفته است. 

میرلوحی: این مربوط به قضیه شورای شهر بود.

فارس: هم در مورد قضیه شورای شهر این موضوع صدق دارد و هم درباره انتخابات مجلس که بعدها گفته شد برخی کاندیداها به وسیله رانت و پول وارد لیست امید شده‌اند…

میرلوحی: اگر افراد مدعی می‌توانستند یک اپسیلون از ادعای خود را ثابت کنند، قطعاً می‌کردند. بنده مسئول مالی ستاد تهران بودم و ما کمترین هزینه را در زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی متحمل شدیم و این هزینه یک میلیارد تومان بود یعنی سرانه هزینه تبلیغات برای هر عضو لیست امید 35 میلیون تومان بوده است شما با این مبلغ حتی نمی‌توانید در روستاها نیز چنین کاری را صورت دهید. بنابراین این صحبت‌ها برای خنثی کردن زحمات ما صورت می‌گیرد.

فارس: یعنی از هر نفر فقط 35 میلیون تومان دریافت کرده‌اید؟

میرلوحی: ما از هر نفر 50 میلیون تومان جهت تبلیغات اخذ کردیم و برخی‌ها نیز هیچ پولی به ما ندادند. قرار بود از هر 30 نفر 50 میلیون دریافت کنیم و کل دارایی به یک و نیم میلیارد تومان برسد اما چون ندادند به همین یک میلیارد اکتفا کردیم و برخی از خرج‌های دیگر همچون جشن را لغو کردیم و با یک میلیارد تومان حساب‌های ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان در مجلس دهم را بستیم. آقای مقیمی رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور با من تماس گرفت و گفت که چرا در تبلیغات شهری غایب هستید و چرا بنر نمی‌زنید و ما هم یک برنامه‌ریزی کارشناسانه کردیم و فقط پلاکاردهای کوچک و فضای مجازی را هدف قرار دادیم. بنابراین ما اصلاً خرجی صورت ندادیم و وقتی هم خرجی نکرده‌ایم نیازی نداشت که بخواهیم از افراد پول بگیریم این حرف‌ها مربوط به صحبت‌های تبلیغاتی رقیب است. آن کسی که این صحبت‌ها را به وی نسبت می‌دهند تاکنون صد بار تکذیب کرده که من چنین چیزی نگفته‌ام.

فارس: آقای میرلوحی! فعالیت کمیته تعامل شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان تعامل با دولت در چه وضعیتی قرار دارد؟

میرلوحی: تماس و ارتباط‌هایی صورت گرفته است اما اخیراً ارتباطی صورت نگرفته است و باید تجمیع شود اما این بحث‌ها مطرح است و در حال بررسی نقاط قوت و ضعف شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان هستیم. پس بررسی و ارزیابی علی‌القاعده گفت‌وگوها از سر گرفته خواهد شد.

*دولت باید در خصوص تولید و اشتغال جریان‌سازی کند/دولت در حوزه تبلیغات جدی‌تر کار کند/ دولت به صورت شفاف با مردم صحبت کند

فارس: اگر به عنوان یک کارشناس سیاسی بخواهید از دولت یازدهم ارزیابی داشته باشید به نظر شما نقطه‌ ضعف‌هایی که در دولت یازدهم باید اصلاح شود چه نقاطی است.

میرلوحی: بنده چون خود توفیق داشته‌ام و در حوزه استانداری وزارت کشور کار کرده‌ام معتقدم که یکی از نقاط ضعف دولت یازدهم در سیاست داخلی بود چراکه استانداران و فرمانداران پیشانی دولت هستند و باید سیاست‌های دولت را به طور جدی دنبال کنند وقتی دولت می‌گوید که می‌خواهیم با دنیا تعامل کنیم باید این موارد را به صورت شفاف با مردم مطرح و صحبت کند، جامعه باید بداند چرا این اقدامات صورت می‌گیرد. اگر دولت اعلام می‌کند که تولید و اشتغال جزو اولویت‌ ما است، جلسات در استانداری‌ها و فرمانداری‌ها باید به طور مرتب حول این موضوع باشد. ما امیدواریم که در دولت دوازدهم این بخش و این نقاط ضعف رفع و تقویت شود. دومین مسأله اینکه اتاق فکر تبلیغات دولت آن گونه که باید و شاید عمل نمی‌کند. شما شرایط را می‌بینید چرخش اطلاعات در دنیا به چه صورت است. تأخیر یک دقیقه‌ای نیز می‌تواند مسائل را تغییر دهد. بنابراین دولت باید یک اتاق هوشمند و دائم داشته باشد و دولت به معنای واقعی کلمه سیاست‌گذار و ناظر باشد. دولت باید درباره تولید و اشتغال جریان‌سازی کند وگرنه این مسائل تبدیل به گفتمان غالب در جامعه نمی‌شود تا نهادی شکل نگیرد کاری صورت نمی‌‌گیرد؛ امروز در دنیا برای اینکه هر اندیشه و فکری را تبدیل به گفتمان کنند طی یک اقدام زمان‌بر نهاد را شکل می‌دهند بنابراین باید در دولت مراکزی شکل بگیرد که این کارها را صورت دهد. ما باید بتوانیم جریان‌های اصیل اسلامی، دینی، ایرانی و انقلابی را در فضای مجازی، اجتماعی، فرهنگی و غیره به وجود آوریم. امروز باید بررسی شود ما در مورد مسائل کتابخوانی، فوتبال، ورزش، سینما، فرهنگ و هنر و غیره در کجای جهان قرار داریم. ما خیلی علاقه‌مند به این هستیم که سهم زیادی در شبکه‌های جهانی داشته باشیم بنابراین باید دولت در حوزه تبلیغات جدی‌تر کار کند. دولت یازدهم در حوزه اقتصاد و رونق از رشد منهای 6.8 تا مثبت 7 الی 8 درصد رشد خیلی خوبی داشته است. رشد 14 درصدی بسیار حرکت خوبی است.

فارس: اما این رشد 14 درصدی که می‌گوئید برای مردم محسوس نیست. 

میرلوحی: بله؛ متأسفانه هنوز برای جامعه محسوس نیست  این باید حل شود. زاد و ولدهای دهه 60- 65 تا 85 خود را نشان داد. تا آن زمان ما با مسأله مدرسه و دانشگاه روبه‌رو بودیم اما از 85 به بعد مسأله اشتغال و ازدواج آنان آغاز شد اما متأسفانه ما این 10 سال را از دست دادیم در طول این 10 سال دارای پول بودیم و رزق آنها از آسمان باریده بود اما فرصت‌ها را هدر دادیم. ما در طول این 10 سال 750 میلیارد دلار نفت فروختیم ما در هیچ دولتی به این اندازه نتوانسته بودیم نفت بفروشیم. ما تا قبل از دولت آقای احمدی‌نژاد عسلویه نداشتیم بلکه عسلویه را دولت آقای خاتمی ساخت و ما پتروشیمی 55 میلیون تنی هم در اختیار نداشتیم اما در دولت احمدی‌نژاد این اتفاق صورت گرفت. در دولت نهم و دهم ما فقط سالی 30 میلیارد تومان صادرات غیرنفتی داشته باشیم در حالی که ما در گذشته به 4 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی دلخوش بودیم. ما در زمان کدام دولت می‌توانستیم در مقوله خصوصی‌سازی پالایشگاه و مخابرات خود را بفروشیم.

فارس: البته آن زمان تورم پایین‌تر بود و پول ارزش بیشتری داشت. 

میرلوحی: دلار که دلار است برادر من.

فارس: قیمت دلار را که خودمان تعیین می‌کنیم.

میرلوحی: این چه حرفی است ما از دلار بین‌المللی حرف می‌زنیم و من کاری به تبدیل ارز و ریال ندارم من می‌گویم در دولت نهم و دهم 730 میلیارد دلار نفت فروخته شده است و نزدیک به 200 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی بوده است.

فارس: عرض بنده هم این است دولت ببا گران کردن قیمت ارز درآمدزایی دارد.

میرلوحی: 35 میلیارد دلار از زمان آقای خاتمی در صندوق ذخیره ارزی در اختیار داشتید اما زمانی که آقای احمدی‌نژاد دولت را به آقای روحانی تحویل داد 500 هزار میلیارد دلار بدهی داشت که اگر با درآمدهای دولت جمع بکنید دولت وی 1200 میلیارد دلار هزینه داشته است آیا شما دولتی سراغ دارید که 1200 میلیارد دلار پول داشته باشد به عبارتی هزینه دولت نهم و دهم سالی 150 میلیارد دلار به طور متوسط بوده است و این درحالی است که در کل دوره هشت ساله دولت اصلاحات درآمد این دولت 168 میلیارد دلار و در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی 154 میلیارد دلار بوده است. بنابراین 1200 میلیارد دلار پول در اختیار دولت نهم و دهم بوده است اما مسأله اشتغال حل نشد. کارخانه‌ها خوابید و شهرک‌های صنعتی تعطیل شد و این بر طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در سال 91 و 92 بوده است بنابراین جبران این مسأله کار بسیار سختی است. ما نیازمان را که اشتغال و ازدواج جوانانمان بوده در بهترین فصل دولت‌داری خود حل نکرده‌ایم. امروز 900 هزار شغل صورت می‌گیرد اما مسأله حل نمی‌شود در حالی که ما در دولت آقای خاتمی با ایجاد 700 هزار شغل مسأله بیکاری حل می‌شد و بیکاری یک رقمی می‌شد. 

*شکی در دروغ‌گویی و بهانه‌جویی آمریکایی‌ها نیست

فارس:‌ آقای میرلوحی! باتوجه به بدعهدی طرف مقابل در بحث برجام چه توصیه‌ای به دولت دارید؟

میرلوحی: هیچ شکی در اینکه دولت آمریکا و آقای ترامپ بهانه‌جویی می‌کنند وجود ندارد، دروغ‌گو بودن آمریکا مشخص و معلوم است اما بالاخره همه می‌دانیم دنیا قانون‌های نانوشته دارد. یکی از قانون‌های نانوشته دنیا همین شورای امنیت سازمان ملل متحد است و مبنای این شورا نیز بمب اتم است؛ ما توانستیم در هرحال برجام را به سرانجام برسانیم و اروپا را در مورد خودمان از آمریکا جدا کنیم و البته بدعهدی‌های امروز آمریکا به خود این کشور برمی‌گردد و عملاً برای ما فرصت ایجاد می‌کند.

* توسعه تک‌ساحتی معنا ندارد

فارس: دیپلمات‌های ما باید در این باتوجه به صحبت‌خایی که داشتید چه سیاست‌هایی را اتخاذ کنند؟

میرلوحی: دیپلمات‌های ما باید نسبت به چهار سال پیش باتجربه‌تر شده باشند و قطعاً می‌دانند که باید چگونه عمل کنند تا خروجی منطقی‌تر و کارشناسانه‌تر و دقیق‌تر باشد. تا قدم به قدم به جلو پیش رفته و به عقب بر نگردیم. در مورد این بدعهدی‌ها سه روش در دنیا وجود دارد که قبل از برجام هم این سه روش مورد بررسی قرار گرفت. نخست اینکه بگوییم انقلاب بی‌انقلاب و ما تسلیم می‌شویم. اما ملت ایران هیچ‌گاه نمی‌پذیرد که هرچه قدرت‌های زورگو بگوید، بگویند چشم؛ راه دوم این است که به دنیا بگوییم ما همین که می‌بینید هستیم و شما بی‌خود می‌کنید که ما را نمی‌فهمید و تشخیص ما این است که بر حق هستیم و همینی است که هست. بنابراین، این منجر به جنگ و درگیری می‌شود و حضرت امام  هم همواره می‌فرمودند که هشت سال جنگ، جنگی بود که صدام به ما تحمیل کرد و ما به دنبال جنگ نیستیم. بنابراین راه میانه‌ای نیز وجود دارد و آن مذاکره است در مذاکره هر تیم کشوری که قوی‌تر و پشتوانه مردمی داشته باشد پیروزتر خواهد بود و ما به سه انتخاباتی که در سال‌های 92، 94 و 96 صورت دادیم دارای برگ برنده شدیم و برجام را در حالی به سرانجام رساندیم که آمریکایی‌ها می‌گفتند: ما دلمان می‌خواست پیچ و مهرهای هسته‌ای ایران را همانند لیبی باز کنیم. باید از نگاه‌های تک‌ساحتی که آیا دیپلماسی ما برتر بود یا نظامی ما بگذریم و کنار بگذاریم. اینکه یکی ادعا کند اگر توانمندی‌های نظامی ما نبود به اینجا نمی‌رسیدیم و دیگری بگوید اگر دیپلماسی ما نبود، کاری عبث و بیهوده است چراکه همه باید باشند. توسعه تک‌ساحتی معنا ندارد و حرف غیرمنطقی و غیرعلمی است چون توسعه همه‌جانبه است. 

فارس: آقای میرلوحی به موضوع دانشگاه و اصلاح‌طلبان اشاره کردید علت تعلل در معرفی وزیر علوم …

میرلوحی: تا آنجایی که بنده مطلع هستم 9 نفر برای وزارت علوم مطرح بودند که متأسفانه شب معرفی وزرا آن قضیه پیش آمد. 

فارس: این 9 نفر چه کسانی بودند؟

میرلوحی: بالاخره این جزئی از مسیر کار است. (با لبخند)

فارس: آیا اصلاح‌طلبان برای وزارت علوم گزینه خاصی به آقای روحانی پیشنهاد کرده‌اند؟

میرلوحی: در وزارت علوم چهره‌های موفق بسیاری حضور دارند. از جمله آقایان فرجی‌دانا، توفیقی، سبحان‌اللهی و آقای خانیکی از چهره‌های مطرح در وزارت علوم هستند اما به هرحال آقای رئیس جمهور در این زمینه با محدودیت‌هایی مواجه است. باید ببینیم که این قصه به کجا منجر می‌شود.

فارس: مطرح است  گزینه‌های قبلی که نتوانستند از مجلس نهم رأی اعتماد بگیرند مجدداً قرار است به مجلس دهم معرفی شوند، آیا صحت دارد؟

میرلوحی: امیدواریم که این اتفاق بیفتد. واقعیت این است که افرادی مثل آقایان منفرد و فرجی‌دانا؛ افرادی سالم، متین و دانشگاه‌شناس هستند و فکر می‌کنیم اگر این افراد بیایند برای وزارت علوم و دانشگاه بهتر است.

فارس: آقای منفرد در سال 88 …

میرلوحی: اینکه می‌گویید دانشگاه‌ها تند می‌شود بخشی از نیاز کار ما است. مقام معظم رهبری زمانی آنهایی که می‌خواستند دانشگاه غیرسیاسی کنند را نفرین کردند. در اسپانیا هر شهروند در 200 ان‌جی‌او NGO عضواند. ما هم زمانی در ایران می‌گفتیم که افراد باید دو شناسنامه داشته باشند یک شناسنامه شخصیتی و دوم شناسنامه سیاسی آنها باشد. بنابراین هر دانشجو نیز می‌تواند دارای شناسنامه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باشند و این یک اتفاق خوب است چرا می‌خواهیم خوب را بد جلوه بدهید. دو جریان در حال حاضر در کشور وجود دارد یک جریان اصولگرا و دیگری اصلاح‌طلب است.

*اعتدال گفتمان نیست بلکه بینابین اصولگرایان و اصلاح‌طلب‌ها بازی می‌کنند

فارس: اعتدالی‌ها نیز می‌گویند که ما یک جریان و گفتمان هستیم.

میرلوحی:‌ اعتدالی‌ها هر وقت گفتمان شدند چشم اما درحال حاضر بینابین اصولگرایان و اصلاح‌طلب‌ها بازی می‌کنند و هنوز گفتمان نیز نشده‌اند. اصولگرایان در دانشگاه‌ها چون بسیج را دارند فکر می‌کنند از تشکیلات بی‌نیاز هستند

فارس: انجمن‌های اسلامی هم که همگام باشماست

میرلوحی: شاید این قضیه واکنشی به آن قضیه است. چراکه اگر چتر بسیج در دانشگاه‌ها بر روی همه گسترانده شود که این البته به نفع آنها و کشور است. در این حالت دیگر انجمن اسلامی معنا ندارد و هر دو جریان می‌توانند در انجمن‌های اسلامی فعال شوند. اما چون فضای دانشگاه محدود شده است اصولگرایان در بسیج و اصلاح‌طلبان در انجمن‌های اسلامی فعالیت می‌کنند.

فارس: آقای میرلوحی! از وقتی که به ما اختصاص دادید تشکر می‌کنیم.

میرلوحی: ممنونم، ما رسانه را قدر می‌نهیم و آرزوی موفقیت برای شما داریم.

اشتراک فرهنگی و زبانی ایران و افغانستان را غنیمت بدانیم

اشتراک فرهنگی و زبانی ایران و افغانستان را غنیمت بدانیم«رفیع جنید»، شاعر افغانستانی مقیم آمریکا در گفتگو با خبرنگار حوزه افغانستان باشگاه خبرنگاران جوان دلایل فضای خاص شعر افغانستان و چرایی شناخت اندک مردم ایران نسبت به شاعران افغانستانی را بررسی کرد.

تاکنون از این شاعر افغانسانی 3 کتاب به نام‌های «سنگ‌های آتش زنه»، «ها» و «بی راوی» منتشر شده و کتاب «دست‌های بی‌سرنوشت» نیز در مراحل انتشار قرار دارد.

متن کامل این گفتگو را در زیر مشاهده می‌کنید:

فضای اندوهگین شعر افغانستان

وی در پاسخ به این سوال که چرا فضای شعر افغانستان اندوهگین و تلخ است، اظهار داشت: «آنچنانی که «هایدگر» می‌گوید زبان خانه هستی است و شعر خانه زبان، شعر در بردارنده تمام عواطف و تجربیات انسانی است؛ وقتی به زندگی روزمره مردم افغانستان نگاه می‌کنیم چیزی جز غم و اندوه دیده نمی‌شود. به همین دلیل، این فضای اندوهگین به شعر، داستان و دیگر گونه‌های هنری تسری پیدا می‌کند.

وی افزود: به عبارت دیگر چون فضای بیرون از ذهن شاعر در افغانستان آشفته است، طبیعی است که شاعر متاثر از زندگی روزمره، تجربیات شخصی و خانوادگی است و اینها می‌تواند شعر او را متاثر سازد.

آثار شاعران افغانستانی بخت دیده‌شدن در ایران را ندارند

رفیع جنید در بیان علت شناخت کمتر مردم ایران نسبت به شاعران افغانستانی گفت: این موضوع که مردم افغانستان شناخت خوبی از ادیبان ایرانی دارند ولی مردم ایران شناخت کاملی از شاعران افغانستانی ندارند و بسیاری از شاعران افغانستان در ایران گمنام هستند، بحث بسیار مهمی است. اگر در چند جمله بخواهیم این مساله را واکاوی کنیم باید بگوییم که ایران به عنوان مهد فارسی زبانان شناخته می شود؛ لذا شهروندان ایران احساس نیازی برای شناختن بزرگان زبان فارسی ندارند در حالی که مردم افغانستان و تاجیکستان این نیاز را احساس می‌کنند.

وی عنوان کرد: مساله دیگری که فکر می‌کنم کمتر به آن پرداخته شده این است که بیشتر کتاب‌های شعر از ایران چاپ و به مناطق مختلف ارسال می‌شود اما کتاب‌هایی که در کابل یا دوشنبه چاپ می‌شود کمتر به ایران ارسال شده و لذا زیاد بخت دیده شدن توسط مخاطب ایرانی را ندارند.

رفیع جنید اضافه کرد: در مورد تاجیکستان باید بگویم که خط این کشور متفاوت است و «الفبای» آنها الفبای فارسی نیست؛ محققین ایرانی نیز کمتر کتاب شعر شاعران تاجیک را به فارسی بازنشر کرده‌اند. 

«مولوی» و «خیام» شناس‌های آمریکایی

این شاعر افغانستانی در معرفی ادیبان آمریکایی که ارتباطی با شعر فارسی دارند، گفت: در ایالتی که ما زندگی می‌کنیم، «کلمن باکس» ترجمه انگلیسی شعرهای مولانا را ساده‌سازی کرده است. همچنین یک دوست «خیام»‌شناس به نام پرفسور «بارنی» نیز در آن منطقه زندگی می‌کند که شناخت خوبی از اشعار خیام دارد؛ علاوه بر همه اینها، «دکتر سامعی» که تابعیت ایرانی ـ آمریکایی دارد و زبان‌شناس می باشد در دانشگاه تدریس می‌نماید.

اشتراک فرهنگی و زبانی را غنیمت بدانیم

جنید در خصوص تفاوت فضای شعری افغانستان و آمریکا اظهار داشت: تفاوت بسیار بسیار زیاد است؛ شعر افغانستان متاثر از زندگی روزمره‌ای است که در آن هر روز آدم‌ها کشته می‌شوند، به گروگان گرفته می‌شوند و مردم درگیر معیشت خود هستد؛ البته گاهی ممکن است منِ شادمان شاعر، با تغزل شعری را هدیه کند اما در کل، شعر اینجا متاثر از فضای خاص خاورمیانه است اما در آمریکا بیشتر روی روابط انسانی تمرکز می‌شود و شعر بسیار زندگی زد‌ ای دارد.

وی افزود: اگر شعری که در آمریکا مورد استقبال است را برای اینجا ترجمه کنیم ممکن است هیچ جذابیتی برای مردم اینجا نداشته باشد؛ زیرا مخاطب شعر انگلیسی توقعاتی را از شعر دارد که مخاطب اینجا ندارد.

رفیع جنید، شاعر افغانستانی مقیم آمریکا تاکید کرد: آرزوی من این است که روزی به افغانستان برگردم؛ سال 81 نیز با تمام هستی خود به کابل رفتم تا در آنجام بمانم اما در شرایطی پیش آمد که ناگزیر شدم، بروم.

وی در پایان این گفتگو گفت: همزبانی و اشتراک فرهنگی میان ایران و افغانستان را غنیمت می‌دانم و امیدوارم به خاطر این اشتراک فرهنگی و زبانی، شناخت مردم ایران نسبت به ادیبان و شاعران افغانستانی و تاجیکستانی بیشتر شود.

تحمیل سلیقه بر تاریخ منشأ بسیاری از شبهات عاشورایی است

حجت‌الاسلام والمسلمین غفوری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و عضو گروه سیره اهل‌بیت(ع) این پژوهشگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قران(ایکنا) با اشاره به پیشینه مقتل‌نگاری در تاریخ اسلام گفت: مقتل‌نویسی از قرن دوم به بعد آغاز شد البته در قرن اول هم «اصبغ بن نباته» مقتلی داشته است ولی امروزه اطلاعی از آن در دست نداریم.

غفوری با بیان اینکه مهم‌ترین منابع از قرن دوم است تصریح کرد: در دوره خلفا کتابت حدیث و روایات ممنوع شد و در واقع کتابت از قرن دوم شروع شد؛ این ممنوعیت مشمول مقتل‌نگاری‌ها هم بود و اثر خود را بر جا گذاشت.

این محقق و پژوهشگر تاریخ اسلام تصریح کرد: مقتل‌نگاری‌ها با یک وقفه حدودا صد ساله از زمان وقوع عاشورا انجام شده است، طبیعتا مشاهدات عینی از بین رفته بوده و هر چه نقل شده سینه به سینه است.

تحمیل سلیقه بر تاریخ منشأ بسیاری از شبهات عاشورایی است

غفوری بیان کرد: نخستین مقتل توسط «ابی مخنف» نوشته شده است که البته اصل آن باقی نیست ولی طبری در تاریخ خود بخش عمده آن را بیان کرده است و بعد از آن نیز مقاتلی نوشته شد تا به امروز که مقتل «وقعة الطف» توسط استاد یوسفی غروی نوشته شده است.

این مدرس و محقق حوزه علمیه با بیان اینکه بعد از ابی مخنف، مقاتلی نیز در دوره شیخ صدوق و شیخ مفید توسط این بزرگواران نوشته شده است، عنوان کرد: قانون منع کتابت در قرن اول کار کتابت را به رکود برد و از آنجا که همه گزارشات در این قرن، روایت تلقی می‌شد دامنه مطالب تاریخی را هم گرفت؛ لذا در قرن نخست، واقعه عاشورا از این منظر در مظلومیت کامل قرار داشت ولی ائمه(ع) و نقل‌های شفاهی از این واقعه سبب شد تا همچنان داغ بماند و در تاریخ کم‌رنگ نشود.

غفوری با بیان اینکه در قرون اولیه محتواهای تاریخی در متون حدیثی و حتی محتواهای حدیثی در تاریخ هم نقل شده و تفکیکی میان این دو نبوده است عنوان کرد: البته شاید کسانی که بانی مسئله ممنوعیت کتابت بودند با خود حدیث مشکلی نداشتند بلکه جلوگیری از نقل مناقب و فضایل امام علی(ع) که به‌فراوانی در روایات پیامبر(ص) وجود داشته است سبب این ممنوعیت بود؛ روایاتی که رقبا و مخالفان امام آنها را برنمی‌تابیند.

این محقق اظهار کرد: البته گزارشاتی از امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) به عنوان دو امام و معصوم که در کربلا نیز حضور داشتند، نقل شده است ولی از واقعه عاشورا در مجموع مکتوبات کمی در قرون اولیه وجود داشته است که البته باید این مسئله جداگانه تحلیل شود.

وی تاکید کرد: مهم‌ترین دلیل بر اینکه شاید در دوره امامان بعدی حاضر در کربلا کمتر نقل‌ها و روایات را می‌بینیم این است که بعد از عاشورا، تقریبا جایگاه امامت ناشناخته بود و همه همت این بزرگواران صرف فرهنگ‌سازی برای تربیت شاگرد و شناساندن جایگاه خاندان اهل‌بیت(ع) به خصوص با نقل روایات پیامبر(ص) بود؛ به همین دلیل زمینه مناسبی برای بیان مسایل کربلا فراهم نبوده است.

وی با بیان اینکه با این وجود آن بزرگواران از هر فرصتی برای زنده نگه داشتن یاد کربلا استفاده می‌کردند اظهار کرد: اهل بیت(ع) به خصوص در دوره بعد از کربلا مورد توجه جامعه آن وقت نبودند و حداکثر اینکه آنان را در ردیف عالمان دیگر قلمداد می‌کردند؛ بنابراین ضرورت کار فرهنگی بیش از هر دوره دیگری حس شد تا ثمرات آن در دوره‌های بعدی نمایان شد.

غفوری ادامه داد: در دوره‌های بعد مقاتلی چون «لهوف» ابن طاووس را هم شاهد هستیم که از منابع مختلف تاریخی در نگارش آن استفاده کرده است که البته رویکرد آن با مقتل ابی‌مخنف تفاوت زیادی دارد.

این محقق و پژوهشگر بیان کرد: ابی‌مخنف تاریخ‌نویس بوده و کاملا با نگاه تاریخی واقعه کربلا را گزارش کرده است و نگاه عقیدتی و کلامی در آن دخیل نیست البته شیعه بودن وی هم قابل اثبات نیست ولی سید بن طاووس از علمای بزرگ شیعه است که با گرایشات کلامی و اعتقادی شیعه مقتل نوشته و از طرفی جایگاه این عالم جلیل‌القدر بر اعتبار این مقتل افزوده است.

وی افزود: منابعی که سید از آن بهره برده است، متنوع است و گزارشات متفاوتی نیز نسبت به مقانل دیگر دارد که نشان می‌دهد خود او به روایات اصلی دسترسی داشته اگرچه امروز برخی منابعی که وی از آن بهره برده در دسترس ما نیست.

وی تاکید کرد: یکی از ضعف‌های شیعه در طول تاریخ کم توجهی به تاریخ بوده است؛ زیرا عمدتا نگاه کلامی داشته‌اند و از آن در اثبات امامت و اعتقادات تشیع بهره می‌بردند لذا استفاده از قدرت تاریخ، در تشیع از ضعف‌هایی بوده که در برخی موارد مشکلاتی هم ایجاد کرده و این کم‌توجهی به تاریخ امروز هم در حوزه‌های علمیه وجود دارد.

غفوری بیان کرد: این ضعف سبب شده است تا گزارشات مربوط به زندگانی اهل بیت(ع) کمتر در دسترس ما باشد؛ مثلا در دوره صادقین(ع) روایات آنان به خوبی ثبت و ضبط شده است اما مطالب زیادی از نحوه زندگی فردی و شکل ظاهری آن حضرت در دسترس نیست؛ زیرا اهتمامی به نقل مباحث تاریخی از سوی راویان شیعه وجود نداشته و یا کمتر سراغ داریم.

غفوری تصریح کرد: الان هم تاریخ در حوزه جایگاه لازم را ندارد و همین مسئله سبب شده است تا گزارشات زندگی اهل بیت(ع) تمام و کمال در اختیار ما قرار نگیرد لذا شاهد هستیم که روایات ایشان ثبت و ضبط است ولی در مورد رفتارهای شخصی ائمه، رفتار با خانواده و فرزندان آنان و توصیف خود ائمه و یارانشان کمتر روایتی نقل شده است.

این محقق و استاد حوزه علمیه ورود سلیقه‌های مختلف به مباحث تاریخی را آسیب بزرگی برای روایات تاریخی برشمرد و اظهار کرد: این سلیقه‌ها سبب شده تا آسیب فراوانی را در این عرصه شاهد باشیم زیرا برخی افراد در طول تاریخ چیزی را بر آن تحمیل کرده‌اند لذا جعلیاتی نیز بروز یافته که گاهی به اصل واقعه عاشورا آسیب می‌زند.

ابطحی:حوزه‌ها حکومتی شده‌اند/ مصباحی‌مقدم:چرا هزینه بدهیم؟

روز نو :  نزدیکی روحانیت به حاکمیت و سیاست زمینه ساز نفوذ بیشتر آنها در بین مردم شد یا فاصله ساز بود؟ شان و جایگاه روحانیت در سیاست کجاست؟ آیا حوزه ها حاکمیتی شده اند؟ چرا برخی ریشه مشکلات را فقط به روحانیت ربط می دهند و …سوالاتی که در مناظره یک ساعته خبرآنلاین با حضور دو چهره روحانی اصولگرا و اصلاح طلب به آنها پاسخ داده شد.
به گزارش اخبار دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی به نقل از روز نو: هر دو برخواسته از قشر روحانیت هستند، یکی هم نشین راست گرایان سیاست ایران شده و دیگری از همراهان چپ گرایان سیاست است. نگاه شان به ورود روحانیت به حاکمیت یکسان نیست یکی معتقد است این ورود آغازی بر یک آسیب به قشر روحانیت شد و دیگری معتقد است فاصله گرفتن از حاکمیت چاره کار نیست.
با غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی جامعه روحانیت مبارز و محمدعلی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز پیرامون شان و جایگاه روحانیت و فراز و فرودهای نفوذ روحانیت در بین مردم طی چند دهه گذشته به گفتگو نشستیم، مناظره ای که مصباحی‌مقدم آن را در دانشگاه امام صادق میزبانی می کرد.
ابطحی گلایه داشت از اینکه حوزه ها بیش از اندازه حکومتی شده اند و تاکید می کرد این نقطه آسیب پذیری روحانیت شده است، مصباحی مقدم اما روی دیگری از انتقادات را مطرح می کند آنجا که می گوید «چون یک طیفی از روحانیت در مصدر امور و حاکمیت هستند در نتیجه مردم ریشه مشکلات را از روحانیت می دانند درحالیکه این درست نیست. اگر مسئولیت در امور اقتصادی در دست روحانیت نیست چرا باید آثارش را بر دوش مجموعه روحانی کشور بار کنید؟» او البته منتقد برخی هم صنفان روحانی اش هم است که از مردم فاصله گرفتند یا به قول خودش به الاف و علوفی رسیدند و باعث شدند که نگاه مردم به روحانیت را تغییر دهند.
مصباحی مقدم اما در خلال صحبت هایش از یک نگرانی پرده برداشت، آنجا که گفت « نگرانم که نسل فعلی مراجع به کنار بروند یک بلبشویی در مرجعیت رخ دهد. ما برای مرجعیت مان هم باید یک مدیریت داشته باشیم که هر کسی نیاید مدعی مرجعیت شود.»
در میانه مناظره اما هر دو گریزی زدند به جلسات رهبری با جامعه روحانیت، جامعه مدرسین و مجمع روحانیون، جلساتی که قرار بوده زمینه ساز وحدت بین طیف های روحانیت دو جریان شود اما مصباحی مقدم می گوید در جلسه ای که جامعه روحانیت میزبان بود کروبی با انتقاد از اینکه قدرت در دست راستگرایان است باعث پایان یافتن این جلسات شد، ابطحی هم گریزی به خاطراتش از آن جلسات زد. 
مشروح مناظره خبرگزاری خبرآنلاین با دو چهره روحانی اصولگرا و اصلاح طلب را در ادامه بخوانید؛
 
*****
*یکسری مسائل رسانه ای پیرامون شان و جایگاه روحانیت اخیرا مطرح شده و روزنامه جمهوری اسلامی و مشخصا آقای مسیح مهاجری در مورد شأن روحانیت مطالبی را مطرح کردند که بعضا با واکنش هایی از سوی جامعه روحانیت و کلیت تشکل ها و چهره های روحانی همراه شد، این موضوع در واقع به نوعی به نقد روحانیت توسط خود روحانیت تبدیل شد. با این پیش فرض مناظره را شروع کنیم که از نگاه شما جایگاه روحانیت در عرصه های مختلف تا الان چطور پیش رفته و الان در چه جایگاهی قرار گرفته و اقبال افکار عمومی نسبت آن چگونه است؟ ما زمانی جنبش تنباکو را داشتیم، زمانی هم فرمان ملی شدن بانک ملی ایران را داشتیم که باز با حمایت روحانیون و درخواست شان از مردم همراه شد و حتی انقلاب اسلامی به رهبری روحانیت اتفاق افتاد ولی الان در مقطعی به سر می بریم که هرچقدر هم مراجع و روحانیت راجع به موضوعی مثل فضای مجازی انتقاد می کنند از طرف افکار عمومی خیلی همراهی نمی شود! چه اتفاقی افتاده؟ برخی معتقدند که شاید به دلیل نزدیکی دین به سیاست بعد از انقلاب است و برخی آن را در نتیجه عملکرد روحانیت می دانند، یک احتمال دیگر هم این است که شاید سطح دینداری در فضای عمومی جامعه کاهش پیدا کرده. نظر شما در اینباره چیست؟
ابطحی: علاوه بر این موارد تاریخی که اشاره کردید، استثناهایی هم هست که آن شرایط تاریخی تعیین کننده آن استثناها بوده است. مثل فتوای تحریم تنباکو یا اتفاقاتی مشابه این نه دلیل بر قوت مرجعیت آن موقع آن بوده و نه دلیل بر ضعف وضعیت فعلی. من فکر می کنم در مقایسه با آن اتفاقات وقتی یک اتفاق بزرگی مثل انقلاب اسلامی را داریم که رهبر روحانی سامان می دهد اصلا قابل مقایسه با یک فتوای موردی در مورد جایی که یک مبارزه مقطعی صورت می گیرد، نیست. اما من معتقدم که ما باید درباره یک موضوع مهمتری صحبت کنیم و آن جایگاه اصلی حوزه هاست.
حوزه ها به عنوان مهد تربیت روحانیت و مرجعیت جایی است که اساس و نهاد روحانیت را در کشور تعریف می کند. قطعا دین همچنان در دنیا یک گوهر گرانبهاست. این همه عوامل جعلی به نام دین چه در دین اسلام و چه در ادیان دیگر به این خاطر است که دین هنوز هم قدرت بیشتری در بسیج دارد. مثل داعش یا موارد دیگر همه استفاده های بدلی از دین هستند آنهم، به خاطر این که گوهر دین همچنان گرانبهاست و اگر گرانبها نبود در حول و حوش آن اتفاقات بدلی شکل نمی گرفت.
نکته دوم اینکه در جامعه ایرانی هم همچنان چارچوب اساسی دین محترم است. یعنی مثلا شما کمتر خانواده ای را شاید پیدا کنید که موقع ازدواج سراغ یک مراسم دینی و مذهبی نرود. یا نهادهای عام تری مثل حرم امام رضا هیچوقت خلوت نمی شود و هیچ ربطی هم به اتفاقات سیاسی ندارد. عتقاد من این است که حضور دین در جامعه حضور واقعی است. حالا نوع برداشت ها از دین طبیعتا متفاوت است. به همین دلیل فکر می کنم اگر یک نگاه توطئه ای هم داشته باشیم، به دلیل اینکه این دیانت و این روحانیت قدرت اصلی بسیج جامعه را در اختیار دارد، طبیعی است که بدلی هایش هم در درون جامعه خیلی شکل می گیرد.
مصباحی مقدم: در مسائل و مشکلات اقتصادی، امور اجرایی، اداری، رشوه ها و اختلاس ها مسائلی هستند که به شدت مردم را رنج می دهد و چون راس حکومت روحانی است و رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، مجلس خبرگان هم روحانی هستند، یک طیفی از روحانیت در مصدر امور هستند در نتیجه مردم ریشه مشکلات را از روحانیت می دانند و حال آنکه لزوما این نیست.ما هم باید آن زمینه بدلی شدن ها را از بین ببریم. ببینید حوزه های ما بیش از اندازه حکومتی شده اند. قدرت حوزه های ما در این بود که حوزه تصمیم می گرفت حالا مخاطبانش هر مقدار هم که بودند اما حوزه و روحانیت تصمیم می گرفت که چه چیزی ارزش است و چه چیزی ارزش نیست و این به جامعه منتقل می شد. الان بیشتر آن ارزشهای نهاد دینی و نهاد روحانیت به ارزشهای نهاد حکومت تبدیل شده و این نقطه آسیب پذیری روحانیت است. آنوقت در این نقطه آسیب پذیری نمره هایی که به افراد داده می شود، نمره های حمایت از سیستم و نظام حاکمیت است و نه نمره های قوت روحانیت و آن نقاط قوه روحانیت. به همین دلیل اتفاقاتی در جامعه شکل می گیرد مثل اتفاقاتی که اخیرا مورد نقد قرار گرفته. برداشتهایی از درون جامعه می شود که برداشتهای کامل از دین نیست. برداشتهایی که کاملا با آن نهاد قدیمی و تنومند تاریخی روحانیت متفاوت است. اینها به دلیل آن ساختاری است که مباحث روحانیت در حوزه ها مبنا و اصل قرار نمی گیرد.
مصباحی مقدم:سوالی که شما کردید به نظرم سوال مهم و قابل توجهی است و البته نمونه های تاریخی که گفتید و آقای ابطحی هم اشاره کردند، نشان از جایگاه مرجعیت در ذهن و فکر مردم می کند و نه لزوما روحانیت به معنای یک طیف وسیع و این دو را نمی توان به جای هم نشاند. اتفاقا من می خواهم بگویم که بعد از پیروزی انقلاب نه تنها جایگاه مرجعیت ارتقاء هم پیدا کرده و مرجعیت جایگاه بهتری نسبت به قبل پیدا کرده بلکه حتی جایگاه روحانیت هم موقعیت بهتری پیدا کرده. بنده 1343 تحصیلات طلبگی ام در مشهد شروع شده، آن سالها که قبل از پیروزی انقلاب هم بود، طلبه ها را تمسخر می کردند. من به خاطر دارم که یکی از دوستان هم محلی که رشته پزشکی را انتخاب کرده بود به من گفت که فلانی تو استعدادت خیلی بالاست. چکار می خواهی بکنی؟ گفتم می خواهم سرباز امام زمان باشم. گفت آقا! ول کن بیا پزشک و مهندس بشو، یک شخصیت علمی برجسته. گفتم نه، من انتخاب کرده ام و این را پذیرفته ام و امروز آن پزشک که پزشک متخصص و درجه یک و عالی است به وضعیت من غبطه می خورد. این معنایش این است که آن وقت دست کم می گرفتند و امروز اینطور نیست. حالا البته ممکن است شما بگویید که این ناظر به شخص شماست.

ابطحی: ناظر به حکومت هم می تواند باشد.
مصباحی مقدم: بله ناظر به حکومت هم می تواند باشد ولی او دوست من است و اصلا نگاهش به من نگاه حکومتی نیست.
ابطحی: نه، به شما نه. ناظر به این جایگاه که حکومت باشد.
مصباحی مقدم: قبل از انقلاب انصاف قضیه این است که روحانیت به شدت تحقیر می شد، از نظر تاریخی اگر کمی به دوره رضاخان برگردیم، در آن دوره ادبیات ما، ادبیات تحقیر دین و روحانیت است. جای دوری نمی خواهد بروید. مقدمه لغتنامه دهخدا را ببینید. این مقدمه آن زمان نوشته شده البته توسط شاید خود دهخدا هم نباشد ولی رویکردش یک رویکرد تنفر از روحانیت است و در آن جامعه جا می افتاد. اشعاری که آن دوره سروده می شد و ادبیاتی که آن دوره تدوین می شد، حاکی از نفرت از روحانیت به صورت خیلی خیلی بالاست. البته این مقتضای دوره رضاشاهی بود و آن سم پاشی هایی که آن دوره می کردند. بعدا تا حدودی تغییر پیدا کرد ولی هیچگاه در شرایط قبل از پیروزی انقلاب، روحانیت یک مقبولیت عمومی و وسیع پیدا نکرد. البته قبل از پیروزی انقلاب و مقارن انقلاب به عنوان مقدمه انقلاب، دیگر جایگاه روحانیت عوض شد. خدا رحمت امام را که به عنوان یک مرجع بسیار بسیار محبوب بودند و من خاطرم هست که دکتر شریعتی اگر رویکردی را نشان می دهد، رویکرد شدید انتقادی نسبت به روحانیت است و امام را استثناء می کند و احیانا یکی، دو نفر دیگر را.
این فضای عمومی اقتضاء می کرد که روشنفکری مثل دکتر شریعتی رویکردش، رویکرد نفی روحانیت است که حتی این ادبیات هم پدید آمد که «اسلام می خواهیم، آخوند نمی خواهیم». یادتان هست که امام نسبت به این مسئله واکنش نشان دادند. این حکایت از آن جایگاه غیرمحبوب روحانیت قبل از پیروزی انقلاب دارد. اینها را می گویم چون می بینم در افکار عمومی گاهی اوقات عکس این مسئله برداشت و فهمیده می شود. جایگاه دین هم همینطور، جایگاه دین هم قبل از پیروزی انقلاب یک جایگاه فوق العاده ای نبود.
خدا شهید مطهری را رحمت کند، ایشان کتاب «خورشید دین هرگز غروب نمی کند» را برای چه نوشت؟ برای اینکه هم افکار عمومی در جهان و هم به تبع آن در ایران اینگونه حکایت می کرد که دیگر دوران دین تمام شده است. ایشان این کتاب را نوشت و حکایت از این کردند که ما بعد از این دوران، شکوفایی دین را خواهیم داشت. پس باز به خوبی روشن بود که پدرها، مادرها، مسن ترها، پدربزرگها و مادربزرگها ناراحت و نگران بودند که دین از جامعه افول کرده و رخت بربسته است پس چطوری بچه هایشان را نگه دارند؟
انقلاب موجب برگشت به دین شد، البته جایگاه روحانیت بعد از پیروزی انقلاب افت و خیز داشته است. در یک شرایطی محبوبیت بالاتری و در یک شرایط دیگر محبوبیت کمتری داشته که اینها تا حدودی به عملکردها برمیگردد. اما به طور کلی باز هم روحانیت الان برجسته ترین جایگاه را در میان مجموعه طیف های اجتماعی دارد. شاهدش این انتخابات اخیر که 40 میلیون رای به دو روحانی دادند. تعارف که نداریم و این یک نمونه است. درست است که این دو روحانی در دو طیف سیاسی تقریبا مخالف تعریف می شدند ولی بالاخره برآیند و خروجی چیست؟ حکایت از این می کند که روحانیت مورد اعتماد مردم است. یک عده از آن طیف به آن روحانی اعتماد می کند و یک عده از این طیف به این روحانی اعتماد می کند. پس به نظرم خیلی روشن است.
ابطحی: حوزه های ما بیش از اندازه حکومتی شده اند. قدرت حوزه های ما در این بود که حوزه تصمیم می گرفت حالا مخاطبانش هر مقدار هم که بودند اما حوزه و روحانیت تصمیم می گرفت که چه چیزی ارزش است و چه چیزی ارزش نیست و این به جامعه منتقل می شد. الان بیشتر آن ارزشهای نهاد دینی و نهاد روحانیت به ارزشهای نهاد حکومت تبدیل شده و این نقطه آسیب پذیری روحانیت است.
بله، یک مقدار باید گفت که جایگاه روحانیت در میان عده قابل توجهی از توده مردم افت کرده و ریشه اش عملکرد حکومت است. ببینید عملکرد حکومت در مسائل اساسی، بنیادی و بین المللی اتفاقا باعث افتخار است.
مثل امنیت ملی ما، مثل قدرت دفاعی ما، مثل پیشرفت های فناوری های ما، مثل گستردگی دانشگاه های ما، اعتبار رشته پزشکی ما و امثالهم. اینها جاهایی است که اگر به آن عطف توجه شود همه تصدیق می کنند که خیلی عالی است و خیلی بهتر از آنچه فکر می کردند، تحقق پیدا کرده اما در مسائل و مشکلات اقتصادی، امور اجرایی، اداری، رشوه ها و اختلاس ها که می آییم، مسائلی است که به شدت مردم را رنج می دهد و چون راس حکومت روحانی است و رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، مجلس خبرگان هم روحانی هستند، یک طیفی از روحانیت در مصدر امور هستند ریشه مشکلات را از روحانیت می دانند و حال آنکه لزوما این نیست.
*آقای ابطحی بیشتر این موضوع را فردی دیدند و آقای مصباحی مقدم بیشتر سیستماتیک …
مصباحی مقدم: از آنجا که حوزه بیشتر رویکرد حکومتی پیدا کرده، شاید در این نقطه دیدگاه بنده با آقای ابطحی متفاوت باشد، پس موقعیت روحانیت، افت کرده است. نمی شود که روحانیت حکومت را بدست بگیرد، بعد حوزه که پشتیبان اصلی این نظام حکومت است خودش را فارغ بداند. به تعبیری شترسواری دولا دولا نمی شود. ناگزیر حوزه باید از نظام حمایت کند ولی یک نکته کلیدی در این رویکردها وجود دارد و آن این است که متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب به دلیل جایگاه هایی که برخی از روحانیون پیدا کرده اند و به دلیل مسئولیت هایی که پذیرفته اند از توده مردم فاصله گرفته اند.
این فاصله موجب شده که کمتر مشکلات مردم را از نزدیک حس و لمس کنند و کمتر زبان مردم شوند. روحانیت اوایل انقلاب و قبل از انقلاب واقعا زبان مردم بود. الان هم روحانیونی که زبان مردم هستند، مقبول اند. آنهایی که سخنان مردم را برای دولت بازتاب می دهند، به عبارت دیگر نقد قدرت می کنند و در جایگاه نقد قرار گرفته اند از محبوبیت بالایی برخوردارند. پس مسئله، مسئله ارتباط با مردم و داشتن جایگاه های مردمی و حفظ روابط با مردم است. این حفظ روابط با مردم تا حدودی تضعیف شده طبعا عکس قضیه هم صادق است و مردم هم از روحانی ای که می بینند که آنها فاصله گرفته، فاصله می گیرند. یا تعداد روحانیونی که الان در نظام و دولت مسئولیت دارند به اندازه 10 درصد کل روحانیت کشور نیست ولی نگاهی که دارد اتفاق می افتد به کل روحانیت کشور تعمیم پیدا می کند.

گاهی این اتفاق برایم رخ داد که با طلبه ها از نزدیک صحبت می کنم و اظهار ناراحتی می کنند که آقا! چرا اینطوری شده و می شود؟ می گویم که عده ای از روحانیت در کسوت مسئولیت وارد شده اند و عملکرد مجموعه به نام آنها افتاده است. عملکرد آنها هم شامل حال شما شده و این یک خطای بدتدبیری است که طبیعتا رخ داده اما قبول کنیم که اگر یک عده اندکی از روحانیت توانسته اند وضعیت مادی و اقتصادی خودشان را متفاوت از دیگران کنند که هست و واقعیتی است که نمی توان انکار کرد و به الاف و علوفی دست پیدا کرده اند، این را تعمیم می دهند و خیال می کنند که حالا همه روحانیت اینطور است.
حدود 150 هزار نفر روحانی در حوزه ها داریم اما این بندگان خدا در فقر و فلاکت به سر می برند. به حداقل ها بسنده کرده اند ولی فحش ها را آنها می خورند. اتفاقا آنها که با محافظ می آیند و می روند که نمی شنوند اما آنها که در تاکسی، اتوبوس و مترو سوار می شوند بیشترین رگبار بد و بیراهه را از نزدیک می شوند و حال آنکه این بندگان خدا هیچ تقصیری ندارند.
به نظرم یک نکته مهم مسئله فاصله گرفتن از مردم است به دو معنا؛ یکی به معنای فاصله گرفتن زندگی ها از زندگی مردم است و دیگری فاصله گرفتن از جایگاه های ارتباط با مردم. وقتی با مردم ارتباط نزدیکی داشته باشند مردم درد و دلشان را می گویند و از این جهت لااقل آرامش پیدا می کنند. بعد هم اگر روحانی زبان مردم باشد در منبر و سخنرانی هایش مثل ائمه جمعه به عنوان زبان مردم می توانند نقش آفرین باشند. البته افراط در اینجا شایسته نیست و باید واقعا همان حرفهایی که مردم می زنند را بازتاب دهند. در نشست اخیر خبرگان و در نطق های قبل از دستور جناب آقای سیداحمد خاتمی گفتند که این نطق ها برای مسئولین ارسال می شود چراکه آقایانی که اینجا حضور پیدا می کنند به عنوان بیان دیدگاه های مردم دارند بیان می کنند و حقیقت مسئله هم همین است. خب، اگر اینطور است ما نیازمند یک رویکرد به صورت جدی و گسترده تر هستیم تا بتواند این ارتباط را بیشتر کند. اما می خواهم بگویم که محبوبیت امروز روحانیت هیچ مناقشه نپذیرفته ولی به آن معنا نیست که ما فرض کنیم این جایگاه ها کاملا متزلزل است و کاری باید کرد که آن کار این جایگاه را برگرداند و اگر هم بخواهد اقدامی شود ارتباط تناتنگ با مردم راهکارش است.
*آقای ابطحی از نگاه شما آیا همانطور که حاج آقا مصباحی مقدم عنوان کردند این موضوع ناظر به علت است یا معلول؟ابطحی:  من به صورت مصداقی خیلی وارد موضوع نشدم ولی آقای مصباحی بیشتر مصادیق را مورد بحث قرار دادند و فکر می کنم یک نوع پارادوکسیکال هم در فرمایشات شان نسبت به وضعیت حوزه و جامعه و قبل از انقلاب حس کردم. قبل از انقلاب چون یک حوزه مستقلی وجود داشت، کارکرد روحانیت مشخص بود. در حوزه کارکرد خودش علی رغم همه تبلیغاتی که ایشان بدان اشاره کردند؛ تبلیغات سیاسی که آنهم به خاطر جایگاه قدرتمند روحانیت بود، آن تبلیغات سیاسی شکل می گرفت، اما علی رغم همه آنها در آن کارکردی که حوزه برای روحانیت و برای خودش قبل از انقلاب تعریف کرده و به جهان معرفی کرده بود، محترم و موفق هم بود.
در مسائل فردی و نصیحت شدن از مردم، حل کردن مشکلات مردم، ارتباط داشتن با مردم، پاسخ به شبهات مردم و فهم نظرات مختلف مردم آن جامعه روحانیت سنتی در میدان بود که آن جامعه البته ادعای حکومت هم نداشت. شاید آقای مصباحی بهتر از من به یاد دارند.
من امام خمینی را همانطور که خودشان هم فرمودند یک استثنای حوزه می دانم و نه یک روند حوزه. خودشان هم اصرار داشتند بگویند در مدرسه فیضیه وقتی کسی خواست از کوزه پسر من آب خورد گفتند که فرزند من نجس است چون این فلسفه خوانده است. فکر می کنم امام با این روایت می خواستند یک چیز سمبلیک را معرفی کنند.
این امام و مکتب اش در مشهد بین برخی چون آیت الله خامنه ای، آقای هاشمی نژاد و تا حدودی آقای طبسی و یک مجموعه ای در دیگر در شهرستان ها بودند که حامی اندیشه امام بودند. آن مجموعه ها باز در همان حوزه ها استثناء و حتی مهجور بودند.
مصباحی مقدم: من نگرانم که نسل فعلی مراجع به کنار بروند یک بلبشویی در مرجعیت رخ دهد. چون الان از نظر علمی کسانی هستند در حوزه ها که دیگر در سطح بعد از مرجعیت هستند و احیانا برخی از آنها رساله هایشان را هم نوشتند و چاپ هم کرده اند و کنار گذشته اند و برخی هم کنار نگذاشته اند تا اگر چشم برخی از مراجع فعلی بسته شود، اینها وارد میدان می شوند. ما برای مرجعیت مان هم باید یک مدیریت داشته باشیم که هر کسی نیاید مدعی مرجعیت شود.اما آن جریان استثناء یک ادعایی کرد و یک مکتبی را آورد که مکتب انقلابی گری بود که مبارزه کرد، پیروز شد و بزرگترین حادثه تاریخی را به اعتقاد من در حوزه روحانیت همه ادیان بوجود آورد. یعنی انقلاب اسلامی در ایران آن روز، در دو قطبی بودن جهانی، در اینکه در همسایگی ما اتحاد جماهیر شوروی بود، رخ داد و توانست همه حوزه های سیاسی کشوری مثل ایران آن روز به عنوان بزرگترین قدرت منطقه را بهم می ریزد و خودش را جایگزین می کند، نشانه یک اتفاق است که من به دلیل تخصصی که در حوزه ادیان دارم، فکر می کنم که حتی در حوزه سایر ادیان هم یک اتفاق بزرگ اینگونه را یک روحانی انجام نداد.
آنچه که مهم است و ما بعد از 40 سال آن را نگاه می کنیم این است که آیا روحانیت توانسته است در جایگاه روحانیت خودش اعتماد جامعه را جلب کند یا نه؟ اختلاطی که بین حاکمیت و روحانیت اتفاق افتاد را معتقدم که برای نهاد روحانیت خیلی آسیب پذیر شد. اختلاط این بود که من معتقدم اصلا روحانیت نمی تواند در ایرانی که رهبرش روحانی است و انقلاب اسلامی بوجود آمده، مخالف کلیت نظام باشد. البته در روحانیت چنین آدمهایی هستند ولی نمی توانند اصلا نماد روحانیت باشند چون روحانیت در این کشور بالاخره بزرگترین کار تاریخی را کرده و آن رساندن یک مرجع تقلید به حاکمیت بوده است لذا نمی توانند مخالف باشند اما معنای مخالف نبودن این نیست که حوزه ها به یک بنگاه کاریابی برای رفتن در حاکمیت تبدیل شود و نهاد حوزوی از آن خالی شود.
خودم یادم است که وقتی مرحوم پدرم با ما از آخوند بودن صحبت می کرد در سنین 8، 9 سالگی گریه هایی می کردیم که مدرسه را رها کنیم و زودتر برویم و آخوند شویم. اما همینطور که آقای مصباحی گفتند هیچ منافعی هم نداشت و در کوچه و محله مان هم مشکل پیدا می شد اما آن معنویت ما را به سمت روحانی شدن می برد. به همین دلیل هم هست که نسل ما همچنان روی روحانیت خود غیرتی و مصرّ هستند. همین هفته پیش در مصاحبه ای که داشتم کسی از من پرسید که شما را ابطحی هنرمند، ابطحی سیاستمدار، ابطحی آخوند و… می شناسند شما کدام یک از اینها را بیشتر دوست دارید؟ من گفتم ابطحی آخوند را. این به خاطر این است که آن نهادی که ما از آن بیرون آمدیم یک نهاد معنوی بود، که البته سیاست هم داشت، البته مبارزه هم داشت، البته روشنفکری هم داشت، البته مبارزه با تحجر هم داشت و …
این اتفاقات دائما در طول سالهای گذشته کمرنگ شد و در مدار جامعه آمد. البته من که خیلی جرات نمی کنم به حوزه بروم ولی آقای مصباحی حتما در فیضیه رفت و آمد دارند و عمدتا…

*چرا جرات نمی کنید؟ابطحی: از مُهر خوردن و این جور چیزها می ترسم!(خنده) در آنجا تابلوهایی وجود دارند که روی آن نوشته شده مثلا برای فلان شغل عقیدتی 20 نفر آخوند احتیاج داریم، این برای این است که درصد زیادی از طلبه ها از ابتدا که وارد می شوند دنبال این باشند که کجا بروند و کار کنند که من به آن بنگاه شغل یابی می گویم. این مسئله آن معنویت را از بین می برد و بعد یکمرتبه در این شغل به نقطه ای می رسد که مثلا فلان شغل بهتر است و فقط حمایت از نظام لازم دارد پس بقیه مبانی حوزوی را نادیده هم می گیرند چون اشکالی ندارد و کارش می تواند پیش رود.
من این وضعیت فعلی که حوزه ها در خدمت صرف حکومت باشند را قبول ندارم. یعنی دخالت یک مرجع تقلید در اینکه گیگابایت سرعت اینترنت در داخل چقدر باشد را در شأن مرجعیت نمی دانم. مرجعیتش هم از این بابت مشکل پیدا می کند. شئون خودش را رعایت نمی کند.
نکته بعدی اینکه خیلی از روحانیون ما دیگر کارکرد روحانی ندارند. مثلا در انتخابات من نه اصلا آقای رئیسی را روحانی می بینم و نه آقای روحانی را. در انتخابات دو سیاستمدار از دو جریان هستند همچنان که آقای احمدی نژاد به عنوان نماینده مذهبی ترین بخش های جامعه در دور اول ریاست جمهوری را گرفت وپشتوانه اش هم اتفاقا روحانیت سنتی حکومتی و غیرحکومتی بود. یعنی آنهایی که حتی با حاکمیت هم کاری نداشتند باز هم حامی احمدی نژاد شدند. معتقدم از همان زمان آقای احمدی نژاد هم بسیار از اتفاقات جامعه در حوزه دین و روحانیت دچار خلجان شد.
از این رو معتقدم خیلی از افراد روحانی، روحانی هستند اما کارکردشان در اذهان عمومی جامعه، کارکرد روحانی نیست. یعنی در آن بخشی که آقای مصباحی مقدم گفتند مردم به آقای رئیسی و روحانی رای دادند به دلیل اینکه این دو، آخوند بودند، من این را خیلی در این موضوع مثال صادقی نمی دانم. چون اینها یک شخصیت هایی هستند که عنوان دینی شان بسیار کمرنگ شده است. مثلا آقای هاشمی رفسنجانی یک سیاستمدار بزرگ است که همه دنیا او را به عنوان یک سیاستمدار بزرگ می شناختند. اما جایگاه روحانی و عملکرد روحانی اش را نمی دانند.
یا آقای خاتمی را به عنوان یک چهره صلح مدار سیاسی معروف در دنیا مطرح می شود ولی ایشان هم به عنوان یک روحانی رای نمی آورد در مقابل تفکرات سیاسی و اجتماعی که در جامعه البته وجود دارد.
وقتی این رای را حمایت از روحانیت می دانیم در تحلیل دچار اشتباه می شویم. کارکرد روحانیت انقلابی قبل از انقلاب بسیار ضعیف شده حتی در حوزه ها و حاکمیت هم بسیار ضعیف شده است. یعنی آن روحانیت مبارز با ارتجاع، مبارز با تفکرات انحرافی که سمبل آن امام خمینی باشد دیگر نیست. شاید یکی از مترقی ترین و پیشروترین آدمهای جریان روحانیت قبل از انقلاب آیت الله خامنه ای بودند که در ارتباط با این مواضع ضدتحجر و ضد عقب ماندگی ذهنی پیشرو بودند. اما روحانیت تبدیل به همان قشری شده که قبل از انقلاب استثناء نبودند و نمی خواستند در مدیریت کشور انقلاب کنند و این آسیب یک آسیب جدی است که روحانیت دلش برای یک سری آرمانهای خودش می سوزد نه اینکه دلش برای مردم و انقلاب اسلامی یا نظام بسوزد و این خلط شدن باعث شده که هم روحانیت کارکردش را از دست بدهد و هم دین کمرنگ شود.
ابطحی: این وضعیت فعلی که حوزه ها در خدمت صرف حکومت باشند را قبول ندارم. یعنی دخالت یک مرجع تقلید در اینکه گیگابایت سرعت اینترنت در داخل چقدر باشد را در شأن مرجعیت نمی دانم. مرجعیتش هم از این بابت مشکل پیدا می کند. شئون خودش را رعایت نمی کند.سوالم از آقای مصباحی این است که بالاخره ما باید تکلیفمان را روشن کنیم. این روحانیت است که حاکمیت می کند یا نه؟ اگر ایشان می گویند که نه روحانیت نیست که حکومت می کند که من هم با شما هم نظرم. من هم معتقدم که یک سیستم دارد حاکمیت می کند و آن سیستم می تواند یک جایی آخوند باشد و یک جایی هم نباشد ولی اگر هست و ما مدعی هستیم که نظام باید همه حوزه را مدیریت کند و همه جا حضور داشته باشد و منافع یک روحانی در راس حاکمیت را می خواهیم طبیعتا باید بپذیریم که این حاکمیت باید پاسخگو براساس مبانی دینی باشد که ما معتقدیم می تواند دنیا را اداره کند.
مثلا الان یک برادری مرتبا در تلویزیون صحبت می کند که حضرت علی عدالت را اینطور برقرار می کرد. اما برای من همیشه این سوال بوده که حضرت علی اینگونه رفتار می کرد اما ما که نکردیم و خودش هم منتقد وضع موجود است. 40 سال هم از عمر انقلاب گذشته که کم نیست یا نمی توانیم باید اعلام کنیم که این الان عملکرد ندارد و عملکردش متفاوت شده یا می توانیم بکنیم و انجام ندادیم به مردم پاسخگو باشیم که چرا نتوانستیم انجام دهیم؟ این نقطه، نقطه فراری است که من معتقدم به روحانیت خیلی آسیب می زند. نه به عنوان نهاد مسئولیت می پذیرد و نه از خودش رفع مسئولیت می کند و می گوید اگر کسی منتقد و مخالف نظام باشد، عواقبی دارد و آن عواقب را با عنوان شرعی مطرح می کند.

*بحثی که الان هست اینکه روحانیت خودشان هم منتقد خودشان هستند و گاها همدیگر را حتی تخریب هم می کنند، الان بحث فلسفه خواندن پسر امام و نجس بودنی که بعضی ها مطرح کردن را عنوان کردید یا حتی اینکه ممکن است به آقای ابطحی مهر بزنند اگر به حوزه برود، امروز هم گاها بر سر مواضع سیاسی روحانیت دست به تخریب هم می زنند. فیدبک و پالسی که این اتفاق به مردم می دهد این است که خب خود روحانیت هم الان خودشان را قبول ندارند چطور ما دنباله رو آنها باشیم؟
مصباحی مقدم: ما باید قبول کنیم که در انقلاب اسلامی آن که نقش پیشتاز را داشت روحانیت داشت. طبعا مردم انتظار دارند که همان روحانیت که پیشتاز انقلاب بوده و دعوتش کرده که به میدان بیاید و آمده، یکسری انتظارات را برآورده کند. حالا درست است که قبل از انقلاب هم امام در کنار اقلیتی از روحانیت ظهور و بروز کردند ولی بالاخره هم مقارن انقلاب این حمایت افزایش پیدا کرد و هم بعد از پیروزی انقلاب مردم هم حس کردند که این انقلاب، انقلابی است که دین را مجددا احیا می کند و کسانی که نظام را با وجود روحانیت قبول ندارند، خیلی کم شدند.
ولی نکته جالب این است که همانها که همچنان در موضع قبلی خودشان هستند در یک حلقه‌ای محبوبیت خودشان را هم دارند و موقعیت شان هم از نظر مادی شان بهتر هم هست.
ابطحی: از حکومتی ها هم بهتر است(خنده)
مصباحی مقدم: اتفاقا گاهی اوقات دیدن زندگی آنها عده ای را به اشتباه هم می اندازد که خیال می کنند اینها از ناحیه حاکمیت به جایی رسیده اند. انتظار مردم این بود که روحانیت به میدان بیاید و رهبری، مدیریت و مسئولیت را بپذیرد ولی حقیقت مسئله این است که این امکان نداشت که روحانیت به صورت کل و کامل به میدان بیاید چون چنین اقتضائی نداشت. وقتی هم که جنگ شد و دفاع مقدس و جبهه ها اقتضاء می کرد طلبه های جوان به طور عمده رفتند. البته یک کسی هم در سطح مرحوم آیت الله میرزاجواد آقای تهرانی هم حضور پیدا کرد و خودش هم خمپاره انداز شد تا اولا احساس وظیفه خودش را نشان دهد که باید ورود پیدا کند و ثانیا نماد حضور شخصیت های عالی دینی در دفاع مقدس بود.
به هرحال این کاملا طبیعی است. ولی اینکه حالا همه روحانیت مسئولیت به عهده گرفته، قطعا نه. 90 درصد و بیش از 90 درصد هم در حاشیه و کنارند ولی آنها هم حامی این نظام اند. الان ما در میان مراجع کسی که حامی نظام نباشد را اصلا نداریم. اتفاقا این مهم است چه در داخل و چه در خارج. این نشان می دهد که پس حمایت از این نظام را لازم می دانند.
ابطحی:حتی نظام حامی بعضی از آنها نیست ولی آنها حامی نظام هستند(خنده).
مصباحی مقدم: اگر مسئولیت در امور اقتصادی در دست روحانیت نیست چرا باید آثارش را بر دوش مجموعه روحانی کشور بار کنید؟ این همان خلطی است که اتفاق افتاده است.مصباحی مقدم: بله، احیانا اینطور است ولی همه حامی نظام اند. یعنی اصل نظام را پذیرفته اند و حمایت می کنند. حالا ورود روحانیت به این مسئله طبعا آثاری دارد. یکی از آثارش این است که همه توقعات به طور عمده متوجه روحانیت می شود. اگر خطاهایی دیگران هم می کنند پای روحانیت می نویسند.
ابطحی: این کار حق است یا ناحق؟
مصباحی مقدم: من حق نمی دانم.
ابطحی: اگر حق نمی دانید ما چگونه پاسخگو باشیم.
مصباحی مقدم: به نظرم نیازمند به توضیح است. ما هیچگاه مسئول اقتصادی کشور را یک روحانی نگذاشتیم که آشنا با مسائل اقتصادی باشد و از مسائل اقتصادی کشور چیزی بداند.
ابطحی: خب چرا نگذاشتیم؟
مصباحی مقدم: چرایش را ….
ابطحی: منظورم این است که ما باید این چرایی را پاسخ دهیم.
مصباحی مقدم: چرایش را باید از آدمی که عزل و نصب ها را انجام می دهد بپرسیم.
ابطحی: نصب ها را رئیس جمهور می گذارد یا رهبری انتخاب می کنند.
مصباحی مقدم: رهبری که اصلا دخالت نمی کند.
ابطحی: فرقی نمی کند …
مصباحی مقدم:رهبری می فرمایند که قانون اساسی این اجازه را به من نداده ولی روسای جمهور هیچگاه این کار را نکردند. اصلا روسای جمهور ما غیر از آقای هاشمی که خودش یک نگاه و مدیریت اقتصادی داشت، کدام یک نگاه و مدیریت اقتصادی داشتند و رویکرد اقتصادی داشتند؟ اقتصاد ما به طور عمده با مشکل روبه روست. این هم حاصل گرایش به افکار چپ در ابتدا و راست در مرحله دوم است.

ابطحی: پس همه نوع افکار تجربه شده ولی باز هم جواب نداده.
مصباحی مقدم: بله ولی منتها آن فکر بکر اسلام ناب محمدی اینجا حاکم نشده.
ابطحی: چرا با وجود اینکه 40 سال گذشته حاکم نشده؟
*اما آقای مصباحی مقدم ما هیچوقت وزیر فرهنگ و وزیر خارجه روحانی هم نداشتیم پس باید بگوییم سیاست خارجی ما و فرهنگ ما هم نتوانسته اسلامی باشد؟مصباحی مقدم: من با توجه به اینکه درد عمومی مردم را در حوزه اقتصاد درک می کنم، به نظرم می رسد که ما نیازمند به یک اقتصاددان با رویکرد اقتصاد اسلامی هستیم. یک چنین عنصری پیدا نشد که ما بگذاریم. منظورم از این بحث این است که بگویم اگر مسئولیت در امور اقتصادی در دست روحانیت نیست چرا باید آثارش را بر دوش مجموعه روحانی کشور بار کنید؟ این همان خلطی است که اتفاق افتاده است.
ابطحی: شما معتقدید که اگر دست یک روحانی باشد، حل می شود؟
مصباحی مقدم: معتقدم دست یک اقتصاددان مومن به جامعیت اسلام و از جمله با نگاه اقتصاد اسلامی بیفتد چه روحانی باشد چه غیرروحانی حل می شود.
ابطحی: اما شما که این همه با بانکها جلسات داشتید خب چرا این چیزها را مطرح نمی کنید.
مصباحی مقدم:حرف ما را که نمی خوانند. حرف زدن غیر از بر مصدر مسئولیت قرار گرفتن و مدیریت اجرایی کار را برعهده گرفتن است.
ابطحی: من معتقدم اصلا روحانیت نمی تواند در ایرانی که رهبرش روحانی است و انقلاب اسلامی بوجود آمده، مخالف کلیت نظام باشد. البته در روحانیت چنین آدمهایی هستند ولی نمی توانند اصلا نماد روحانیت باشند چون روحانیت در این کشور بالاخره بزرگترین کار تاریخی را کرده و آن رساندن یک مرجع تقلید به حاکمیت بوده است لذا نمی توانند مخالف باشند اما معنای مخالف نبودن این نیست که حوزه ها به یک بنگاه کاریابی برای رفتن در حاکمیت تبدیل شود و نهاد حوزوی از آن خالی شود.ابطحی: اما اگر مشکلات مردم اینگونه حل می شد شما باید حتما به مردم گزارش می دادید و از مشکلات می گفتید.
مصباحی مقدم: ما دائما گفتیم. شما برگردید و مصاحبه های ما را بخوانید. من دائما گفته ام که اینها راه حل دارد. آنچه مهم است به نظر این نکته کلیدی است که مسئله مشکلات اقتصادی مردم که بسیار ملموس، محسوس و برجسته است حل نشده باقی ماند و بلکه افزایش هم پیدا کرده و این را هم از چشم روحانیت می بینند. حال آنکه روحانیت در اینجا نقشی ندارد.
*شما رئیس کمیسیون اقتصادی و عضو شورای پول و اعتبار هم بوده اید…
مصباحی مقدم: بله یک دوره عضو شورای پول و اعتبار بدون حق رای بوده ام.
*خب در آنجا وقتی مسائل اسلامی را با مسئولان اقتصادی وقت مطرح می کردید، می پذیرفتند؟مصباحی مقدم: بی تاثیر نبود ولی تاثیر تمام هم نداشت.
*چون تصمیم گیر نبودید.
مصباحی مقدم: بله، دیگر طبیعی است. به این اشاره کردند که کسی مثل آقای احمدی نژاد به میدان آمد و رای را از مردم گرفت. رویکرد احمدی نژاد برای کسب رای مردم چه بود؟
ابطحی: حمایت روحانیت سنتی.
مصباحی مقدم: آن که معلول است، علت نیست.
ابطحی: علت است اتفاقا.
مصباحی مقدم: احمدی نژادی که کسی نمی شناخت، روحانیت سنتی چطور او را حمایت کردند؟
ابطحی: باید پاسخ دهند که چرا آمدند؟
مصباحی مقدم: حرف این است که آقای احمدی نژاد مذاق مردم را به دست آورد که مردم از اشرافی گری فراری اند. رقبای خودش را به اشرافیت متهم کرد و رای آورد.
ابطحی: من دور اول را قبول ندارم. دور اول مسائل اعتقادی بود و حمایت جامعه سنتی روحانی و طرح مباحثی مربوط به امام زمان …
مصباحی مقدم: مباحث مربوط به امام زمان مربوط به بعد از به قدرت رسیدن بود.
ابطحی: همان ادبیات در دوران انتخابات آقای احمدی نژاد را سر کار آورد. ادبیات اعتقادات دینی…
مصباحی مقدم:شما در نوبت خودتان خوب صحبت کردید. بگذارید یک توضیح. ببینید! آقای احمدی نژاد که به میدان آمد دو مسئله داشت؛ یک مسئله اش برگشت به شعارهای انقلاب بود، آن شعارها پوپولیستی نبود بلکه شعارهای امام بود. حمایت از محرومین، حمایت از مستضعفین، مبارزه با استکبار جهانی، مبارزه با صهیونیسم از جمله شعارهایش بود. بعد هم مسئله برقراری عدالت را سرداد که این شعارها روحانیت را جذب می کند، همان روحانیت سنتی را جذب می کند. اتفاقا روحانیت در قدرت را شاید خیلی جذب نکند چون آن روحانیت در قدرت دستش به منابع مالی می رسد و ممکن است خیلی هم از او حمایت نکند اما روحانیت سنتی که سیگنال های او دقیقا متناسب با ریشه های دینی است، تحریک می شود و به حمایت برمی خیزید. یکی از نکات هم مسئله توجه به امام زمان و توسل به امام زمان و آوردن نام امام زمان بود. خب، اینها که چیز بدی نبود. اتفاقا یکی از آقایان گفت شما ببینید از میان روسای جمهوری که در این ادوار داشته ایم، کدامشان این مقدار عطف توجه به امام زمان داشته اند؟ این رویکرد که بد نبود آنچه که بد بود سوءاستفاده از این حرف برای مقاصد بعدی خودش بود.
حتی به جایی رسیدند که انگار به امام زمان مرتبطند پس به رهنمودهای رهبری نیازی هم ندارند. اجمالا می خواهم بگویم رویکرد اولیه ای که او داشت، نفی اشرافیت بود و چون اشرافیت در افکار عمومی مردم در بعضی از شخصیتهای روحانی هم تجسم پیدا می کرد لذا به نوعی به رد آن جریان روحانی که متهم به اشرافیت بود و گرایش و اقبال به کسی که مقابل آنها قرار گرفته بود روی آورد.
مصباحی مقدم: حضرت آقا گمان می کنم سال 84 بود که مجمع روحانیون را دعوت کردند و با آنها نشست و صحبتی داشتند و از آنها خواستند که عقبه خودشان را تقویت کنند و بعد هم ارتباط خودشان را با جامعه مدرسین و روحانیت بالا ببرید. ما را هم دعوت کردند و همین بیانات را فرمودند. جامعه مدرسین را هم دعوت کردند همین را فرمودند. ما امروز نیازمند یک حرکت منسجمی هستیم.به همین خاطر نمی توان گفت افکار عمومی در این مسئله خطا کرد که رویکردش به سمت حمایت از آقای احمدی نژاد بود. آقای احمدی نژاد بعدا تغییر کرد و عوض شد. به جای مکتب اسلام و امام زمان رویکرد مکتب ایرانی را مطرح کرد و امثال اینها.
یک موضوعی درباره تکفیر کردن روحانیت مطرح کردید. اتفاقا همین مسئله هم دقیقا به شخصیت های روحانی مرتبط با مردم و دارای پایگاه مردمی و شخصیت های روحانی فاصله گرفته از مردم برمی گردد. آن شخصیت هایی که پایگاه های مردمی خودشان را حفظ کرده اند در میان همه روحانیت محبوب اند. آن شخصیت هایی که فاصله گرفته اند در دو جهت یکی در سبک زندگی و یکی هم احیانا در مواضع سیاسی، گاها مورد خشم قرار می گیرند. من اصلا این برخوردهای افراطی و تند را تایید نمی کنم. این رفتارهای غلطی است. یعنی چه که طرف جناب آقای ابطحی یا امثال ایشان مُهر پرت کنند؟ یا به رئیس مجلس؟
ابطحی: این کار از آقا هادی خامنه ای شروع شد.
مصباحی مقدم: متاسفانه شبیه به این را درگذشته هم از سوی طیف و جریان دیگری شاهد بودیم. خاطرم هست آیت الله محمد یزدی به مسجد مهدیه آمد ولی مورد حمله قرار گرفتند ایشان را از منبر پایین آوردند و نگذاشتند که حرفش را بزند.

*چه سالی؟مصباحی مقدم: سالهایی که ایشان در قدرت بود…
ابطحی: نه قبل از قوه قضائیه بود، موقعی که ایشان در مجلس خبرگان در تهران رای نیاورد و بعد از آن…
مصباحی مقدم: بله درست است قبل از سمت شان در قوه قضاییه بود. دقت کنید که اینها جریان طولانی مدت نیست بلکه نقطه ها و اتفاقاتی است که نباید به صورت یک جریان شناخت و به صورت یک جریان تعریف کرد. به هر حال من معقتدم که الان این بحث دوقطبی شدن روحانیت نامناسب است که اتفاق افتاده است. حضرت آقا گمان می کنم سال 84 بود که مجمع روحانیون را دعوت کردند و با آنها نشست و صحبتی داشتند و از آنها خواستند که عقبه خودشان را تقویت کنند و بعد هم ارتباط خودشان را با جامعه مدرسین و روحانیت بالا ببرید. ما را هم دعوت کردند و همین بیانات را فرمودند. جامعه مدرسین را هم دعوت کردند همین را فرمودند. ما امروز نیازمند یک حرکت منسجمی هستیم.
ابطحی: اتفاقا جلسه خیلی شیرینی هم بود و من در آن جلسه بودم.
*یعنی این حرکت باید از طرف رهبری تکرار شود یا …مصباحی مقدم: من تصور می کنم نیازمند این موضوع باشید. ایشان یکبار حرفی را فرمودند اما متاسفانه ابتر درآمد. جامعه مدرسین یک مجلس خوبی را تشکیل داد، هم از مجمع روحانیون و هم از جامعه روحانیت را دعوت کرد
*همان سال 84؟
مصباحی مقدم:بله…
ابطحی:نه 84 نبود، بالاخره من کمی جوان تر هستم و حافظه ام بیشتر یاری می کند.(خنده)
ابطحی: خیلی از روحانیون ما دیگر کارکرد روحانی ندارند. مثلا در انتخابات من نه اصلا آقای رئیسی را روحانی می بینم و نه آقای روحانی را. در انتخابات دو سیاستمدار از دو جریان هستندمصباحی مقدم: خب تاریخش را شما بگو.
*می خواهم بدانم قبل از مسائل 88 بود؟
مصباحی مقدم: بله، قبلش بود. بعد از آن هم جامعه روحانیت دعوت کرد و محلش هم مدرسه عالی شهید مطهری بود. مجمع روحانیون هم آمدند و آقای کروبی هم سخنرانی کرد. برخی از آقایان بودند و برخی نبودند. آنجا جلسه ختم این برنامه بود. آقای کروبی اظهار کرد که این نمی شود که ما با هم به وحدت و تفاهم برسیم و حال آنکه شما در قدرت هستید و ما نیستیم. شما شورای نگهبان را دارید و ما را ممیزی می کنید. شما قوه قضائیه را دارید و ما را می گیرد!
ابطحی: می گفت که شما شورای نگهبان دارید و ما را رد می کنید. قوه قضائیه دارید و ما را می گیرد، با هم بنشینیم چه کنیم (خنده)
مصباحی مقدم: این یک خطایی بود که از ناحیه ایشان رخ داد چون واقعا نه جامعه روحانیت قوه قضائیه را در دست داشت و نه شورای نگهبان را. آنها افرادی بودند که مورد اعتماد رهبری قرار گرفته بودند و انتخاب شده بودند. اینطور نبود که لزوما عضو جامعه روحانیت باشند و برخی هم احیانا هم نبودند. به هر حال می توانست نشست بعدی را مجمع روحانیون بگذارد و دعوت کند. ما مشترکات خیلی زیاد داریم، می توانیم روی مشترکاتمان گفتگو و بحث کنیم. یکی از مسائل هم آسیب شناسی روحانیت است. الان ما باید آسیب شناسی کنیم.
هم در حوزه ها و هم مرجعیت. من نگرانم که نسل فعلی مراجع به کنار بروند یک بلبشویی در مرجعیت رخ دهد. چون الان از نظر علمی کسانی هستند در حوزه ها که دیگر در سطح بعد از مرجعیت هستند و احیانا برخی از آنها رساله هایشان را هم نوشتند و چاپ هم کرده اند و کنار گذشته اند و برخی هم کنار نگذاشته اند تا اگر چشم برخی از مراجع فعلی بسته شود، اینها وارد میدان می شوند. ما برای مرجعیت مان هم باید یک مدیریت داشته باشیم که هر کسی نیاید مدعی مرجعیت شود. هر کسی نیاید به میدان و آنوقت اگر چنین ….
ابطحی: ما یعنی کی؟
مصباحی مقدم: ما، یعنی روحانیت. خود نهاد روحانیت نه کسی دیگر.
ابطحی: فکر کردم می گوید بیرون از حکومت. چون بیرون از نهاد روحانیت نمی شود این کار را کرد.
*الان هم جامعه مدرسین متولی این مسئله است.
مصباحی مقدم: جامعه مدرسین عملا این کار را برعهده گرفته بوده ولی ممکن است از دست آنها خارج شود و من این را پیش بینی می کنم.
*یعنی دست چه کسی و چه نهادی بیفتد؟
مصباحی مقدم: هرکی هرکی شود. افراد به عده ای از کسانی که از نظر علمی مرتبه بالاتری را دارند، مراجعه می کنند و مراجعه اینها به آنها اعتبار و موقعیت می بخشد و وقتی که موقعیت و اعتبار بخشید، مرجع می شود چه جامعه مدرسین قبول کند یا نکند.
ابطحی: الان هم تک و توک هستند. مراجعی که امکانات و ارتباطات دارند. شهریه دارند، درس می دهند و نیرو دارند.
*خب اینکه جایگاه حوزه قم را تضعیف می کند.
مصباحی مقدم: اصلا جایگاه مرجعیت را هم تضعیف می کند.
ابطحی:البته من بگویم نسبت به الاظهر حوزه علمیه قم خیلی قوی تر است. من آنها را می شناسم. حوزه علمیه تاثیرش در جامعه خیلی قوی تر و بیشتر است.
مصباحی مقدم: قبول کنیم که اگر یک عده اندکی از روحانیت توانسته اند وضعیت مادی و اقتصادی خودشان را متفاوت از دیگران کنند، واقعیتی است که نمی توان انکار کرد و به الاف و علوفی دست پیدا کرده اند، این را تعمیم می دهند و خیال می کنند که حالا همه روحانیت اینطور است.*آقای مصباحی مقدم شما بحث آسیب شناسی را مطرح کردید و فرمودید که روحانیت یک جاهایی هم هزینه می دهد، فک نمی کنید یک راهکار شاید این باشد که روحانیت یک فاصله از حاکمیت بگیرد و به مردم نزدیک تر شود تا این نقدهایی که دارد مطرح می شود، کمتر شود.
مصباحی مقدم: من هرگز معتقد نیستم که برای ارتباط با مردم باید از حاکمیت فاصله گرفت. خیر، بلکه ارتباط با مردم را تقویت کنند.
ابطحی: شاید منظورشان تبعات حضور در حاکمیت است مثل مسائل اقتصادی.
*اما شما می گوید روحانیت دائم درحال هزینه دادن به خاطر حضورش در حاکمیت است.
مصباحی مقدم: بله این هزینه را دارد می دهد چرا که چه بخواهد چه نخواهد این نظام به نامش ثبت شده و چه بخواهد یا نخواهد مردم از چشم روحانیت می بینند و شکی نیست اما مهم دو نکته است؛ یکی اینکه ساده زیست باشد، خدا رحمت کند امام را بسیار بسیار روی این تاکید می فرمودند و بعد رهبر معظم انقلاب که زندگی خود ایشان هم الگو است. ثانیا ارتباطش را با مردم تنگاتنگ محفوظ بدارد. اگر این ارتباط تضعیف شده، تقویت کند.
مردم به روحانی اعتماد بسیار بالایی دارند. الان هم می بینیم اگر یک گوشه و کناری چشم شان به ما می افتد، مراجعه کرده و درددل شان را می کنند مربوط به هر جای این نظام باشد، نمی داند من اصلا می توانم آن را حل کنم یا نمی توانم ولی درددلشان را بازگو می کنند. پس باید این ارتباط تناتنگ باشد و درد و دل را بگویند. ممکن است گاهی هم بگویند که اگر شما دسترسی دارید، حرف ما را به حاکمیت بگویید. می گویم من الان نماینده مجلس نیستم. اما می گویند شما دسترسی بیشتری دارید، این حرفشان یعنی شما زبان ما باشید. این حکایت از موج اعتماد جدی می کند. من معتقدم این اعتماد تضعیف شده و باید این اعتماد را دومرتبه با ارتباط تنگاتنگ با مردم تقویت کنیم.
*بحث حوزه ها که بنگاه های کاریابی شده اند را هم توضیح دهید.
مصباحی مقدم: نکته خوبی را گفتند. نظام نیازمند به خدمات روحانیت هست. ما الان در سپاه، نیروهای مسلح دیگر، نیروی انتظامی، دادگاه و در آموزش و پرورش نیاز به خدمات روحانیت دارم. اصلا در روستاها نیاز داریم و حوزه نمی تواند نسبت به این نیاز بی تفاوت باشد.
ابطحی: نه، من معتقدم که این نیاز را نباید حوزه برطرف کند بلکه نهادها و کلاس های آموزشی در هر جایی می تواند باشد ولی حوزه باید آن صلابت و تاریخی بودن خودش را نگه دارد و با مبانی خودش پیش رود.
مصباحی مقدم: شما یک پیش فرض دارید و این پیش فرض به نظر من درست نیست. آن پیش فرض این است که ارتباط روحانیت با حکومت، منشا فاصله گرفتن شده است.
ابطحی: خود شما فرمودید که چون حاکمیت به پای ما نوشته می شود…
مصباحی مقدم: من آسیب ها را می گویم.
ابطحی: من هم در مورد اسیب ها می گویم.
مصباحی مقدم: اگر همین روحانیت در جایگاه حاکمیت قرار بگیرد ولی ارتباطش را با مردم داشته باشد و ساده زیست باشد و اگر این دو خصیصه را رعایت کند، یقیناً و مطمئنا مردم از روحانیت فاصله نخواهند گرفت. این که بگوییم حوزه لازم نیست رویکردش، رویکرد تامین نیاز خدماتی کشور باشد، به نظرم حرف بیهوده ای است. حتما جهت گیری اش باید حل مشکلات باشد. وگرنه می خواهند تحصیل کنند که چه بشوند؟
ابطحی: حل مشکلات چه ربطی به این دارد که کارمند کجا را تربیت کند؟
مصباحی مقدم: من معتقد به جایگاه روحانی هستم و جایگاهی روحانی را لزوما جایگاه کارمندی نمی دانم و یک جایگاه خاصی است. البته آغاز پیروزی انقلاب همین بحث در فیضیه مطرح بود و همین آقای حاج محمد یزدی هم تشریف داشتند. گفتم توصیه و نظر بنده این است که حوزه افرادی را برای این خدمات تربیت کند. حقوقشان را هم بدهد. اگر منابع مالی ندارد، قرارداد ببندد تا حقوق را آنها را به حساب حوزه بریزند و اینها آبشخور زندگی شان حوزه باشد و هیچگاه احساس فاصله از حوزه نکنند.
هر ازچندی هم فراخوان کند و اگر از نظر اخلاقی لازم است آنها را ترمیم کند و اگر از نظر اخلاقی لازم است آنها را تذکر دهد. رابطه آنها با حوزه محفوظ بماند. این راه حل دارد بنابراین نگوییم که حوزه نباید نیازهای نظام را برطرف کند بلکه باید برطرف کند و علاوه بر این آنچه که مهم است مسئله اصل حمایت حوزه از نظام است.

ابطحی: حمایت با این مسیری که من عرض می کنم، متفاوت است.
مصباحی مقدم: همان تربیت نیروی انسانی برای ارائه خدمات دینی در مجموعه نظام لازم است ولی آنچه که آسیب آفرین است، فاصله گرفتن هاست. یکی فاصله سبک زندگی که گاهی اوقات نمونه هایی را ارائه می کنند و بیخود هم نمی گویند. این را خصوصا در عروسی ها و عزاداری ها و امثالهم خانواده ها کاملا می فهمند و می دانند و این نکته بسیار مهمی است و باید ساده زیستی روحانیت حفظ شود. برخی برگردند که البته بسیار دشوار و سخت خواهد بود که آنها را قانع کنیم برگردند. آن طرف هم مسئله هم باید زبان گویای مردم باشند. اگر روحانیت حرّیّت خود را داشته باشد و بتواند به صراحت قدرت را نقد کند به نظرم بهترین هواداران را از میان مردم خواهد داشت.
*البته نفس ورود روحانیت به حاکمیت خودش باعث ایجاد فاصله می شود. آقای صدیقی قبل از اینکه امام جمعه تهران باشند خیلی راحت در محل تردد می کردند و همسایه ها هم ایشان را می دیدند ولی الان دیگر مثل سابق مردم به ایشان دسترسی ندارند. مصباحی مقدم: بنده طی این 38 سال هیچوقت بادیگارد نداشتم. راحت در خیابان می روم و می آیم.
ابطحی: بادیگارد هم مال سال 61 بود و بیخود ادامه پیدا کرده است.
مصباحی مقدم: بله بیخود ادامه پیدا کرده است. من صبحها در پارک قدم می زنم و همه مرا می شناسند و سلام و تعارف می کنند. هیچکس هم با من کاری ندارد. ارتباطات با مردم را دارم و منبر هم می روم. امام جماعت هم می شوم و مشکلی ندارم.

شفافیت در نظام بانکی با جدی گرفتن اقتصاد مقاومتی

به گزارش اخبار دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی به نقل از پارس نیوز،

در گزیده ای از این گزارش می خوانیم: شاید با مقاومتی کردن اقتصاد و عدم تکیه به فروش نفت ما نیز بتوانیم مانند بسیاری از کشورهای دیگر، اقتصاد وابسته خود را مقاوم کنیم تا در شرایط خاص، دشمنان نتوانند با نخریدن نفت اقتصادمان را متزلزل کنند و جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند.

ازاین رو؛ تکیه بر اقتصاد مقاومتی و مقاوم سازی اقتصادی در همه بخش‌ها و امور مورد تاکید قرار گرفت و در سال 92 رهبر انقلاب بر اساس بند یک اصل 110 قانون اساسی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، در بیست و چهار فرمان به روسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کردند.

رهبری با ابلاغ سیاست‌های کلی «اقتصاد‌مقاومتی» تاکید کردند که اقتصاد مقاومتی خواهد توانست الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقش آفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم کند.

**تشکیل کمیته اقتصادمقاومتی در کمیسیون اقتصادی مجلس
گفتنی است؛ با توجه به حساسیت موضوع و افزایش اهمیت پیاده سازی اقتصاد مقاومتی و همچنین بررسی دقیق و کارشناسی طرح‌ها، لوایح و موضوعات اقتصادی در سال 95 کمیته‌ای با نام «کمیته اقتصاد مقاومتی» در کمیسیون اقتصادی تشکیل دادند. ضمن اینکه با اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی مثل همه موارد دیگر ایرادها و مشکلاتی بروز کرد که نیاز به بررسی داشت، بنابراین در سال 93 کمیسیون اصل 90 مجلس نهم کمیته‌ای برای بررسی و رفع مشکلات آن تشکیل داد.

هدف از تشکیل «کمیته اقتصاد مقاومتی» در کمیسیون اصل 90 دسترسی این کمیسیون به مشکلات حوزه‌های مربوط به مسائل اقتصاد از جمله امور بانک‌ها، تولید و کشاورزی بود و کمیسیون مربوطه موارد شکایات را جهت رفع و تصمیم‌گیری به دولت و کمیسیون‌های مربوطه ارجاع می داد. محمدعلی پورمختار، رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس با اشاره به نقش این کمیسیون در راسای تشکیل کمیته اقتصاد مقاومتی گفته بود: «نظارت بر اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغی رهبر معظم انقلاب در دستگاه‌های مختلف وظیفه این کمیته است که از دستگاه های مختلف و قوای سه گانه گزارشات لازم را مطالبه می کنیم؛ لذا با توجه به نقش پر اهمیت کمیسیون اصل نود کمیته اقتصاد مقاومتی با جدیت کار خود را پیگیری می کند.»

همچنین از طرفی مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در این راستا دست به کار شد و یک سال پس از ابلاغیه رهبری درباره اقتصاد مقاومتی دبیرخانه ویژه اقتصاد مقاومتی تشکیل داد. کاظم جلالی به عنوان رئیس این مرکز گفته بود: «براساس فرمایشات مقام معظم رهبری مرکز پژوهش های مجلس تدوین نقشه راهی در زمینه اقتصاد مقاومتی را در دستور کار خود قرار داده است که براین اساس ایجاد و راه اندازی یک دبیرخانه ویژه در این زمینه در دستور کار مرکز قرار گرفته است که برای این دبیرخانه دو افق سه ماهه و یکساله دیده شده است تا با تشکیل جلسات مختلف، گزارش‌های کارشناسی و پیش‌نویس طرح‌های اقتصاد مقاومتی تهیه شود.»

بنابراین هفته گذشته رحیم زارع، سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی که ریاست کمیته اقتصاد مقاومتی را بر عهده دارد هم از تشکیل دبیرخانه کمیته اقتصاد مقاومتی کمیسیون متبوعش خبر داد.

البته غلامعلی جعفرزاده، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نیز در گفت وگو با «ابتکار» با توجه به اهمیت پیاده سازی اقتصاد مقاومتی گفت: «تشکل کمیته اقتصاد مقاومتی اقدام بسیار خوبی است و مجموعه ای که اولویتش اجرای اقتصاد مقاومتی باشد می تواند به اقتصاد کشور بسیار کمک کند.» نماینده مردم رشت در خانه ملت، اقتصاد مقاومتی را یک ضرورت دانست و تاکید کرد: «اقتصاد مقاومتی چیز جدیدی نیست و 100 سال پیش در دنیا اجرا شده است و به دلیل تفکر استعمارگرایانه ای که به ما تحمیل شده بود، هرگز به این فکر نیفتاده بودیم که اقتصاد مقاومتی را در کشور خود اجرا کنیم.» همچنین زارع «مباحث کارشناسی و عملیاتی اقتصاد مقاومتی و پرهیز از عملکرد شعاری» را از اهداف کمیته اقتصاد مقاومتی دانست و افزود: «باید چند موضوع مهم و اساسی مرتبط با اقتصاد مقاومتی را از طریق کمیته اقتصاد مقاومتی پیگیری کرد تا به نتیجه برسد.»

**اقتصاد مقاومتی را امری دست نیافتنی معرفی نکنیم
غلامعلی جعفرزاده نیز مقاوم سازی اقتصادی را «یک ضرورت» دانست و خاطرنشان کرد: «اقتصادی که به چیزی وابسته نباشد و بتواند در برابر تکانه‌ها و ضربه‌ها مقاومت کند، یک ضرورت است. حتی هر فردی در منزل شخصی‌اش باید اقتصادش را مقاوم کند و این همان کاری است که دنیا انجام داده است. بنابراین اقتصاد مقاومتی را نباید یک امر غیرقابل اجرا و دست نیافتنی معرفی کنیم.» همچنین جعفرزاده، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با تاکید بر ضرورت اجرای اقتصاد مقاومتی معتقد است: «اقتصاد مقاومتی را هرکسی باید در منزل شخصی خود هم اجرا کند و صرفه جویی در انجام هزینه یکی از الزامات اقتصاد مقاومتی است و اگر هر ایرانی در خانواده و محیط‌ کار و محیط ورزشی‌اش اقدام به صرفه‌جویی و مقاوم‌سازی اقتصادی کند و به اقتصاد و ثروت ملی کمک می‌کند.»

با همه این تفاسیر هفته گذشته دبیرخانه کمیته اقتصاد مقاومتی مجلس در کمیسیون اقتصادی مجلس تشکیل شد تا جلسات این کمیته به صورت مستمر با حضور نمایندگان مرتبط و مسئولان و کارشناسان به صورت دو هفته یکبار برگزار شود و مباحث مرتبط با اقتصاد مقاومتی در آن جلسات به طور جدی پیگیری شوند. لازم به تاکید است که رحیم زارع، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در گفت وگوی خود به موضوعات مهمی در راستای اقتصاد مقاومتی اشاره کرده است. او در این راستا گفت: «پیگیری پیمان‌های پولی دوجانبه و تجارت دوجانبه، تامین مالی قراردادهای کلان نفتی از طریق بورس و با سرمایه های داخلی، تولید غذا بدون آب، بهبود حمایت‌های کارآمد از بخش کشاورزی از جمله خرید تضمینی، کمک به بهبود عملکرد ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی، شفافیت در نظام بانکی و استقلال بانک مرکزی از شبکه بانکی، اصلاح نحوه تعرفه گذاری انرژی، حمایت از لوکوموتیوهای اقتصادی و بهبود فضای کسب و کار، بهبود وضعیت مسکن در کشور و اصلاح و بازطراحی پروژه های عمرانی و تامین مالی آنها بدون بودجه دولت از مباحث مهمی است که در کمیته اقتصاد مقاومتی پیگیری خواهد شد.»

شفافیت در نظام بانکی و استقلال بانک مرکزی از شبکه بانکی از جمله موارد مهمی است که زارع به آنها اشاره کرده است. نکته قابل توجه در این باره موضوعی است که فاطمه سعیدی، نماینده تهران در گفت وگو با «ابتکار» به آن تاکید کرده است. سعیدی با اشاره به جلسه اخیر فراکسیون امید با سیف، رئیس بانک مرکزی درباره مشکلاتی که موسسه های مالی و اعتباری خصوصا کاسپین برای مردم به وجود آورده اند به «ابتکار» گفت: «دستور جلسه اخیر فراکسیون امید با رئیس بانک مرکزی درباره موسسات مالی و اعتباری خصوصا کاسپین بود ولی نمایندگان از توضیحات سیف قانع نشدند.» او تاکید کرد که قرار شد دوباره جلسه ای خاص کاسپین داشته باشیم شاید آقای سیف بتواند در این باره توضیحاتی بدهد که قانع کننده باشد.

**کلام آخر
بنابراین در صورتی که اقتصاد مقاومتی به درستی در کشور اجرا شود، مانع بروز مشکلات اقتصادی و مقاوم سازی اقتصاد و شفافیت درنظام بانکی کشور خواهد شد و در آن صورت حداقل اتفاقی که می‌افتد جلوگیری از بروز ظهور موسسه‌هایی می شود که سرمایه مردم را با وعده های سود بالا جذب کند و بعد از جذب سرمایه مردم پاسخگوی آنها نباشد. حتی توان بازگرداندن اصل پول مردم را نداشته باشد و رئیس بانک مرکزی با توجیهاتی مدعی شود که این موسسه‌ها مجوز لازم را برای فعا