Just another WordPress site

شیعه در مصائب حضرت سیدالشهدا(ع) با حقیقتِ خلقت همراه می‌شود

1

به گزارش اخبار دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی به نقل از خبرنگار مهر، حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد صادق حیدری تهرانی به مناسبت ایام محرم هر شب با موضوع «قیام حسینی در برابر جاهلیت اولی؛ قیام خمینی در برابر جاهلیت مدرن» در حسینیه اندیشه سخنرانی می کند. در ادامه متن سخنرانی شب اول برابر با ۳۰ شهریور ماه از نظر شما می گذرد.

با فرا رسیدن محرم، فصل جدیدی از خداپرستی و توحید آغاز می شود و همانطور که در جامعه شیعه ملموس و مشهود است، طراوت و شور معنوی جدیدی بوجود می آید. وقتی قلوب محبین اهل بیت عصمت و طهارت متوجه و متذکرِ افعالِ بی نظیر و با عظمتِ حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و مظلومیت و مصائب آن حضرت می شود، در پرتو آن ذوب شده و تمایل به دستگاه الهی و انزجار از دستگاه طغیان پدید می آید. با توجه به حدیث شریف (هل الدین إلا الحب و البغض)، این حب و بغض، موجب حیات دوباره برای امت دینی می شود و نهایتا تمایلات تهذیب می گردد. لذ در زیارت شریفِ «جامعه کبیره» خدمت حضرات معصومین (ع) عرضه می دارید: «وَ جَعَلَ‏ صَلَوَاتِنَا عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَایَتِکُمْ طِیباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»

این صلوات و درودی که ما بر شما می فرستیم و این عرض ارادتی که ما به شما می کنیم و تولی به ولایت شما که از جانب خدا به ما هدیه داده شده است، موجب طهارت و تزکیه نفس و کفاره گناهانِ ما می شود و خلقتِ ما را طیب و طاهر می کند. یعنی نرم افزاری الهی است که بدونِ ریاضاتِ خاص عرفانی و با بالاترین سرعت، تطهیرِ قلوب را محقق می‌کند. وقتی برای شخصی مریضی روانی پیش می آید چقدر باید به روانکاو و روانپزشک مراجعه کند و قرص بخورد و دوره درمان نه چندان کوتاهی را طی کند و دوره نقاهتی را پشت سر بگذارد؟! اما در دستگاه اهل بیت با فرا رسیدنِ محرم با بالاترین سرعت بدونِ ریاضاتِ خاص عرفانی و سختی های خاص درمانی، این نرم افزار الهی موجب تطهیر قلوب و تمایل به دستگاه الهی می شود.

 علاوه بر اینها در محرّم بالاترین سطح عقلانیت نیز بدونِ پیچیدگی های فلسفی قابل تحقق است. می دانید که فلاسفه بدنبالِ تحلیلِ عمیق از جهان خلقت هستند و می گویند به جهانِ خلقت نگاهِ ظاهری نکنید بلکه آن را دقیق و عمیق بفمید. آنها می خواهند باطنِ جهانِ خلقت را به خوبی بشناسند. اما جامعه شیعه با توجه به مصائب حضرت سیدالشهدا (ع)، بدونِ پیچیدگی های فلسفی، با باطن و حقیقتِ خلقت همراه و آگاه می شود. حقیقتِ هستی چیست؟ یک فراز آن در زیارتِ مطلقه حضرتِ اباعبدالله الحسین (ع) _که شیخ المحدثین، مرحوم شیخ صدوق (رض) سندِ آن را از قوی ترین سندها میانِ زیارات حضرت می داند_ آمده است: «اَشْهَدُ اَنَّ دَمَکَ سَکَنَ فی الْخُلْدِ وَاقْشَعَرَّتْ لَهُ اَظِلَّهُ العَرْشِ  وَبَکی لَهُ جَمیعُ الْخَلائِقِ وَبَکَتْ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَالاْرَضُونَ السَّبْعُ وَما فیهِنَّ وَما بَیْنَهُنَّ وَمَنْ یَـتَـقَلَّبُ فی الْجَنَّهِ وَالنّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنا وَما یُری وَما لا یُری».

«شهادت می دهم که خون تو در بهشت جاوید آرام گرفته است و سقف عرش بر اثر این مصیبت به لرزش در آمده است و همه مخلوقات جهان بر این مصیبت گریه می کنند و هر چیزی که الآن در بهشت و جهنم در حال تقلب و دگرگونی و حرکت است گریه می کند و نیز هر چه که دیده می شود و دیده نمی شود.» باطن هستی در حال عزاداری برای اباعبدالله است و شیعه بدون پیچیدگی های فلسفی، با توجه به مصائب سیدالشهدا با باطن و حقیقتِ خلقت همراه می شود و با گریه بر مصائب سیدالشهدا، این قابلیت را پیدا می‌کند که فیلسوف‌ترینِ فیلسوف ها شود. یعنی محبین به میزانِ توجه و استفاده شان می‌توانند در عزاداری‌ها از قوی ترینِ عقلانیت ها بهره مند شوند. در واقع ظرفیتِ این مصیبت این است که بدون ریاضات عرفانی و پیچیدگی های فلسفی، بالاترین ثروت را در جهت تکاملِ معنوی جامعه شیعه به ارمغان می آورد.

از طرف دیگر روشن است که ماه محرم، فصلِ غوطه ور شدن در غم اهل بیت و مصائب حضرت سیدالشهدا (ع) است. این غم و سوز و گریه و عزاداری نیز ریشه در حقیقتِ خلقت دارد. نباید توهم نشود که شیعه طی یک قرارداد اجتماعی است که با فرا رسیدنِ اول محرم به عزاداری مشغول می شود. در روایتی از حضرت رضا (ع) است که وقتی محرم فرا می رسید، خنده بر لبانِ پدرم دیده نمی شد، بغض بر ایشان مستولی می شد. حقیقتِ حرارتِ و سوز محرم که هر ساله تشدید می شود به ما بازنمی گردد بلکه وقتی انتقام آن خون مطهر گرفته نشده، تمام مصائبی که در عاشورا بر وجود مبارک حضرت سیدالشهدا (ع) وارد شد، هر ساله بر وجود مبارک حضرتِ ولی عصر (عج) وارد می شود. اگر می بینیم که در حالات جامعه شیعه دگرگونی پدید می آید و امت شیعه برای عزاداری به حرکت در می آید فقط به خاطر این است که تمام آن مصائب بر روح و جسمِ حضرت ولی عصر (عج) نازل می شود. «اِنْ ذُکرَ الْخَیْرُ کنْتُمْ اَوَّلَهُ وَ اَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْویهُ وَ مُنْتَهاهُ» هر جا که نامی از خیر و نیکویی باشد، شما اولِ خیر و ریشه آن و فرعِ آن و معدن آن و مبدأ و منتهای آن می ‏باشید.

اگر فرض کنیم که انتقام حضرت سیدالشهدا گرفته می شد آیا این مصائب بر حضرت ولی عصر (عج) وارد می شد؟ خیر. «اَشْهَدُ اَنَّکَ ثارُ اللّهِ وَابْنُ ثارِهِ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ وِتْرُ اللّهِ الْمَوْتُورُ فِی السَّماواتِ وَالاْرضِ» تقلب احوال حضرت ولی عصر به خاطر این است که هنوز انتقام خون جدشان گرفته نشده است. چون جامعه شیعه علی رغم آن بهره هایی که برای تجدید عهد خداپرستی و سیر تکامل معنوی در محرم می برد، نتوانسته است برای انتقام خون سیدالشهدا (ع) زمینه سازی کند. یعنی جامعه شیعه بعد از عزاداری هایشان در محرم به دلائلی که قرار است در سیر این مباحث روشن شود، دوباره مشغولِ زندگی روزمره خودشان می شوند و در زمینه سازی و نصرت و یاری برای ظهور و انتقام خون حضرت سیدالشهدا موفق نمی شوند یا این حرکت به کندی انجام می گیرد. لذاست که محرم سال آینده همان مصائب بر حضرت ولی عصر (عج) نازل می شود. لذا از یک طرف، امت محمد و آل محمد (ص) بعنوانِ امتِ مرحومه و افضلِ امتها در معرضِ استفاده از این نعمات (محرم و عاشورا و…) قرار می گیرد و تجدید عهد برای او رقم می خورد و از طرف دیگر به خاطر موانع روحی و ذهنی و عینی برای تکامل بخشیدن به عرض ادب خود به ساحت اهل بیت، برایش معلوم نیست که به چه میزان توانسته برای انتقام خون سیدالشهداء زمینه سازی کند. پس این عزاداری ها از یک طرف برای جامعه شیعه بزرگترین ثروت و موهبت الهی است و از طرف دیگر لازم است که قصور و تقصیری که در آن وجود دارد،  پیدا کنیم و بعد از آن خدمت حضرت ولی عصر (عج) استغفار کنیم و از ایشان طلب کنیم که با پرورش خودشان به ما کمک کنند که عزاداری ها را تکامل ببخشیم.

 البته روشن است که سیرِ عزاداری های تاریخ شیعه در حال تکامل است: یک «عزاداری سنتی» وجود داشت که در آن شیعیان جمع می شدند و گریه و سوز و ناله برای مصائب اهل بیت می کردند و ثواب می‌بردند و به برکت آن، در حوائج فردی حاجت‌روا می‌شدند. اما در این صد و پنجاه سال اخیر با توجه با هجمه هایی که دستگاه ابلیس به جامعه ایمانی وارد آورده است، تغییرات و پیشرفت هایی در این عزاداری ها بوجود آمده است. شما ملاحظه کنید که سرآغاز نهضتِ نورانی حضرت امام خمینی (ره) _ که در واقع همه ی این عزاداری ها مدیون شجاعت و بصیرت و فقاهت ایشان نسبت به زمان و مکان است_ در محرم سال ۴۲ رغم خورد. یعنی عزاداری سنتی که در گذشته معمول بود به «عزاداری مبارزاتی» تبدیل شد. حضرت امام (ره) از این ثروت بزرگ و سرمایه اصیل جامعه شیعه استفاده کرد برای اینکه مقابل مظالم کفار بایستد.

در خاطرات نقل است که ایشان در آن ایام خواب نداشتند، چرا که دائما از طریق نامه نگاری در حالِ هماهنگی علمای بلاد بودند تا از ظرفیت عزاداری‌های محرم برای مقابله با حکومت شاه بهترین استفاده انجام بگیرد. بعد از آن، راهپیمایی روز عاشورا سال ۵۷ در تهران بود که سقوط رژیم پهلوی را قطعی کرد. شاه وقتی سوار بر هلی کوپتر موج جمعیت را در خیابان های تهران دید، تصمیم به فرارش تقریبا قطعی شد. این نقاط از تاریخ، زمان هایی است که عزاداری سنتی که تاثیر خاصی بر سرنوشتِ اجتماعی شیعه نداشت، به عزاداری مبارزاتی تبدیل می شود. این شروع یک حرکتِ تکاملی است که قابل مشاهده است. در سالهای اخیر، وقتی فتنه ۸۸ رخ داد و به تعبیرِ مقام معظم رهبری (حفظه الله) دشمن موفق شد نسبتا به وحدتِ جامعه ضربه بزند و کشور را به لبه پرتگاه ببرد، دوباره محرمِ حضرتِ سیدالشهداء (ع) بود که این شکاف را تا عمقِ زیادی ترمیم کرد و انگیزه های مردم را در دفاع از نظام اسلامی به میدان آورد. لذا تکاملِ عزاداری ها در طول تاریخ جامعه شیعه امری غیرقابل انکار است.

 اما اگر ما بخواهیم عزاداری خودمان را در مسیرِ عزاداری حضرتِ ولی عصر (عج) قرار بدهیم این عزاداری کافی نیست. چرا که فشار و مصائبی که به سبب عدم انتقام خون جدشان بر وجود مبارک ایشان می آید بسیار بسیار فراتر از این نحوه عزاداری است که ما آن را بجا می آوریم. اگر شیعه بخواهد خود را به آن نزدیک کند باید چه مطالبی را مورد توجه قرار دهد؟! از حضرت سیدالشهداء (ع) خطاب به فرزندشان امام سجاد (ع) نقل شده است: «لایسکن دمی حتی یظهر الله المهدی»! وقتی حضرت یحیی (ع) به شهادت رسید، خدای متعال بُخت النصر را بر آن قوم مسلط نمود پیرزنی به او گفت: در این شهر خونی غلیان می کند. گفت چه کنم؟ گفت: کسانی که در برابر ظلمِ وارد بر حضرت یحیی سکوت کردند و پذیرفتند را بکُش تا این خود آرام بگیرد. در روایت هست که او هفتاد هزار نفر را کنارِ خون در حالِ غلیانِ حضرت یحیی کشت تا آن خون از جوشش ایستاد. بعد از بیان این داستان حضرتِ سیدالشهداء خطاب به فرزندش می فرماید: خون من ساکن نمی شود و از جوشش باز نمی‌ایستد تا زمانی که خدای متعال ظهور را برای مهدی (عج) رغم بزند. لذا اگر ما به عهدمان نسبت به حضرت ولی عصر (عج) وفا نکنیم، این خونی که در حالِ غلیان است _ که در زمان حضرت یحیی به چشم سر دیده می شد ولی اکنون دیده نمی شود_ از جوشش باز نخواهد ایستاد. بنابراین باید عزاداری های ما برای تغییر سرنوشتِ جامعه شیعه حرکتِ جدیدی را آغاز نماید تا تکامل مادی و زندگی روزمره را به تبعِ تکاملِ معنوی تعریف کند.

 شما در جبهه مقابل مشاهده می کنید که کفار، خرج های بسیاری صرف می کنند برای اینکه مردمی را گردِ هم بیاورند؛ از تلاششان برای حضور یک جمع در یک میتینگ حزبی تا اوج آن که در موضوعاتی چون المپیک و جام جهانی و اُسکار جریان دارد! چنان افتتاحیه و اختتامیه ای برای المپیک برگزار می کنند که تمام کشورها و ملل و ادیان و مذاهب در آن شب علاقه مند به دیدن این مراسم اند. تمام کشورها تمامِ نیروی جوانانشان را در طولِ چهارسالِ متمادی، در قالب ورزش های سازمانی و صرفِ بودجه های کلان و بهترین مربی ها بسیج می کنند تا اینکه در مسابقاتِ المپیک مدال و افتخارِ بیشتری نسبت به سال گذشته دریافت کنند.

سپس تاثیر این همه فعالیت را در افزایش ثروتشان ملاحظه می کنند تا هر یک از این امور توجیه اقتصادی پیدا کند. از طرف دیگر محاسبه می کنند که این امور چقدر حالت خمود و تخدیر و سکون مردم جهان را کاهش داده است تا بعد از مراسم المپیک با نشاطِ جدیدی به چرخه کار و اقتصادِ بازگردند و کار کنند. ببینید در طول چهار سال برای مجتمع کردن کشورها و جمع کردنِ سلائق و ذائقه ها چه امور پیچیده سازمانی بکار می بندند و چه آرایشی از شهوات را فراهم می‌کنند تا اولا روحیه مردم جهان را که بخاطر دویدن برای رفاه دنیا دچار خستگی شده است را متحول و بلکه به فراموشی بسپارند و ثانیا درآمد کشورشان را از توریسم و صنعتِ ورزش و… بالا ببرند. دستگاه کفر اینچنین برنامه های جمعی خود را سازماندهی می کنند و با هزینه‌های کلان و محوریت‌دادن به انگیزه‌های مادی، جمعیت‌ها را گردهم می‌آورند.

 حال ما در عرصه معنویت چه حرکتِ سازمانی برای «عزاداری حکومتی» انجام دادیم؟! مصائب اباعبدااله که می‌تواند کل جامعه شیعه را بر محور انگیزه‌های اخروی و با کمترین هزینه مادی بسیج کند و گرد هم بیاورد، چه اثراتی در سرنوشت جامعه ما و کمک به آن برای عبور از چالش‌های اجتماعی دارد؟! به نظر می‌رسد عزاداری های ما باید به سطحِ عزاداری حکومتی ارتقاء پیدا کند آن هم در زمانی که حکومتِ اسلامی به دستِ مومنین افتاده است. عزاداری های ما باید به مبنایی برای حل چالش های موجود نظام _که مقدمه ظهور خواهد بود_ باشد. در غیر اینصورت ما به عهدمان نسبت به حضرت ولی عصر (عج) وفا نکردیم! اگر چنین شد، «فمن ینقلب علی عقبیه فلن یضرّ الله شیئا»! اگر ما به عقب بازگردیم و ظرفیت جدیدی را که خدای متعال برای جریان دین در عرصه اجتماع به ما عطا کرده، استفاده نکنیم، آنگاه ملت ایران که با اسلام عزیز شده است، دچار مشکلات بزرگی خواهد شد و به تعبیر مقام معظم رهبری سیلی خواهد خورد! باید مشخص کرد که چطور این همه جمعیت که در محرم ها بر محور انگیزه های اخروی _بدون آن همه خرج های کلان دولتی و شهواتِ دنیایی جامعه کفر_ جمع می شوند را می توان پشتوانه حل مسائل نظام قرار داد؟

این سخن بسیار تکان دهنده ای از مقام معظم رهبری است که علی رغم کثرتِ بیاناتشان در تمجید ملت ایران، می فرمایند اگر شخصیتِ حضرت امام (ره) تحریف شود ملتِ ایران سیلی خواهد خورد!! این چه خطری است که در خطاب به حوزه می فرمایند: حوزه مراقب باشد انقلابی گری از آن رخت بر نبندد! خطاب به مجلس خبرگان می فرمایند: خطر حذف انقلابی گری از مجلس خبرگان وجود دارد. خطاب به دولت می فرمایند: هویتِ انقلابی باید در برنامه ریزی های دولت مبنا قرار بگیرد! خطاب به شورای عالی امنیت ملی می فرمایند: کارشناسی در شورای عالی امنیت ملی باید بر اساس هویت انقلابی باشد! در دیدار با اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام می فرمایند: هویت انقلابی باید بر سیاست های مجمع حاکم باشد. تمام اینها معنای این است که «هویت انقلابی» در معرض خطر است و مورد تهدید واقع شده و اعلامِ جنگِ فرهنگی و اقتصادی از سوی رهبری نیز بر همین اساس است.

اگر فردا به شما بگویند قرار است حداقلِ هویتِ شما که نام فامیلی شماست _که به قول آقایان وجود لفظی است_ را از شما بگیرند چه حالی پیدا می کنید؟! لرزه بر اندام شما می افتد! چون نسبت انسان با پدر و مادر و خانواده زیر سوال می‌رود و سند خانه و ماشین و دارایی ها و… که به این نام ثبت شده، دچار مشکل می‌شود و در این صورت چیزی از زندگی انسان باقی  نمی ماند! حال رهبری می فرمایند «هویتِ انقلابی» آن هم در سطح ساختارهای نظام و ارکان اصلی نظام در معرضِ خطر است! اگر انگیزه های مذهبی در عزاداری ها تکلیف خطری که توسط رهبری اعلام شده را مشخص نکند و مجالس عزای اباعبدالله در این چالش و برای عبور از این امتحان، مددکار جامعه شیعه نشود، پس از چه نهادی باید انتظار داشت؟!

واقعیت آن است که چالش های یک نظام اسلامی تنها بر اساس انگیزه های دینی حل خواهد شد و مرکز رشد و تقویت و هدایت انگیزه های دینی در عزاداری هاست. حال ما در منابر و اشعار و سخنرانی ها در عزاداری ها چه جهتی را برای مردم شکل می دهیم تا بنابر آن، عزاداری ها موتور محرکه حلِ مسائل نظام شوند. مسائل نظام، جنگِ فرهنگی و اقتصادی است نه حرکتِ سیاسی این شخص و آن گروه! بنابراین اگر عزاداری های ما بخواهد در مسیرِ انتقام خون سیدالشهداء (ع) و وفای به عهد حضرت ولی عصر (عج) قرار بگیرد، همانطور که از «سطحِ سنتی» به «سطحِ مبارزاتی» ارتقاء پیدا کرد، دوباره باید از «سطح مبارزاتی» به «سطحِ حکومتی» برسد که این مهم، نیازمندِ توضیح و توجیه عقلانی و درکی جدید از عاشورا و نسبت آن با جامعه امروز ماست که ان شاء الله در جلسات آتی می خواهیم به بیان آن بپردازیم.

«نقشِ قیام عاشورا در فلسفه تاریخ و جوامعِ الهی» از یک طرف، و «چگونگی جهت دهی قیام عاشورا در زمان حاضر» از طرف دیگر، عناوین مباحثی است در شبهای آینده بیان خواهد شد. البته همه به صورت وجدانی می دانیم انقلاب اسلامی ایران، مدیونِ عاشوراست اما اگر ما این مهم را به صورت عقلانی و استدلالی تحلیل نکنیم، آنوقت کسانی که استدلال و تخصص دارند حرکت نظام را به مقصود خود مصادره می کنند که این تخصص در زمان ما به دستِ کارشناسی غربی است که همه جهان با آن اداره می شود. اگر ما نتوانیم عزاداری هایمان را در «سطح حکومت» ارتقاء ندهیم، آن وقت اجتماع شیعه در عزاداری ها به خرده فرهنگ در اقوام و سنن تبدیل خواهد شد و حرکت نظام نیز به دست کارشناسی غربی خواهد افتاد. دقیقا مثل آنچیزی که الآن در کشورهای غربی اتفاق می افتد که می گویند: ما مشکلی نداریم که سیک ها و سنی ها و شیعیان و بودایی ها و… هر کدام به شعائر مذهبی خود عمل کنند؛ اما آیا حقیقتِ شأنِ عزاداری اباعبدالله (ع) این است؟!! خونی که سقفهای عرش را به لرزه انداخته است چنین شانی دارد که مثل خرده فرهنگ ها و سنن و مذاهب با آن برخورد شود؟!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.